به گزارش شهرآرانیوز، سوره محمد (ص) با ترسیم قواعد نبرد حق و باطل آغاز میشود و در آیات آغازین صفحه ۵۱۱ قرآن، یکی از مهمترین سنتهای الهی را بیان میکند، سنتی که بر اساس آن، پیروزی نهایی از آن جبهه ایمان و شکست قطعی در انتظار دشمنان خداست.
تفسیر المیزان این آیات را صرفاً وعدهای مربوط به یک جنگ تاریخی نمیداند، بلکه آن را قانونی همیشگی معرفی میکند، قانونی که هرگاه مؤمنان در مسیر خدا استقامت کنند، نصرت الهی نیز حتمی خواهد بود. پیروزی در این آیات تنها غلبه نظامی نیست، بلکه شکست نقشهها، نابودی آثار دشمن و تثبیت جبهه حق را نیز در بر میگیرد.
آیات با این هشدار آغاز میشود «الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ». مقصود از «أضل أعمالهم» تنها بیاثر شدن اعمال اخروی نیست، بلکه خداوند تمام برنامهها، سرمایهگذاریها و طراحیهای دشمن برای خاموش کردن نور حق را نیز بینتیجه میگذارد.
در نقطه مقابل، درباره مؤمنان میفرماید که «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ... کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ» یعنی خداوند علاوه بر آمرزش گناهان، وضعیت آنان را سامان میدهد. علامه «أصلح بالهم» را اصلاح همه امور زندگی، قدرت تصمیمگیری، آرامش روحی و استحکام جامعه مؤمنان میداند عواملی که زمینهساز پیروزی در میدان نبرد نیز هستند.
قرآن علت این تفاوت را نیز بیان میکند «ذَلِکَ بِأَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ». محور اصلی نزاع، قدرت نظامی یا امکانات ظاهری نیست بلکه حق و باطل است. هر جبههای که بر مدار حق حرکت کند، در مسیر سنتهای الهی قرار گرفته و امداد خدا را با خود خواهد داشت. اما هر جریانی که بر پایه باطل شکل بگیرد، حتی اگر ظاهراً قدرتمند باشد، سرانجام فروخواهد ریخت، زیرا با سنتهای الهی در تعارض است.
این نگاه، امید مؤمنان را به وعده الهی مستحکم میکند وعدهای که وابسته به تحلیلهای زودگذر سیاسی نیست، بلکه بر قانون تغییرناپذیر خداوند استوار است.
در ادامه، آیه چهارم با عبارت «فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا...» دستورالعمل میدان نبرد را بیان میکند. قرآن از مؤمنان میخواهد در برابر دشمن متجاوز سستی نکنند و تا شکسته شدن قدرت او استقامت داشته باشند.
این آیه بیانگر ضرورت اقتدار در برابر دشمن است، نه خشونت بیضابطه. هدف جنگ در منطق قرآن، از میان برداشتن قدرت تجاوز و فتنه است. به همین دلیل پس از پایان درگیری، سخن از اسیر گرفتن و آزادی یا مبادله آنان مطرح میشود نشانهای از اینکه اسلام حتی در میدان جنگ نیز اخلاق و عدالت را کنار نمیگذارد.
در پایان همین آیه، خداوند میفرماید که «وَلَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَکِنْ لِیَبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ» اگر خدا میخواست، خود بدون جنگ دشمن را نابود میکرد، اما سنت الهی بر امتحان انسانها قرار گرفته است. المیزان این جمله را یکی از کلیدیترین مباحث جهاد میداند یعنی پیروزی قطعی است، اما انسان باید سهم خود را در این مسیر ایفا کند.
در ادامه، خداوند از شهیدان راه حق یاد میکند «وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ».
این آیه پاسخی به یک نگرانی طبیعی است، اینکه آیا جانفشانی مجاهدان از بین میرود؟ قرآن با قاطعیت پاسخ میدهد که هیچ عملی در راه خدا نابود نمیشود. سپس میفرماید که «سَیَهْدِیهِمْ وَیُصْلِحُ بَالَهُمْ وَیُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ».
علامه معتقد است هدایت در این آیات، هدایت پس از شهادت و رساندن انسان به جایگاه نهایی خویش است.
بنابراین، دشمن شاید بتواند جسم مؤمن را هدف قرار دهد، اما هرگز قادر نیست او را از رسیدن به مقصد الهی بازدارد. در حقیقت، شهادت نه شکست، بلکه یکی از جلوههای پیروزی قطعی جبهه حق است.
اوج این بخش از سوره، آیه هفتم است، آیهای که یکی از روشنترین وعدههای قرآن درباره پیروزی را بیان میکند که «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ».
مقصود از یاری خدا، یاری دین، احکام، پیامبر و جبهه حق است. خداوند نیازی به کمک بندگان ندارد، اما هرکس در مسیر او قدم بردارد، نصرت الهی را دریافت خواهد کرد.
تعبیر «یُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» نیز تنها به استواری در میدان جنگ محدود نیست؛ بلکه شامل ثبات فکری، روحی، اجتماعی و سیاسی نیز میشود. جامعهای که بر محور حق حرکت کند، از تزلزل و فروپاشی در امان خواهد بود.
منبع: فارس