صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

پاسخ ملت به چند پرسش تاریخی با حضور در حماسه تشییع رهبری

  • کد خبر: ۴۲۹۶۰۶
  • ۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۶
آنچه در یک هفته گذشته و در آیین‌های باشکوه تشییع رهبر شهید در تهران، قم، نجف، کربلا و سرانجام مشهد رخ داد، بی‌تردید در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران و جهان اسلام به‌عنوان یک مقطع ماندگار ثبت خواهد شد.

آنچه در یک هفته گذشته و در آیین‌های باشکوه تشییع رهبر شهید در تهران، قم، نجف، کربلا و سرانجام مشهد رخ داد، بی‌تردید در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران و جهان اسلام به‌عنوان یک مقطع ماندگار ثبت خواهد شد. این حضور عظیم مردمی، صرفا یک مراسم تشییع نبود؛ بلکه پاسخی روشن و عملی به مجموعه‌ای از پرسش‌هایی بود که طی سال‌های گذشته، از سوی تحلیلگران، رسانه‌ها و مراکز تصمیم‌سازی درباره جمهوری اسلامی، نسبت مردم و حکومت، آینده انقلاب اسلامی و جایگاه رهبری دینی مطرح می‌شد.

نخستین پرسش، نسبت میان مردم و حکومت در جمهوری اسلامی ایران بود. سال‌ها این روایت تکرار می‌شد که جمهوری اسلامی یک حکومت آرمان‌گراست و این آرمان‌گرایی، مردم را در‌معرض جنگ، تحریم، فشار‌های اقتصادی و مشکلات معیشتی قرار داده است. بر‌همین‌اساس، چنین القا می‌شد که هرچه حکومت بر آرمان‌های خود پافشاری کند، به همان میزان از مردمی که به‌دنبال امنیت، آرامش و بهبود زندگی هستند، فاصله خواهد گرفت. 

نتیجه‌ای که از این تحلیل گرفته می‌شد، آن بود که آرمان‌گرایی در ایران، نه یک انتخاب ملی، بلکه صرفا انتخاب حکومت است؛ اما تشییع میلیونی رهبر شهید، این پرسش را به‌گونه‌ای دیگر پاسخ داد. آنچه در خیابان‌های شهر‌های مختلف و به‌ویژه در ایران دیده شد، نشان داد که آرمان‌های انقلاب اسلامی همچنان از پشتوانه اجتماعی برخوردار است و نسبت میان مردم و نظام را نمی‌توان صرفا با شاخص‌های اقتصادی یا فشار‌های خارجی سنجید. 

حضور گسترده مردم از اقشار مختلف، با سلایق و سبک‌های زندگی متفاوت، بیانگر آن بود که این پیوند، ریشه در باور‌های عمیق‌تری دارد؛ باور‌هایی که در طول نزدیک به پنج دهه، با وجود همه فشارها، همچنان پابرجا مانده است. پرسش دوم، جایگاه راه انقلاب اسلامی در جهان اسلام بود. سال‌ها گفته می‌شد که این مسیر، راهی پرهزینه، پرحادثه و همراه با جنگ، تحریم و درگیری است و در مقابل، الگو‌های دیگری همچون مدل ترکیه، مدل عربستان، دولت‌های سکولار یا الگو‌های مبتنی بر سازش با آمریکا، به‌عنوان راه‌حل‌های جایگزین معرفی می‌شدند. 

آنچه در تشییع‌های نجف، کربلا و دیگر شهر‌های اسلامی مشاهده شد، نشان داد که این برداشت نیز با واقعیت فاصله دارد. اگرچه راه انقلاب اسلامی، راهی پرهزینه و همراه با سختی‌ها بوده است، اما همچنان در نگاه بخش قابل توجهی از جهان اسلام، راهی روشن و خوش‌عاقبت تلقی می‌شود. حمایت گسترده مردمی از این گفتمان، صرفا حمایت عاطفی نیست، بلکه پذیرش مسئولیت و پذیرش هزینه را نیز در خود دارد.

همین واقعیت نشان داد که مدل‌های موازی، با وجود تبلیغات فراوان، نتوانسته‌اند جایگاه گفتمان انقلاب اسلامی را در میان ملت‌های مسلمان به چالش بکشند. سومین پرسش، درباره نسبت دین و حکومت بود. برخی تصور می‌کردند که حکومتی که با شعار دین شکل گرفته، پس از گذشت نزدیک به نیم قرن و در سایه مشکلات ناشی از جنگ، تحریم و فشار‌های خارجی، دیگر جایگاه گذشته خود را در دل مردم نخواهد داشت و نسل‌های جدید نیز ارتباطی با آرمان‌های نخستین انقلاب برقرار نخواهند کرد.

