صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

چرا فوتبالیست‌ها واقعاً شجاع هستند؟

  • کد خبر: ۴۳۱۱۷۳
  • ۲۵ تير ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۷
پیدا کردن هیچ سوژه‌ای برای مسخره کردن در ورزش، راحت‌تر از فوتبالیست حرفه‌ایِ سطح بالا نیست. چنین بازیکنی در یک هفته بیشتر از کل مبلغی که یک دولتمرد اروپایی در تمام طول دوران کارش با سوء استفاده مالی می‌تواند درآمد داشته باشد، پول در می‌آورد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ اما کافی است مدافعی موهایش را به هم بریزد تا انگار تیر خورده باشد؛ روی زمین می‌افتد، به خود می‌پیچد، غلت می‌زند و از میان انگشتان بازش یواشکی به داور نگاه می‌کند؛ سپس، به شکلی معجزه‌آسا درمان‌شده، بلند می‌شود و به راهش ادامه می‌دهد.

او را با بازیکن راگبی مقایسه کنید که بین دو نیمه گوشش را دوباره می‌دوزند و خودش آن را فقط یک «مشکل جزئی» می‌نامد. ما با خنده می‌گوییم فوتبالیست‌ها بازیگرانی هستند که بیش از حد پول می‌گیرند، اما اگر بیشتر فکر کنیم متوجه می‌شویم که اشتباه می‌کنیم.

از بدن شروع کنیم. راگبی بدون شک ورزش دردناکی است؛ نرخ مصدومیت در بازی حرفه‌ای، به ازای هر ساعت بازی، چند برابر فوتبال است. اما آسیب‌های فوتبال شاید بی‌رحمانه‌تر باشند. کافی است به مچ پای آویزان و شکستهٔ ادواردو دا سیلوا فکر کنید. ضمن اینکه مشکلات فیزیکی که فوتبال به بدن تحمیل می‌کند آهسته و تدریجی هستند. پژوهش مهم FIELD در دانشگاه گلاسگو نشان داد فوتبالیست‌های حرفه‌ای بازنشسته حدود سه‌ونیم برابر بیشتر از افراد عادی در معرض مرگ بر اثر بیماری‌های تحلیل‌برندهٔ عصبی قرار دارند؛ این رقم برای آلزایمر به پنج برابر افراد عادی می‌رسد.

جف استل سال‌ها با توپ‌های چرمی سنگین برای وست‌برومویچ آلبیون ضربهٔ سر زد؛ پزشکی قانونی علت مرگ او را «بیماری ناشی از شغل» ثبت کرد. بازیکنان امروز هم همهٔ این آمار‌ها را می‌دانند، اما همچنان بازی می‌کنند. این موضوع کم‌اهمیت نیست.

با این حال، بار جسمی بخش کوچک‌تر ماجراست. آزمون واقعی، روانی است و در یک لحظه خلاصه می‌شود و آن هم ضربهٔ پنالتی است؛ این کار فردی‌ترین عمل در تمام ورزش‌های تیمی محسوب می‌شود. یک نفر، ۱۱ متر فاصله، ۸۰ هزار جفت چشم در ورزشگاه، یک میلیارد چشم دیگر در خانه‌ها، و تاریخ که نفسش را در سینه حبس کرده است.

روبرتو باجو تقریباً به تنهایی ایتالیا را به فینال جام جهانی ۱۹۹۴ رساند، اما ضربهٔ سرنوشت‌ساز را به آسمان پاسادنا فرستاد. او بعد‌ها گفت: «فقط کسانی پنالتی را از دست می‌دهند که شجاعت زدن آن را دارند.» با این حال اعتراف کرد آن پنالتی هرگز رهایش نکرده است؛ حتی برای یک روز.

