به گزارش شهرآرانیوز؛ اگر قرار باشد برای آخرینبار، پیکر رهبرشهید، آیتا... العظمیخامنهای به مشهد بازگردد، این بازگشت فقط یک جابهجایی جغرافیایی نیست؛ بازگشتِ یک زندگی به نقطه آغاز خودش است. مشهد، شهری است که ایشان در آن زاده شدند، در کوچهها و محلههایش بالیدند، در مسجدها و مدرسههایش آموختند و منبر و تفسیر گفتند و در فضای دینی و سیاسیاش به چهرهای شناختهشده بدل شدند.
رابطه ایشان با مشهد، رابطهای عادی و تشریفاتی نبوده است؛ این شهر در روایت زندگیشان هم «خانه» است و هم «صحنه»، هم «خاطره» است و هم «مسئولیت». از همینرو، هر سخن از بازگشت نهایی آیتا... العظمیخامنهای به مشهد، ناگزیر با پرسش از معنای این پیوند همراه میشود: مشهد برای ایشان چه بوده است و ایشان برای مشهد چه کردهاند؟
براساس منابع زندگینامهای، آیتا... العظمیسیدعلیحسینیخامنهای در ۲۹ فروردین ۱۳۱۸خورشیدی در مشهد به دنیا آمد و محل تولد ایشان منطقه بازار سرشور بوده است. همین ریشه، ایشان را از نخستین سالهای حیات در دل بافت سنتی و مذهبی شهر قرار داد؛ بافتی که در آن خانوادههای روحانی، بازار، مدرسههای دینی و حرم امامرضا (ع) شبکه اصلی زندگی شهری را میساختند.
آیتا... العظمیخامنهای تحصیل را در چهارسالگی از مکتبخانه و با فراگیری قرآن کریم شروع کردند. دوره دبستان را در نخستین مدرسه اسلامی مشهد، دارالتعلیم دیانتی، گذراندند. در همین ایام، یادگیری قرائت و تجوید قرآن را نزد برخی قاریان مشهد شروع کردند؛ همزمان با تحصیل در کلاس پنجم دبستان، تحصیلات مقدماتی حوزوی را نیز آغاز کردند.
شوق وافر ایشان به تحصیلات حوزوی و تشویق والدین سبب شد که آیتا... العظمیخامنهای پس از اتمام دوره دبستان، وارد دنیای طلبگی شوند و تحصیل علوم دینی را در مدرسه سلیمانخان ادامه دهند. ایشان بخشی از مقدمات را نیز نزد پدر طی کردند. سپس به مدرسه نواب رفتند و دوره سطح را در آن به پایان بردند؛ همزمان با تحصیلات حوزوی دوره دبیرستان را تا سال دوم متوسطه ادامه دادند.
سوای این موارد پدر ایشان، آیتا... سیدجوادخامنهای، از روحانیان سرشناس مشهد بود و همین زمینه خانوادگی، پیوند ایشان با سنت علمی و مذهبی شهر را عمیقتر کرد.
«مشهد» در این معنا فقط محل تولد نبوده، بلکه محیطی بوده که شخصیت ایشان در آن شکل گرفته است. نزدیکی به حرمرضوی و زیست روزمره در شهری زیارتی، از ایشان چهرهای ساخت که بعدها در سخنرانیهایشان نیز بارها از آن یادکردند و این یادکرد، نشانهای از احساس تعلق ایشان به این فضا بوده است.
نقطه آغازین ورود ایشان به فعالیتهای سیاسی، دیدارشان با سیدمجتبى نوابصفوی (میرلوحی) در مشهد بوده که به بیان خودشان اولین بارقههای انقلابی را در ایشان پدید آورده است. این دیدار در نوجوانی رخ داده، اما نقش مشهد در زندگی آیتا... العظمیخامنهای فقط به تولد و نوجوانی محدود نمانده است. ایشان در سالهای پیش از انقلاب، در فضای فکری و مذهبی مشهد به یکی از چهرههای اثرگذار جریان دینی-انقلابی بدل شدهاند و نامشان در کنار معدود روحانیان مجاهد و فعال آن دوره قرار گرفته است.
