«.. سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام یَقُولُ: إِیَّاکُمْ أَنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا یُعَیِّرُونَّا بِهِ... کُونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَیْهِ زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْهِ شَیْناً... وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ لَا یَسْبِقُونَکُمْ إِلَى شَیْءٍ مِنَ الْخَیْرِ فَأَنْتُمْ أَوْلَى بِهِ مِنْهُمْ...: مبادا کاری کنید که ما را به آن سرزنش کنند... برای کسی که به او منسوب هستید، مایه زینت باشید و مایه ننگ او مباشید... در تشییع جنازههایشان حضور یابید و مبادا آنان در هیچ کار خیری بر شما پیشی گیرند؛ چراکه شما به آن، سزاوارترید.» (الکافی، ج۲، ص۲۱۹)
در ادبیات فقه سیاسی و جامعهشناسی راهبردی، «اقتدار» و «عزت»، مفاهیمی انتزاعی نیستند، بلکه اصولی بنیادین و حیثیاتی تقیدی بهشمار میروند که قوام، بقا و جایگاه بینالمللی هر جامعه در گرو تحقق آنهاست. هیچ نظام سیاسی پویایی نمیتواند در مناسبات اجتماعی، دیپلماتیک و ژئوپلیتیک خود، از مؤلفه «عزت» چشمپوشی کند. یکی از کانونهای اصلی جوشش اقتدار و بازیابی روحیه جمعی در جوامع، پاسداشت و تکریم قهرمانان و نمادهای فداکاری آن ملت است.
ایران اسلامی در شرایطی قرار دارد که بهمنظور استحکام پایههای اقتدار و توسعه عمق راهبردی خویش، در ساحتهای سهگانه «میدان»، «دیپلماسی» و «خیابان» کنشگری فعال دارد. در این میان، مناسک باشکوه تشییع پیکر «آقای شهید ایران»، نهصرفا یک آیین سوگواری، بلکه یک «عملیات راهبردی» است که نقشی بیبدیل در افزایش اقتدار و عزت نظام اسلامی ایفا میکند.
با تکیه بر کلام نورانی حضرت امامصادق (ع)، میتوان ابعاد و پیامدهای این رویداد عظیم را در سه محور تحلیلی زیر صورتبندی کرد:
۱. قدرت نرم و تألیف قلوب: مطابق این حدیث شریف، تشییع به خودیخود، واجد ظرفیتی بینظیر برای «تألیف قلوب» و همگرایی اجتماعی است. در ادوار مختلف، تشییع پیکر شهدای شاخص، نقطه عطفی در تغییر محاسبات دشمن و معادلات سیاسی بوده است.
شخصیتی ذوابعاد که بیش از شش دهه از عمر شریف خویش را وقف اعتلای اسلام و انقلاب اسلامی کرده است، شهادتش نیز لاجرم پیامدهایی چندوجهی و عمیق خواهد داشت و چنانکه در اسفندماه خون این شهید والامقام، سبب تقویت سرمایه اجتماعی شد، تشییع پیکر مطهرش نیز در دوران سکوت ظاهری میدان نبرد، میتواند خونی تازه به رگهای ایران مقاوم، سریان دهد و بهعنوان بالاترین سطح از «قدرت نرم»، مناسبات داخلی و خارجی را متأثر سازد.
۲. جنگ شناختی و هژمونی روایت اول: فراز عمیق «مبادا دیگران در کار خیر، بر شما پیشی گیرند»، در تطبیق با اقتضائات زمانه، دلالتی روشن بر حوزه رسانه و «جنگ شناختی» دارد. در عصر حاضر، روایتگری یک رویداد حق، خود مصداق اتم کار خیر و تکلیف اجتماعی است. دستگاههای رسانهای و نخبگان جامعه اسلامی، نباید اجازه دهند که جریان رقیب در بازنمایی این حضور حماسی، پیشدستی کند. در دست گرفتن «مرجعیت روایت اول» و مخابره هوشمندانه این حماسه به افکار عمومی جهان، مانع از تحریف واقعیت توسط رسانههای معاند میشود و تثبیتکننده پیام اقتدار ملت است.
۳. حکمرانی مناسک و نفی وهن: بخش آغازین روایت، خطابی راهبردی به کلیت جامعه (اعم از آحاد مردم و دستگاههای حاکمیتی) است. برگزاری تشییعی در این سطح از گستردگی، نیازمند بالاترین سطح از دقت، ظرافت و «مدیریت هوشمند تجمعات» است. هرگونه قصور در نظمبخشی، ایمنی یا شئون مراسم که به بینظمی یا آسیب بینجامد، میتواند دستاویزی برای طعن دشمنان (یُعَیِّرُونَّا بِهِ) باشد، بنابراین همبستگی دولت و ملت در برگزاری بینقص این مناسک، ترجمان عملی «زینت بودن برای مکتب» است و بهت و حیرت ناظران جهانی را از این حجم دلدادگی و شکوه سازمانی، درپی خواهد داشت.
درنهایت، چنانچه این رویداد عظیم با درک صحیح از الزامات پیشگفته محقق شود، کارکردهای راهبردی زیر را برای جمهوریاسلامی ایران به ارمغان خواهد آورد:
۱- تجدید و تعمیق انسجام و همبستگی ملی؛
۲- ارتقای تصاعدی سطح بازدارندگی امنیتی دربرابر تهدیدها؛
۳- حفظ ابتکار عمل و ایجاد پشتوانه و عقبهای قدرتمند برای سربازان عرصه دیپلماسی و میدان؛
۴- استحکام پایههای اقتدار نرم نظام در عرصه بینالملل؛
۵- تجلی یک رفراندوم عینی و ساختاریافته در حمایت از گفتمان مقاومت و نظام اسلامی؛ و در یک کلام، این تشییع حماسی، به نقطهعطفی در مسیر مستمر «امتسازی» و حرکت بهسوی تمدن نوین اسلامی مبدل خواهد شد.