صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

فلسفه اربعین حسینی از نگاه رهبر شهید انقلاب

  • کد خبر: ۴۳۵۴۱۶
  • ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۸
رهبر شهید انقلاب، اربعین را پایه‌گذار جاودانگی نهضت حسینی و زیارت اربعین را از پرمغزترین میراث‌های اهل‌بیت (ع) می‌دانستند.

به گزارش شهرآرانیوز، «عاشورا، یک «معرفت» و «احساس» است. ملّت ما، «احساس عاشورا» را دارد. می‌بینید در جلسات سینه‏‌زنى، وقتى بزرگ‌ها سینه می‌زنند، بچّه‌ی هفت، هشت ساله هم بلند میشود، پیراهنش را مثلاً به کمرش میبندد، سینه میزند. این احساس عاشورا چیز خیلى خوبى است و هیچ فلسفه و فلسفه‏‌بافىیى هم جایش را نمیگیرد.» این بخشی از فرمایشات رهبر شهید انقلاب درباره احساس عاشورایی ملت ایران است، احساسی که در اربعین و زیارت اربعین بیشتر نمود عینی پیدا می‌کند، اما فلسفه اربعین چیست؟

در کتاب «جاذبه حسینی» که دربردارنده گزیده بیانات ایشان درباره حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) و اربعین حسینی آمده است:

اربعین؛ پایه‌گذاری سنت زیارت و احیای یاد کربلا

اهمیت اربعین از کجا است؟ صرف اینکه ۴۰ روز از شهادت شهید می‌گذرد، چه خصوصیتی دارد؟ خصوصیت اربعین به این است که در اربعین حسینی، یاد شهادت حسین (ع) زنده شد؛ و این بسیار مهم است.

شما فرض کنید اگر این شهادت عظیم در تاریخ اتفاق می‌افتاد، یعنی حسین‌بن علی (ع) و بقیه شهیدان در کربلا شهید می‌شدند، اما بنی‌امیه موفق می‌شدند همان‌طور که خود حسین (ع) و یاران عزیزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را در زیر خاک پنهان کردند، یاد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روز‌های بعد محو کنند، آیا این شهادت فایده‌ای برای عالم اسلام داشت؟ یا اگر هم برای آن روز اثری می‌گذاشت، آیا این خاطره در تاریخ برای نسل‌های بعد هم، برای گرفتاری‌ها و سیاهی‌ها و تاریکی‌ها و یزید‌های دوران آینده تاریخ، اثری روشنگر و افشاکننده داشت؟!

اگر حسین (ع) شهید می‌شد، اما مردم آن روز و مردم نسل‌های بعد نمی‌فهمیدند شهید شده، این خاطره چه اثری و چه نقشی می‌توانست در رشد و سازندگی و هدایت و برانگیختگی ملت‌ها و اجتماعات و تاریخ بگذارد؟

‌می‌دانید هیچ اثری نداشت. آری؛ حسین (ع) شهید می‌شد، خود او به اعلی علیین رضوان خدا می‌رسید؛ شهیدانی که کسی نفهمید و در غربت، سکوت و خاموشی شهید شدند، به اجر خودشان در آخرت رسیدند، روح آنها فتوح و گشایش را در درگاه رحمت الهی به دست آورد؛ اما چقدر درس و اسوه می‌شدند؟ شهیدان چقدر اسوه شدند؟ سیره آن شهیدی درس می‌شود که شهادت او و مظلومیت او را نسل‌های معاصر و آینده بدانند و بشنوند. آن شهیدی درس و اسوه می‌شود که خون او بجوشد و در تاریخ سرازیر شود.

مظلومیت یک ملت آن وقتی می‌تواند زخم پیکر ستم‌کشیده و شلاق‌خورده ملت‌ها را شفا بدهد و مرهم بگذارد که این مظلومیت فریاد بشود، این مظلومیت به گوش انسان‌های دیگر برسد. برای همین است که امروز ابرقدرت‌ها صدا در صدا انداخته‌اند تا صدای ما بلند نشود؛ برای همین است که حاضرند پول‌های گزاف خرج کنند تا دنیا نفهمد جنگ تحمیلی چرا و با چه انگیزه‌ای، با دست چه کسی، با تحریک چه کسی به وجود آمده است.