گزارشهای تاریخی از مشهد پیش از انقلاب نشان میدهد که ایشان در میان حوزویان، خطیبی پرتحرک و مفسری اثرگذار بودهاند و با حضور در مسجدهایی، چون مسجد کرامت، مسجد امامحسن (ع) و مدرسه میرزاجعفر، پایگاه فکری خود را در متن شهر بنا کردهاند.
از نظر ساواک مشهد، افرادی، چون آیتا... العظمیخامنهای از مدرسان روشنفکر و انقلابی حوزههای علمیه تلقی میشدهاند که ضمن داشتن ارتباط با دانشجویان و جوانان، مروج اندیشههای مبارزاتی امامخمینی (ره) و خواستار آگاه ساختن طلاب علومدینی به مسائل سیاسی و اجتماعی بودهاند. در این میان مسجد کرامت مشهد، در روایتهای تاریخی، یکی از اصلیترین کانونهای فعالیت ایشان معرفی شده است؛ جایی که سخنرانیها و تفسیرهایشان نسل جوان را جذب میکرده و ساواک را به واکنش وادار میساخته است.
در همین فضا بوده که ایشان نهفقط موعظهگر، بلکه ساماندهنده یک نوع کنش دینی-سیاسی شدهاند؛ کنشی که مشهد را از یک شهر زیارتی صرف به یک میدان بیداری سیاسی نیز بدل میکرده است. تعبیر امامخمینی (ره) از مشهد بهعنوان «شهر بیدارشده» نیز درهمینزمینه معنا پیدا میکند.
اگر بخواهیم پیوند رهبرشهید با مشهد را در یک کانون نمادین خلاصه کنیم، آن کانون حرم امامرضا (ع) است. در بیانات ایشان، حرمرضوی تنها یک مکان مقدس نیست، بلکه «پایگاه نورانی، معنوی و الهی» است؛ جایی که آغاز سال و آغاز معنا در کنار هم قرار میگیرند.
ایشان در همان سخنرانی نوروزی سال۱۳۷۵ تصریح میکنند: «شروع سال جدید در زیر سایه نورانى مرقدمطهر حضرت ثامنالائمه علیه آلاف التحیّة والثّناء، توفیقى براى همه ماست. چه مردم عزیز مشهد که در طول سال هم از این نعمت بزرگ برخوردارند و چه زوار مشتاق و علاقهمندى که از شهرها و مناطق دیگر عاشقانه تشریف آوردهاند.
حضور در این مرقد مطهر و زیر سایه این پایگاه نورانى، معنوى و الهى، فرصتى است که همه ما بتوانیم به وظایفى که بهطورمعمول، مخصوص شروع سال است، توجّه کنیم؛ وظایفى که مربوط به مقاطع است و از جمله مقاطع براى همه ملتها و کشورها، مقطع سال است که شمارش تاریخ، زندگى و عمر خود را با حساب آن مقطع انجام مى دهند.»
این زبان، زبان یک سیاستمدارِ صرف نیست؛ زبان کسی است که مشهد را در نسبت با قدسیت، خاطره جمعی و نظم معنوی زندگی فهم کرده است. از این منظر، مشهد برای آیتا... خامنهای شهرِ «زیارت» بوده است، اما همزمان شهرِ «مجاورت» هم بوده است؛ یعنی نه فقط مقصد زائر، بلکه خانه ساکنانِ پیوسته با حرم. همین دوگانه، در سخن ایشان بارها تکرار شده و نشان داده که مشهد در ذهن ایشان از سطح جغرافیا فراتر رفته و به بخشی از هویت دینی-اجتماعی بدل شده است.
ایشان همچنین به واسطه حرممطهررضوی، مشهد را قطب معنوی و مرکز تمدناسلامی، سنگر انقلاب و محل وحدت امت و تجلی برادری اسلامی معرفی کردهاند. علاوه بر اینها وجود مکرر تعبیری، چون «مشهد شهر امامرضاست» در بیانات ایشان نشاندهنده هویتبخشی به شهر بر پایه حضور امامرضا (ع) است.
