در این فضای معلق، داستان از سطح واقعیت جدا میشود و به جهان خیال قدم میگذارد؛ جایی که اشیای ساده یک اتاق، نقش روایتگر پیدا میکنند. تخت، میز، دفترها و وسایل کوچک روزمره، دیگر بیجان نیستند؛ آنها نگراناند، حرف میزنند، دلتنگاند و مهمتر از همه، در پی فهمیدن حقیقتی هستند که از چشم آدمها پنهان مانده است.
وسایلی که بهدنبال صاحبشان میگردند
در «پرچم پرنده»، اشیا فقط عناصر صحنه نیستند؛ آنها شخصیتاند. هرکدام با زبان خود، خاطرهای از ریحانهسادات را مرور میکنند و در گفتوگو با هم، تصویری از دختری میسازند که دیگر در اتاق نیست.
در میان این اشیا، «پرچم» جایگاه ویژهای دارد؛ عنصری که برخلاف دیگر وسایل، امکان حرکت و عبور از مرزهای اتاق را پیدا میکند. همین ویژگی، پرچم را به نوعی «راوی جستوجوگر» تبدیل میکند؛ راویای که قرار است از فضای بسته اتاق خارج شود و رد صاحبش را در دنیای بیرون دنبال کند.
پرچم، در مسیر جستوجوی خود، از اتاقی خاموش به جهانی ناشناخته قدم میگذارد؛ جهانی که در ابتدا مبهم است، اما بهتدریج نشانههایی از واقعیت در آن آشکار میشود. این سفر، صرفاً یک حرکت داستانی نیست؛ نوعی گذار از خیال به حقیقت است. مخاطب همراه پرچم، آرامآرام از فضای کودکانه و استعاری داستان فاصله میگیرد و با لایهای واقعیتر از ماجرا روبهرو میشود.
در نهایت، جستوجو به نقطهای میرسد که حقیقت روشن میشود؛ حقیقتی تلخ که از شهادت ریحانهسادات ارمکی و اعضای خانوادهاش در جنگ12روزه حکایت دارد. اما روایت کتاب، این حقیقت را نه به شکل گزارشی خشک، بلکه در امتداد همان زبان لطیف و استعاری خود بیان میکند؛ بهگونهای که بار عاطفی ماجرا حفظ میشود، بدون آنکه مخاطب کودک در برابر آن دچار فشار مستقیم شود.
دختری میان زندگی روزمره و دغدغههای بزرگتر
در کنار روایت داستانی، کتاب تصویری کوتاه از ریحانهسادات نیز ارائه میدهد؛ دختری ۱۴ ساله که زندگیاش تنها به فضای خانه و مدرسه محدود نبوده است. او در خانوادهای فرهنگی و علمی رشد کرده؛ پدری پژوهشگر در حوزه هستهای و مادری معلم معارف اسلامی داشته و در چنین فضایی، با کتاب، فعالیتهای فرهنگی و فضای مجازی نیز آشنا بوده است.
این بخش از روایت، به شکل مستقیم وارد جزئیات زندگی شخصی نمیشود، اما در پسزمینه داستان، تصویری از یک نوجوان کنجکاو، فعال و درگیر با جهان اطرافش ارائه میدهد؛ نوجوانی که حضورش در داستان محور شکلگیری یک روایت احساسی و انسانی است.
یکی از ویژگیهای مهم «پرچم پرنده»، نحوه مواجهه آن با مفهوم فقدان است. کتاب تلاش نمیکند این موضوع را به شکل مستقیم و سنگین بیان کند، بلکه از مسیر خیال، همدلی و گفتوگوی اشیا به آن نزدیک میشود. همین انتخاب، اثر را برای مخاطب کودک قابلدسترستر میکند.
در واقع، کتاب بهجای آنکه بر «حادثه» تمرکز کند، بر «احساس» تمرکز دارد؛ احساس دلتنگی، انتظار، نگرانی و امید. این احساسات در دل گفتوگوهای اشیا و حرکت پرچم شکل میگیرند و بهتدریج، کودک خواننده را با خود همراه میکنند.
زبان ساده برای پرسشهای بزرگ
«پرچم پرنده» در ظاهر یک داستان ساده کودکانه است، اما در لایههای زیرین خود به پرسشهایی مهم نزدیک میشود: وقتی کسی نیست، چه چیزی از او باقی میماند؟ خاطرهها چگونه زنده میمانند؟ و چگونه میتوان با غیبت، بدون فرورفتن در ترس یا ناامیدی کنار آمد؟
پاسخ کتاب به این پرسشها، نه فلسفی است و نه مستقیم؛ بلکه در رفتار اشیا، در جستوجوی پرچم و در حس مشترک دلتنگی میان شخصیتها شکل میگیرد. همین ساختار باعث میشود کودک بدون احساس فشار، با مفاهیمی عمیقتر از سن خود مواجه شود.
در سراسر کتاب، یک عنصر ثابت دیده میشود: همدلی. اشیای اتاق ریحانهسادات، هرچند بیجان، اما در رفتار خود نوعی همدلی را بازتاب میدهند. آنها تنها نگران خود نیستند، بلکه به دنبال فهمیدن حال صاحبشان هستند. این ویژگی، پیام اصلی کتاب را شکل میدهد؛ اینکه تعلق، فقط فیزیکی نیست و رابطه میان انسانها و حتی اشیا، بر پایه احساس و خاطره نیز ساخته میشود.
پرچم در این میان، نقش واسطه را دارد؛ واسطهای میان داخل و خارج، میان خیال و واقعیت، و میان دلتنگی و حقیقت.
«پرچم پرنده» را میتوان تلاشی دانست برای روایت یک واقعیت سنگین در قالبی نرم، استعاری و کودکانه. کتاب به جای آنکه مستقیماً به حادثه بپردازد، از مسیر خیال، اشیا و سفر یک پرچم، تجربهای احساسی خلق میکند که برای مخاطب کودک قابلدرکتر است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
قالیچه دورتادور اتاق را نگاه کرد. به پُفالو که رسید، گفت: نه؛ این کار تو نیست. همینطور چشمهایش را چرخاند تا رسید به پرچم ایران. ریحانه این پرچم کاغذی را خیلی دوست داشت. داداش کوچولویش علی، پرچم را نقاشی کرده بود و روز تولدش به او هدیه داده بود. قالیچه گفت: «پرچم! خوب به حرفامون گوش کن، خب؟ تو باید از لای پنجره بری بیرون. خودت رو برسونی پارک پایین خونه، بری توی بقالی محله، بری مسجدی که ریحانه همیشه میره؛ رفیقهاش رو پیدا کنی، همهجا سرک بکشی و از ریحانه خبر بیاری.»
کتاب«پرچم» نوشته مرضیه اعتمادی در 36صفحه و از سوی انتشارات نوشکا(واحد انتشارات کودک و نوجوان شهید کاظمی) منتشر شده است.