به گزارش شهرآرانیوز، در روایتهایی از زبان سردار علایی میخوانیم:
در بهار سال ۱۳۵۹، اختلافات فکری میان جریان خط امام و طرفداران بنیصدر بهشدت بالا گرفته بود. در تبریز، جوّ حاکم در میان علما و روحانیت مبارز عمدتاً در حمایت از بنیصدر بود؛ هرچند شخصیتی مانند آیتالله مدنی از دکتر حسن حبیبی حمایت میکردند. ما که از مخالفان بنیصدر محسوب میشدیم، برای هماهنگ کردن اعضای سپاه حول تفکر امام، برنامهریزی کردیم تا از علمای تبعیدی رژیم گذشته و مسئولان نزدیک به خط امام دعوت کنیم.
من از آیتالله مدنی که زندگی بسیار سادهای داشتند و غذایشان به سادگی نان و پنیر و ماست بود، دعوت کردم تا یکشنبهها ظهر به سپاه بیایند و برای پاسداران صحبت کنند. در گام بعدی، از آقای خامنهای که آن زمان عضو شورای انقلاب بودند (و هنوز امامجمعه تهران نشده بودند) دعوت کردم تا در آمفیتئاتر کاخ جوانان تبریز سخنرانی کنند. در بخش پرسش و پاسخ، از ایشان پرسیده شد که کدام تشکیلات سیاسی را مناسبتر میدانند؟ باتوجهبه جوّ سنگینی که در تبریز علیه حزب جمهوری اسلامی وجود داشت، من تصور میکردم ایشان نام «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» را بیاورند که تازه مقبولیت یافته بود. اما آقای خامنهای با صراحت تمام گفتند: «حزب جمهوری اسلامی» و در توضیح افزودند: «دلیلش این است که خودم عضو آن هستم. اگر بهتر نبود، عضو آن نمیشدم.». این اعلام موضع شفاف و شجاعانه، برای دقایقی در سالن تشنج ایجاد کرد، اما پس از آن، حدود نیمساعتی در فضای باز با یکدیگر قدم زدیم و درباره مسائل مهم آذربایجان همفکری کردیم.
در مقطعی از جنگ، اختلافات شدیدی میان سپاه و ارتش درباره نحوه و مکان جنگیدن به وجود آمد که نیازمند ایجاد یک هماهنگی کلان بود. امام خمینی (ره) در ۱۵ فروردین ۱۳۶۲، طی حکمی آیتالله خامنهای (رئیسجمهور وقت) را مسئول تمشیت امور ارتش و سپاه قرار دادند. در پی این حکم، آیتالله خامنهای در ساختمان ریاستجمهوری مکانی را بهعنوان «قرارگاه خاتمالانبیا (ص)» تعیین کردند. در این جلسات، فرماندهان ارشد از جمله آقایان محسن رضایی، رحیم صفوی، غلامعلی رشید و بنده از سپاه، و امرای ارتش همچون علی صیاد شیرازی، جمالی، موسوی قویدل، مفید و لطفی شرکت میکردند تا طرحهای عملیاتی را بررسی کنند. با این حال، چون جبههها نیازمند حضور مستمر فرمانده عالی در خطوط مقدم بود و رئیسجمهور امکان حضور دائم در منطقه را نداشتند، امام پیش از عملیات خیبر، آقای هاشمی رفسنجانی را به جانشینی ایشان و فرماندهی قرارگاه منصوب کردند. آقای هاشمی نیز ستادی تشکیل داد و بیشتر در نقش یک هماهنگکننده میان ارتش و سپاه برای بهرهگیری از ظرفیت پشتیبانی دولت عمل میکرد.
دو سه روز پیش از آغاز عملیات کمیل، نگرانی شدیدی از طرح مانور و احتمال تلفات سنگین نیروهای خودی داشتم، چرا که سپاه بیست گردان نیروی رزمی برای این عملیات پای کار آورده بود. تصمیم گرفتم برای بیان اشکالات طرح به تهران بروم. برای اینکه سرهنگ صیاد شیرازی (فرمانده عملیات) مانع نشود، بهانه آوردم که قصد سفر یکروزه به تهران برای دیدار والدین و زیارت حضرت معصومه (س) در قم را دارم. با هواپیمای چهارنفره توربو کوماندر ارتش به تهران رفتم و ابتدا در مجلس، روی نقشهها اشکالات را برای آقای هاشمی تشریح کردم. آقای هاشمی استدلالهای مرا منطقی یافت، اما تصمیم را به فرمانده عملیات (صیاد شیرازی) محول کرد و خواست که موضوع را به آیتالله خامنهای نیز گزارش دهم. بلافاصله نزد رئیسجمهور رفتم و همان مسائل را توضیح دادم. آیتالله خامنهای پس از شنیدن دقیق حرفهای من، با تعبیری دقیق و حکیمانه فرمودند: «چیزی که صیاد میگوید، باغ سبزی است؛ ولی در ندارد و نمیشود در این باغ سبز وارد شد.». ایشان نیز تأکید کردند که تصمیم اجرایی با آقای هاشمی است. من به جبهه بازگشتم و بدون اینکه به کسی حرفی بزنم، دستور آمادگی نیروها را با عبارت «وَلوُ بَلغَ ما بَلغ» صادر کردم. اما دو سه روز بعد، سرهنگ صیاد شیرازی دقیقاً با بیان همان اشکالاتی که من در تهران مطرح کرده بودم، عملیات را به تعویق انداخت و لغو کرد؛ بدون اینکه تا پایان عمرش بداند من این نگرانیها را در تهران به مقامات عالی منتقل کرده بودم.
پس از پایان جنگ، بهدلیل استفاده نیروی دریایی سپاه از قایقهای مصادرهای قاچاقچیان، گزارشی خلاف واقع به سازمان قضائی نیروهای مسلح ارسال شد و برای من پروندهای تشکیل دادند. در آن مقطع که من سمتی در نیروی دریایی نداشتم، این پرونده به محضر آیتالله خامنهای ارجاع شده بود. ایشان دستور داده بودند که موضوع را از خود من جویا شوند. من در پاسخ، روند کار را تشریح کردم و نوشتم که آن زمان، قایقها با اخذ قیمت روز از سوی رؤسای دادگاهها به ما واگذار میشد و رسم بر سندسازی و تشریفات اداری نبود. آیتالله خامنهای با مطالعه این توضیحات و با اعتمادی راسخ، روی نامه مرقوم فرمودند: «هرچه آقای علایی میگوید درست است. آن را مبنا قرار بدهید.» و با همین دستور صریح، پرونده خاتمه یافت.
منبع: ایسنا