در منابع موجود، نقلقولهای مستقیم ایشان درباره مشهد کم نیست، اما چند عبارت برجستهتر است. از جمله، ایشان در بیاناتشان مشهد را نهفقط محل زیستن، بلکه محل دریافت برکت و مسئولیت میدانستند. ایشان در دیدار با مسئولان استان خراسان رضوی در سال۱۳۹۳ توصیه و تأکید داشتند که «مشهد تنها یک شهر نیست؛ مشهد یک پایگاه عظیم دینی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است و باید با نگاه ملی و فراملی به آن نگاه کرد.»
علاوهبراین وقتی نوروز سال۱۳۷۵ و پس از برگزاری انتخابات پنجمین دوره مجلسشورایاسلامی در ۱۸ اسفند۱۳۷۴ میهمان مردم مشهد شدند، خطاب به «مردم مشهد» بهطور ویژه از رشد مشارکت آنان در انتخابات قدردانی کردند و آن را نشانهای از آمادگی و هوشیاری اجتماعی شهر دانستند.
ایشان گفتند: «مطلب اول مربوط به شما مشهدیهاى عزیز و مؤمن است که لازم است بگویم تا همه بدانند. ما براى انتخاباتى که گذشت، از همه ملت ایران تشکر کردیم؛ چون اقبال به انتخابات خیلى خوب بود. اما باید از مردم مشهد یک تشکر دیگر هم بهطور ویژه بکنیم؛ چون رشد شرکت در انتخابات در مشهد، نسبت به دوره قبلِ آن -براساس گزارشى که به من دادهاند- در حدود ۵۰ درصد است. خیلى رقم بالایى است که خبر از چیزهاى خوبى مىدهد و تحلیلگران را به مداقه مىطلبد. البته نمونههاى برجستهاى از این قبیل، در همهجا هست و درمورد مشهد، این برجستگى ویژه وجود داشت که اشاره شد.»
این نوع خطاب، مشهد را در نگاه ایشان صرفا یک شهر تاریخی یا مذهبی نمیسازد، بلکه آن را جامعهای فعال و اثرگذار در مقیاس ملی معرفی میکند. به بیان دیگر، شهید آیتا... العظمیخامنهای به مشهد فقط عشق نمیورزیدند؛ از آن انتظار هم داشتند و آن را بخشی جداییناپذیر از پیکره سیاسی-اجتماعی ایران میدانستند.
مشهد در زندگی آیتا... العظمیخامنهای همچنین شهر خاطرههای شخصی است. خاطرات مربوط به خانهها، مدرسهها، محفلها و مسجدهایی که ایشان در آنها رفتوآمد داشتهاند، بخش مهمی از روایت زندگی ایشان را میسازد. گزارشهای تاریخی از سرشور، پایینخیابان، خیابان نادری و مسجد کرامت نشان میدهند که ایشان در متن محلات قدیمی شهر نفس کشیده و در همان فضاها رشد کردهاند.
برای نمونه آیتا... العظمیخامنهای در دوران جوانی و پیش از انقلاب با تخلص شعری «امین» در جلسات ادبی مشهد، از جمله جلسات انجمن ادبی فرخ و محافل شعری و ادبی که در منزل ادیبان و شاعران مشهدی تشکیل میشده است، حضور فعال داشتهاند.
ازاینرو، مشهد برای ایشان شهری است با نشانههای ملموس: کوچه، مسجد، بازار، حرم، خانه پدری و جمعهای علمی و ادبی. این لایههای خاطرهای باعث شدهاند که بازگشت ایشان به مشهد، در روایت عمومی، همواره معنایی فراتر از یک مراسم خاکسپاری داشته باشد. ایشان از مشهد برآمدند، در مشهد شناخته شدند و در خاطره جمعی شهر نیز بهعنوان یکی از فرزندان برجستهاش ثبت شدند.
در نهایت میتوان گفت رابطه آیتا... العظمیخامنهای و مشهد بر سه پایه استوار است: تولد و هویت، مبارزه و کنش و معنویت و خاطره. مشهد برای ایشان شهری است که در آن زاده شدند، در آن رشد فکری یافتند، از آن پایگاه مبارزه ساخت و بارها آن را در مقام شهری قدسی و مردمی ستودند.