آن روز هم دستگاه‌های استکباری حاضر بودند هر چه دارند خرج کنند، به قیمت اینکه نام و یاد حسین (ع) و خون حسین (ع) و شهادت عاشورا مثل درس در مردم آن زمان و ملت‌های بعد باقی نماند و شناخته نشود. البته در اوایل کار درست نمی‌فهمیدند چقدر مطلب، یا عظمت است. هر چه بیشتر گذشت، بیشتر فهمیدند. در اوسط دوران بنی‌عباس حتی قبر حسین بن علی (ع) را ویران کردند، آب انداختند؛ خواستند از او هیچ اثری باقی نماند. نقش یاد و خاطره شهیدان و شهادت، این است. شهادت بدون خاطره، بدون یاد، بدون جوشش خون شهید، اثر خودش را نمی‌بخشد؛ و اربعین، آن روزی است که برافراشته شدن پرچم پیام شهدا کربلا در آن آغاز شد و روز بازماندگان شهدا است؛ حالا چه در اربعین اول، خانواده امام حسین (ع) به کربلا آمده باشند و چه نیامده باشند.

اما اربعین اول آن روزی است که برای اولین بار زائران شناخته‌شده حسین بن علی (ع) به کربلا آمدند: جابر بن عبدالله انصاری و عطیه از اصحاب پیغمبر (ص) و از یاران امیرالمومنین (ع) به آنجا آمدند. آن‌طور که در نوشته‌ها و اخبار هست، جابر بن عبدالله نابینا بود، عطیه دستش را گرفت و برد روی قبر حسین بن علی (ع) گذاشت. او قبر را لمس کرد و گریه کرد و با حسین بن علی (ع) حرف زد.

او با آمدن خود و با سخن گفتن خود، خاطره حسین بن علی (ع) را زنده کرد و سنت زیارت قبر شهدا را پایه‌گذاری کرد. روز اربعین، چنین روز مهمی است.

اربعین؛ امتداد حرکت عاشورا

فقط یک جمله در باب اربعین عرض کنم. آمدن اهل‌بیت حسین بن علی (ع) به سرزمین کربلا ـ که اصل این آمدن، مورد قبول است؛ اما سال اول یا دوم بودن آن معلوم نیست ـ فقط برای این نبود که دلی خالی کنند یا تجدید عهدی بکنند؛ آن‌چنان که گاهی بر زبان‌ها جاری می‌شود؛ مسئله از این بسیار بالاتر بود. نمی‌شود کار‌های شخصیتی مثل امام سجاد (ع) یا مثل زینب کبری (س) را بر همین مسائل عادی رایج ظاهری حمل کرد؛ باید در کار‌ها و تصمیمات شخصیت‌هایی به این عظمت، در جستجوی راز‌های بزرگ‌تر بود.

مسئله آمدن بر سر مزار سیدالشهدا (ع)، در حقیقت امتداد حرکت عاشورا بود. با این کار خواستند به پیروان حسین بن علی (ع) و دوستان خاندان پیغمبر و مسلمانانی که تحت تاثیر این حادثه قرار گرفته بودند، تفهیم کنند که این حادثه تمام نشد؛ مسئله با کشته شدن، دفن کردن و اسارت گرفتن و بعد رها کردن اسیران خاتمه پیدا نکرد؛ مسئله ادامه دارد. به شیعیان یاد دادند اینجا محل اجتماع شما است؛ اینجا میعاد بزرگی است که با جمع شدن در این میعاد، هدف جامعه شیعی و هدف بزرگ اسلامی جامعه مسلمین را باید به یاد هم بیاورید. تشکیل نظام اسلامی و تلاش در راه آن، حتی در حد شهادت، آن هم با آن وضع؛ این چیزی است که باید از یاد مسلمانان نمی‌رفت و خاطره آن برای همیشه زنده می‌ماند. آمدن خاندان پیغمبر، امام سجاد (ع) و زینب کبری (س) به کربلا در اربعین، به این مقصود بود؛ لذا شما نگاه می‌کنید، زیارت اربعین یکی از پرمغزترین و پرمضمون‌ترین زیارت‌هایی است که برای ائمه (ع) ذکر شده است.

اربعین؛ پایه‌گذاری یاد نهضت حسینی

اساسا اهمیت اربعین در این است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیغمبر، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این کار پایه‌گذاری شد. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی در حوادث گوناگون ـ از قبیل شهادت حسین بن علی (ع) در عاشورا ـ کمر نبندند به حفظ یاد و آثار شهادت، نسل‌های بعد، از دستاورد شهادت استفاده زیادی نخواهند برد. درست است که خدای متعال شهدا را در همین دنیا هم زنده نگه می‌دارد و شهید به طور قهری در تاریخ و در یاد مردم ماندگار است، اما ابزار طبیعی‌ای که خدای متعال قرار داده است برای این کار، مثل همه کارها، همین چیزی است که در اختیار ما است، در اراده ما است؛ ما هستیم که با تصمیم درست و بجا می‌توانیم یاد شهدا را و خاطره شهادت را و فلسفه شهادت را احیا کنیم و زنده نگه داریم.