 اما این تشییع، پاسخ دیگری به این پرسش داد. حضور نسل‌های مختلف در کنار یکدیگر نشان داد که آرمان حکومت دینی که در سال۱۳۵۷ یکی از اصلی‌ترین مطالبات مردم بود، همچنان در کانون توجه بخش مهمی از جامعه قرار دارد.

 به همین دلیل، نمی‌توان حکومت دینی را صرفا با جنگ، تحریم یا فشار‌های اقتصادی از صحنه خارج کرد؛ زیرا پیوند آن با جامعه، تنها یک پیوند سیاسی نیست، بلکه ریشه در باور‌های دینی و هویتی مردم دارد. پرسش مهم دیگر، استمرار رهبری دینی بود. بسیاری گمان می‌کردند کاریزمای امام‌خمینی (ره) پدیده‌ای استثنایی و غیرقابل تکرار بوده است، اما آنچه در این روز‌ها مشاهده شد، نشان داد که این فرهمندی، محدود به یک مقطع تاریخی نبوده است.

اگر امام خمینی (ره) در متن یک انقلاب به چنین جایگاهی رسید، رهبر شهید در متن نزدیک به پنج دهه مدیریت کشور، در میان جنگ‌ها، تحریم‌ها، فشار‌های خارجی و مشکلات داخلی، همین سرمایه اجتماعی را حفظ کرد. از‌همین‌رو، جمعیت عظیمی که برای وداع با رهبر شهید به میدان آمد، تنها برای بدرقه یک شخصیت سیاسی حضور نیافته بود؛ بلکه در‌حقیقت، استمرار جایگاه رهبری دینی را به نمایش گذاشت. 

این حضور نشان داد که محوریت رهبری الهی، با گذشت زمان کاهش نیافته و همان پیوند عمیقی که میان مردم و امام خمینی (ره) شکل گرفته بود، در استمرار این مسیر نیز قابل مشاهده است. از این منظر، رهبری در جمهوری اسلامی، یک امر صرفا شخصی نیست، بلکه به یک سنت اجتماعی و دینی تبدیل شده است که استمرار آن، وابسته به تداوم همان منظومه فکری و ارزشی است.

اما اوج این حضور، در مشهد رقم خورد؛ شهری که وداعش با رهبر شهید، رنگ و بویی دیگر داشت. اگر بخواهیم آنچه در مشهد رخ داد را با یک تعبیر توصیف کنیم، شاید نزدیک‌ترین تعبیر، همان «قیامت» یا «رستاخیز» باشد. قرآن کریم درباره قیامت می‌فرماید روزی است که همه برانگیخته می‌شوند و کسی در جای خود نمی‌ماند.

آنچه در مشهد دیده شد، شباهتی شگفت به همین تصویر داشت؛ گویی هیچ‌کس در خانه نمانده بود و مردم از سراسر شهر و مناطق پیرامونی، خود را به مراسم رسانده بودند. گرمای کم‌سابقه هوا، تأخیر چندساعته در رسیدن پیکر و انتظار طولانی مردم، نه‌تنها از جمعیت نکاست، بلکه جلوه‌ای دیگر از دلدادگی مردم را به نمایش گذاشت. هزاران نفر ساعت‌ها زیر آفتاب ایستادند تا در آخرین وداع با رهبر شهید، سهمی داشته باشند.

 این صبوری، خود بخشی از پیام آن تشییع بود. نکته مهم دیگر، تنوع کم‌نظیر جمعیت حاضر بود. از هر قشر، هر سن، هر طبقه اجتماعی و هر سلیقه‌ای، در این وداع حضور داشتند. همین تنوع، مهم‌ترین پاسخ به روایت‌هایی بود که سال‌ها از شکاف میان مردم و نظام سخن گفته بودند. در مشهد، آنچه دیده شد، نه اجتماع یک گروه خاص، بلکه اجتماع یک ملت بود.

از این رو، تشییع رهبر شهید را نمی‌توان صرفا یک مراسم بدرقه دانست. این حضور میلیونی، پیام‌های متعددی برای داخل و خارج از کشور داشت؛ پیام استمرار پیوند مردم با آرمان‌های انقلاب اسلامی، استمرار جایگاه حکومت دینی، استمرار نقش رهبری الهی در جامعه و نیز نشان دادن سرمایه اجتماعی بزرگی که در بزنگاه‌های تاریخی، خود را در صحنه عمل آشکار می‌کند. می‌توان گفت آنچه در مشهد رقم خورد، پایان یک تشییع نبود؛ بلکه آغاز روایتی تازه از همان پیوندی بود که نزدیک به نیم قرن، ستون اصلی انقلاب اسلامی ایران بوده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.