به گزارش شهرآرانیوز؛ بغضی در سینهاش داشت و در این حدود ۱۳۰ روزی که از شهادت رهبر شهید میگذشت فرصتی برایش پیش نیامده بود که برای این غم سنگین گریه کند. این را میتوان از چهره بانویی که در کنار مسیر خیابان منتهی به حرم ایستاده بود، حدس زد.
وقتی جلوتر رفتم چشمش به من افتاد، قابی از رهبر شهید را که در دستانش گرفته بود بالاتر گرفت، او علت حضورش در این مراسم را دلتنگی برای رهبر شهید و آخرین وداع با ایشان دانست و گفت: اگرچه دلمان برای ایشان تنگ میشود، اما میدانم رهبر شهیدمان سالها برای حفظ آرمانهای نظام، همراه مردم بودند، فکرشان و توصیه شان به مسئولان، توجه به جایگاه مردم به عنوان سرمایهای بزرگ بود، ما نیز به ایشان قول میدهیم مسیر نظام و رهبری را ادامه میدهیم.
به محض پایان گفتوگو، جمعیت کمی متراکمتر میشود، هر لحظه میگذرد به زمان حرکت خودروی پیکر رهبر شهید نزدیکتر میشویم.
در این میان جمعیت، مادری را میبینم که با سه فرزندش به مراسم تشییع آمده است، او دو دختر حدود ۹ و ۱۰ ساله دارد و پسر کوچکش در آغوش مادر آرام گرفته است. مادر و دو دختران او چفیه هایشان را روی چادرهایشان گذاشتند و این موضوع باعث شباهت بیشتر میان آنها شده است.
او میگوید: به خود میبالم که مادر سه فرزند هستم، رهبر شهید بارها در منویات خود به این موضوع تاکید داشتهاند که جایگاه مادران بسیار مهم و اثرگذار است، از این رو سعی میکنم وظایف مادریام را درست انجام دهم تا روح شهید از من راضی باشد.
چفیه رهبر شهید را که حاوی عکسی از ایشان بود مقابل چهره اش باز کرده بود و در مسیر خیابان منتهی به حرم ایستاده بود.
او از جمله دختران جوانی بود که ایده اش باعث شده بود چشمم به او بیفتد، وقتی جلوتر رفتم تا از او درباره حضور و پیامش به رهبر شهید بپرسم، گفت: این عکس روی این چفیه خودش دنیایی از پیام است، اما مهمترین پیام به رهبر شهید این است که برایمان دعا کنند و ما را ببخشند اگر آن طور که باید ایشان را نشناختیم.