تماشاگران هم می‌توانند بسیار بی‌رحم باشند، و بسیاری از مردم انگلیس نزدیک به ۳۰ سال نوعی دلخوری واقعی و در عین حال مضحک از گرت ساوت‌گیت در دل داشتند، مردی که بنا به همهٔ روایت‌ها انسانی شریف است، اما فقط به این دلیل که در سال ۱۹۹۶ مقابل آلمان یک پنالتی را از دست داد چنین سرنوشتی داشت.

اگر همین کینهٔ کوچک و بچگانهٔ را در ۶۰ میلیون نفر ضرب کنید، تازه می‌توانید درک کنید یک جوان در آن مسیر طولانی تا نقطهٔ پنالتی چه باری را بر دوش می‌کشد؛ و اهمیت ماجرا بسیار فراتر از قهر و دلخوری یک ملت است. وقتی بوکایو ساکا در ۱۹ سالگی آخرین پنالتی انگلیس را در فینال یورو ۲۰۲۰ از دست داد، تنها چند دقیقه بعد زیر موجی از توهین‌های نژادپرستانه دفن شد؛ نقاشی دیواری مارکوس رشفورد هم همان شب تخریب شد؛ و گاهی اوضاع حتی از این هم بدتر است.

در جریان بازی‌های جام جهانی ۱۹۹۴، آندرس اسکوبار، مدافع کلمبیا، به اشتباه دروازهٔ خودی را باز کرد. ده روز بعد، بیرون یک کلوب شبانه در مدلین به ضرب گلوله کشته شد؛ گفته می‌شود قاتل هنگام شلیک فریاد می‌زد: «گل»!

و این وحشت قدیمی هنوز کاملاً از بین نرفته است. جامینتون کامپاز، دیگر بازیکن کلمبیایی، پس از از دست دادن یک موقعیت حساس در دقایق پایانی شکست تیمش برابر سوئیس در جام جهانی ۲۰۲۶، تهدید‌های جدی به مرگ دریافت کرد.

فوتبالیست‌ها فقط خطر تحقیر شدن را به جان نمی‌خرند؛ گاهی همه‌چیز برای آنها به خطر می‌افتد. افزون بر این، فشار روانی اکنون ابعادی جهانی پیدا کرده است. حتی آمریکا کشوری که یک قرن وانمود می‌کرد به این ورزش بی‌اعتناست نیز به این تب مبتلا شده است.

پس از حذف ایالات متحده از این جام جهانی، نیویورک تایمز میزگردی جدی از نویسندگان خود برگزار کرد تا دربارهٔ خروج «دلخراش» تیم ملی، و حتی دخالت رئیس‌جمهور، به بحث و تحلیل بپردازد؛ و این ما را به بازی‌های پایانی جام جهانی می‌رساند. اگر هر یک از این بازی‌ها به ضربات پنالتی کشیده شد، برای لحظه‌ای مسابقه را فراموش کنید و به زنندهٔ ضربه نگاه کنید. جوانی از میان حلقهٔ هم‌تیمی‌هایش جدا می‌شود و کاملاً تنها به سمت آن نقطهٔ سفید کوچک قدم برمی‌دارد؛ در حالی که امیدها، رؤیاها، ترس‌ها و زخم‌های عاطفی یک ملت را بر دوش می‌کشد.

هر اتفاقی که در ۱۰ ثانیهٔ بعد رخ دهد، تا پایان عمر در ذهن او و متأسفانه در ذهن ما نیز باقی خواهد ماند.

پس بله، به شیرجه‌های مضحک فوتبالیست‌ها که تلاش می‌کنند از داوران خطا بگیرند بخندید؛ بعضی از این نمایش‌ها واقعاً شرم‌آورند. اما هیچ بازیگر هالیوودی و هیچ ستارهٔ تئاتر هرگز در برابر میلیارد‌ها نفر اجرای زنده‌ای نداشته که یک لغزش کوچک او دهه‌ها بازپخش شود و هرگز واقعاً بخشیده نشود.

فوتبالیست‌ها ترسو‌های مبدل‌پوش و بیش‌ازحد پردرآمد نیستند. آنها، واقعاً، شجاع‌اند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.