پس اگر امروز از بازگشت نهایی ایشان به این شهر مشهد سخن میرود، این بازگشت، بازگشت به نقطهای است که از ابتدا در زندگی ایشان حضور داشته است. ازهمینرو، پیوند رهبرشهید با مشهد را باید بخشی از تاریخ معاصر این شهر دانست؛ شهری که در آن سنت دینی، سیاست، بازار، حرم و خاطره شخصی به هم رسیدهاند. در چنین روایتی، مشهد فقط زادگاه یک رهبر نیست؛ یکی از صحنههای اصلی شکلگیری اوست.
۱۳۱۸
تولد در مشهد، در خانوادهای روحانی و مذهبی. ایشان در همین شهر و در فضای سنتی پیرامون حرمرضوی رشد کردند.
دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰
دوران کودکی و نوجوانی در محلههای قدیمی مشهد، از جمله سرشور. این دوره، پایههای نخستین تربیت دینی و اجتماعی ایشان را شکل داد.
اوایل دهه ۱۳۳۰
ورود جدیتر به تحصیلات حوزوی در مشهد و آغاز پیوند عمیقتر با حوزه علمیه شهر. ایشان بعدها بخشی از درسهای فقه و اصول را نزد آیتا... میلانی ادامه دادند.
۱۳۳۶
سفر کوتاه به نجف برای زیارت و آشنایی با فضای علمی آن حوزه؛ اما پیوند اصلی ایشان با مشهد همچنان حفظ شد و بازگشتشان به این شهر در مسیر تحصیل و زندگی ادامه یافت.
۱۳۴۳
بازگشت و ماندگاری در مشهد، همراه با مراقبت از پدر بیمار و ادامه تحصیل و تدریس در همین شهر. از این مقطع، نقش ایشان در فضای حوزوی مشهد پررنگتر شد.
۱۳۴۴
آغاز شکلگیری «بنای کرامت» که بعدتر به مسجد کرامت تبدیل شد؛ یکی از مهمترین پایگاههای فعالیت فکری و اجتماعی آیتا... العظمیخامنهای در مشهد.
۱۳۵۱
تبدیل رسمی بنای کرامت به مسجد کرامت؛ مسجدی که بهتدریج به یکی از مراکز اصلی سخنرانیها و جلسات تفسیر ایشان بدل شد.
۱۳۵۲
برگزاری نماز جماعت و جلسات تفسیر آیتا... العظمیخامنهای در مسجد کرامت؛ این جلسات بهسرعت مخاطبان جوان و مذهبی بسیاری را جذب کرد.
۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳
دوره اوج فعالیتهای فکری و تبلیغی در مشهد، با جلسات تفسیر و ایدئولوژی در مسجد کرامت، مسجد امامحسن (ع) و مدرسه میرزاجعفر. این دوره، مشهد را به پایگاه مهم مبارزاتی ایشان تبدیل کرد.
دی ۱۳۵۳
یورش ساواک به خانه ایشان در مشهد و بازداشتشان؛ این بازداشت، یکی از سختترین برخوردهای امنیتی با ایشان در دوران مبارزه بود.
آذر ۱۳۵۶
بازداشت و سپس تبعید به ایرانشهر؛ این رخداد، مرحله تازهای در فشار سیاسی بر ایشان بود، هرچند پیوندشان با مشهد همچنان در حافظه عمومی شهر باقی ماند.
مهر ۱۳۵۷
بازگشت از تبعید و حضور دوباره در مشهد در آستانه اوجگیری انقلاب؛ ایشان بار دیگر در صف مبارزان انقلابی شهر قرار گرفتند.
پس از انقلاب تا دهههای بعد
بازگشتهای متعدد به مشهد برای دیدار با زائران و مجاوران حرمرضوی و سخنرانی در جمع آنان؛ در این سخنرانیها، مشهد همواره شهری معنوی و اثرگذار در نگاه ایشان معرفی شده است.
اطلاعات سالشمار از پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری استخراج شده است.