صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

جنگ هیچ زمان عادی نمی شود

  • کد خبر: ۴۳۲۹۱۹
  • ۰۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۴
توقعمان از وضعیت بندر براساس چیز‌هایی که شنیده بودیم آشفتگی و چهره‌ای جنگ زده بود، اما خداراشکر شهر زنده بود و مردم سخت مشغول زندگی بودند.

بالاخره رسیدیم به جایی که جنگ چهره اش را عیان‌تر از گذشته نشان می‌داد. جایی که موشک‌ها پل‌ها و تونل‌ها را هدف قرار داده بودند. ۳۵کیلومتری بندرعباس تونل معروف به گلوگاه جایی بود که چند روز گذشته تصاویرش منتشر شده بود، اما یک یا دو روز بعد از حمله دوباره بازگشایی شد و فقط بقایای چند خودرو و خرابی‌های بخش بالای تونل باقی مانده بود، میلگرد‌های بیرون زده و... چند گروه مشغول ایمن سازی تونل برای تردد بودند و سیم وکابل‌هایی که انگار مربوط به مخابرات بودند. بعد از تونل و عبور از ایست  و بازرسی کم کم جاده شلوغ شد و اندکی جلوتر ترافیک زیاد تریلی‌ها و کامیون‌ها عبور و مرور را برای خودرو‌های سواری کند کرده بود. جلوتر که رسیدیم پل معروف به شوره بود، پلی که دقیقا وسطش موشک خورده بود تا مسیر بندر به شرق کشور را مسدود کند، جایی که یکی از شریان‌های حیاتی کشور است، اما این مسیر هم با راهی فرعی دوباره راه افتاده بود و سهم ماشین‌ها و تریلی‌ها معطلی چهل دقیقه‌ای در ترافیک بود. ماشین‌ها بعد از ترافیک توقف کوتاهی می‌کردند تا نگاهی به وضعیت پل بیندازد و عکسی بیندازد، خبرنگاران هم بودند و با مردم مصاحبه می‌کردند و بیشتر فحش‌های غیرقابل پخش حواله ترامپ می‌کردند. عکاسمان روی پل چندتایی عکس خوب گرفت، عکس هایش تلخ، اما برای او دستاوردی است که برای ثبتش ۱۵۰۰کیلومتر را پشت سر گذاشته بود.

وقتی به بندر رسیدیم حوالی عصر بود و کم کم خورشید در دریا خودش را پنهان می‌کرد، ما دنبال ناهار می‌گشتیم، از چندنفری آدرس گرفتیم و بالاخره یک ساندویچی و پیتزایی غذا داشت و توانستیم ناهار و شام را یکی کنیم تا چند امتیاز مثبت جلوی بچه‌های پشتیبانی روزنامه کسب کنیم.

بعد از ناهارشام، نوبت ماشین بود که ادا در بیاورد و ۷میلیون خرج باتری روی دست راننده بیندازد. بندرعباس تا اینجای کار شهر گرانی است، به گواه ساندویچ و قهوه‌ای که خوردیم. آمریکانو با قهوه ۱۰۰ عربیکا ۲۷۰ هزارتومان و ساندویچ هات داگ ۵۵۰هزارتومان، اینجا چند امتیاز منفی برای خودمان ثبت کردیم.

توقعمان از وضعیت بندر براساس چیز‌هایی که شنیده بودیم آشفتگی و چهره‌ای جنگ زده بود، اما خداراشکر شهر زنده بود و مردم سخت مشغول زندگی بودند. بچه‌ها در زمین بازی مشغول فوتبال بودند، مردم در کافه‌ها نشسته بودند، اما به قول یکی از بندری‌ها جنگ نباید اینجا عادی شود! همچنین مردم از عادی سازی شرایطشان ناراحت بودند و از گرانی‌هایی که ناامن شدن جاده‌ها در بازار میوه به ویژه سبزیجات و گوجه فرنگی ایجاد کرده بود و ماهیگیری که این روز‌ها بی رمق شده بود.

ساعت حوالی ۹ شب شده بود و اسکان هنوز هماهنگ نشده بود، بالأخره یکی از سایت‌های اجاره را باز کردیم و خانه‌ای را اجاره کردیم. در حد پیاده کردن وسایل و برداشتن دوربین‌ها استراحت کردیم و زدیم به دل خیابان‌های بندر تا کافه‌ای را پیدا کنیم و فینال جام جهانی را آنجا با مردم ببینیم و با اهالی بندر گپ بزنیم، اما چندجایی نیاز به هماهنگی داشت که نشد. در مسیر وقتی به نوار ساحلی رسیدیم، چند جوان موتورسوار توجهمان را جلب کردند و همین شد که بی خیال مسی و یامال ایستادیم و با همین بچه‌ها گپ زدیم، با آن‌ها درباره تفریحاتشان که فقط موتورسواری شبانه و به قول خودشان دایرکت بازی است، حرف زدیم. جوانانی که دریا امیدشان است و عشق به بندر در وجودشان رخنه کرده است، چندتایی هم فیلم دوربین مداربسته با ترس و لرز به ما نشان دادند، از برخورد موشک‌ها به تپه ا... اکبر که برج مخابراتی است و از اول جنگ بار‌ها مورد حمله قرار گرفته است.

از بچه‌ها جدا شدیم و راهمان را کج کردیم سمت خانه، تلویزیون داشت شکست مسی را نشان می‌داد و تصویربردارمان خوشحال بود که اسپانیا قهرمان شده است.

بالأخره فینال تمام شد و ما به شایعه‌ای فکر کردیم که بار‌ها تکرار شده بود، آمریکا بعد از پایان جام جهانی حملاتش را سنگین‌تر خواهد کرد. بی خیال شایعه ها، به صدای سمفونی کولرگازی‌ها که تمام کوچه را پر کرده بود گوش سپردیم تا بعد از ۲۴ساعت بتوانیم با آرامش جنگی چشم روی هم بگذاریم.

ادامه دارد...

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.