اگر زینب کبری (س) و امام سجاد (ع) در طول روز‌های اسارت ـ چه در همان عصر عاشورا در کربلا، و چه در روز‌های بعد، در کوفه، در راه شام و کوفه، در خود شام ـ بعد در آمدن به کربلا و زیارت، بعد در رفتن به مدینه، و بعد در طول سال‌های متمادی که این بزرگواران زنده ماندند، مجاهدت نکرده بودند، نگفته بودند، تبیین نکرده بودند، حقایق را افشا نکرده بودند، حقیقت فلسفه عاشورا را و هدف حسین بن علی (ع) را و ظلم دشمن را بیان نکرده بودند، واقعه عاشورا تا امروز جوشان و زنده و مشتعل باقی نمی‌ماند.

چرا امام صادق (ع) ـ طبق روایت ـ فرمودند که هر کس یک بیت شعر درباره حادثه عاشورا بگوید و کسانی را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد؟ چرا؟ چون تمام دستگاه‌های تبلیغاتی تجهیز شده بودند برای اینکه مسئله عاشورا و کلا مسئله اهل‌بیت را در انزوا و در ظلمت نگه دارند، نگذارند مردم بفهمند که چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ این‌جوری است.

آن روز‌ها هم مثل امروز، قدرت‌های ظالم و ستمگر حداکثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنت‌آمیز می‌کردند. در یک چنین فضایی مگر ممکن بود قضیه عاشورا که در یک گوشه‌ای از دنیای اسلام و در یک بیابانی اتفاق افتاده، با این عظمت، با این پرچم و نشاط باقی بماند؟ یقینا از بین می‌رفت. آنچه این یاد را زنده کرد، تلاش بازماندگان حسین بن علی (ع) بود؛ صاحبان پرچم و صاحبان قضیه. به همان اندازه که مجاهدت حسین بن علی (ع) سخت بود و برخورد داشت با موانع، به همان اندازه مجاهدت زینب (س) و مجاهدت امام سجاد (ع) و بقیه بزرگواران دشوار بود. البته صحنه، صحنه نظامی نبود؛ صحنه تبلیغی بود، صحنه فرهنگی بود. ما باید به این نکته‌ها توجه کنیم.

درسی که اربعین به ما می‌دهد این است: یاد حقیقت را و خاطره شهادت را باید در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگه داشت... در مقابل این تبلیغات، اگر تبلیغات حق نبود و نباشد، اگر ملت ایران، گویندگان، نویسندگان، هنرمندان و آگاهی خود ملت در خدمت حقیقتی که در این کشور وجود دارد قرار نگیرد، دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد؛ و میدان تبلیغات، میدان بسیار عظیم و خطرناکی است... دستگاه ظالم جبار یزیدی با تبلیغات خود، حسین بن علی (ع) را محکوم می‌کرد، وانمود می‌کرد که حسین بن علی (ع) یک کسی بود که بر ضد دستگاه عدل و حکومت اسلامی و برای دنیا قیام کرده؛ بعضی هم باور می‌کردند. بعد هم که حسین بن علی (ع) با آن وضع عجیب و با آن شکل فجیع، به وسیله دژخیمان در صحرای کربلا به شهادت رسید، این را یک غلبه‌ای و یک فتحی وانمود می‌کردند. اما تبلیغات صحیح دستگاه امامت، تمام این بافته‌ها را عوض کرد؛ و حق این‌جوری است.

جاذبه حسینی از سوی انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده است، این کتاب، گلچینی از گفتار‌های حضرت‌آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) درباره حضرت زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) و مسئله اربعین است. کتاب جاذبه حسینی در سه فصل با عنوان‌های زینب‌کبری سلام‌الله‌علیها، اربعین و شرح فراز‌هایی از زیارت اربعین و به شیوه تاریخی تدوین شده است.

بخشی از بیانات رهبر شهید انقلاب در این کتاب مرتبط با ویژگی‌های شخصیتی حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) و فلسفه اقدامات آن حضرت در دوران حیات و بخصوص پس از نهضت عاشورای حسینی است. در بخش دیگر نیز به بررسی اهمیت و ابعاد اربعین و شرح زیارت اربعین در بیانات رهبر معظم انقلاب پرداخته شده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.