به گزارش شهرآرانیوز؛ ساعت ۱۳، در یکی از گرمترین روزهای هفته، پلیس گزارشی مبنی بر سرقت گوشی از یک دختر نوجوان در انتهای خیابان امامت دریافت کرد. شهروندی که این سرقت را گزارش داد، در جریان تماس خود گفت که گوشی دختر شانزده سالهاش توسط یک دوچرخه سوار سرقت شده است.
در پی اعلام این سرقت، سرهنگ ابراهیم خواجه پور، رئیس کلانتری سجاد، با صدور دستورات تخصصی، تیمی از مأموران دایره تجسس این مرکز پلیس را با هدف شناسایی و دستگیری متهم اعزام کرد. پس از حضور مأموران در محل، آنها با دختری نوجوان مواجه شدند که از سرقت گوشی همراهش توسط یک متهم به شدت وحشت کرده بود.
این دختر نوجوان که با کمک پدرش آرام شد، برای مأموران و پدرش تعریف کرد که مردی جوان با دوچرخه به او نزدیک شده و گوشی همراهش را قاپیده است. دختر نوجوان که در کلام دچار لکنت میشد، به مأموران گفت مرد جوان سرش داد کشیده و او را تهدید کرده است؛ به همین سبب آن قدر ترسیده که پس از دزدی گوشی، زبانش بند آمده است. دختر نوجوان ادعا کرد نتوانسته است پس از سرقت، واکنشی از خود نشان دهد یا از پدرش که چند متر با او فاصله داشته است، کمک بخواهد.
این دختر نوجوان در ادامه با اشاره به یکی از معابر فرعی منطقه امامت که سرازیری زیادی دارد، مسیر فرار دوچرخهسوار را به مأموران نشان داد. مأموران دایره تجسس کلانتری سجاد که احتمال میدادند سارق همچنان در منطقه به دنبال سوژه دیگری باشد، این موضوع را با رئیس کلانتری در میان گذاشتند تا با کمک همکاران خود، گشت زنی هدفمندی را در منطقه آغاز کنند.
فقط دقایقی پس از اعلام این سرقت در محدوده امامت، مأموران کلانتری سجاد به طور هدفمند در معابر منطقه به گشت زنی پرداختند. تلاش پلیس برای شناسایی و دستگیری متهم، به ویژه در خیابانهایی که شیب آنها به دوچرخه سوار این امکان را میداد که با سرعت بیشتری فرار کند، ادامه داشت تا اینکه پلیس تماسی مبنی بر درگیری تعدادی از شهروندان با یک دوچرخه سوار در مجاورت یک ایستگاه اتوبوس دریافت کرد. هرچند علت درگیری و مشخصات راکب دوچرخه در این تماس دقیق مشخص نشده بود، با توجه به اینکه احتمال میرفت سوژه درگیری، همان متهم تحت تعقیب باشد، مأموران بلافاصله به سوی محل اعلام شده تغییر مسیر دادند.
پس از حضور مأموران در محل، آنها راکب جوان دوچرخهای را دیدند که نگهبان بوستان و تعدادی از شهروندان با او دست به گریبان بودند. اگرچه با حضور پلیس، دوچرخهسوار مانند یک بازیگر شروع به نقش بازی کردن کرد و با مظلوم نمایی قصد داشت به شکلی منکر انجام هرگونه جرمی شود، با مشاهده مادر و دختری خردسال که به محل درگیری نزدیک میشدند، سرش را پایین انداخت و ساکت شد.
به محض سکوت متهم، نگهبان بوستان و چندمرد جوان فرصت کردند ماجرای دستگیری متهم را توضیح دهند. نگهبان بوستان با اشاره به قسمت بانوان یکی از پارکهای این منطقه، گفت: مادر و دختر خردسالش درحالی از بخش بانوان بوستان خارج شدند که این دوچرخه سوار در همان منطقه مشغول پرسه زنی بود.
متهم بلافاصله تغییر مسیر داد و به سرعت به سمت آنها رفت. با توجه به اینکه مادر مشغول صحبت با گوشی همراهش بود، متوجه دوچرخه سواری نشد که از پشت سر به او نزدیک میشد. این دوچرخه سوار از پشت سر به این مادر و کودک رسید و گوشی همراه زن را چنگ زد و بعد به سرعت رکاب زد.
یکی از شهروندان که شاهد این اتفاق بود، با تأیید اظهارات نگهبان پارک، گفت: من و دوستانم مشغول گفتوگو با هم بودیم، اما وقتی صدای جیغ زن را شنیدم، متوجه ماجرا شدم. من وقتی دیدم دوچرخه سوار میخواهد با رفتن به سمت شیب پارک از آنجا فرار کند، دویدم و راهش را بستم. او برای اینکه من مانعش نشوم، مجبور شد مسیر سربالایی را انتخاب کند که همین کار به ما کمک کرد او را که از نفس افتاده بود، در اینجا گیر بیندازیم.
لحظاتی بعد مادر و دختر خردسالش به جمع آنها اضافه شدند. این مادر همه اظهارات شاهدان را تأیید کرد. با تأیید اظهارات شهروندان توسط این زن و دخترش، مأموران بدون اینکه به متهم حرفی از ماجرای سرقت اولش بزنند، در بازرسی از او، دو گوشی همراه کشف و ضبط کردند. مأموران متهم و دوچرخه اش را که احتمال میدادند سرقتی باشد، به کلانتری سجاد منتقل کردند و پس از آن با مردی که متهم گوشی دخترش را سرقت کرده بود، تماس گرفتند.
پیش از حضور این شهروند در کلانتری، اما گروه تحقیق در بررسی سوابق متهم متوجه شدند نام او مصطفی است، ۲۴ سال سن دارد و ساکن منطقه شهرک رجایی است. در گام نخست رسیدگی به پرونده، مأموران با توجه به اینکه دوچرخه کشف شده از متهم، ارزش زیادی داشت، در بازجویی فنی از او خواستند درباره دوچرخه توضیح دهد.
متهم در واکنش به این سؤال سرقت گوشیها را گردن گرفت، اما درباره دوچرخهای که بیش از دهها میلیون تومان ارزش داشت، در بازجویی گفت: نمیدانم دوچرخهام چقدر ارزش دارد، اما من آن را ندزدیدهام. با اینکه از کودکی آرزوی داشتن دوچرخه داشتم، اما هرگز پدرم برای من دوچرخه نخرید تا اینکه همین چند روز پیش، خودم با حضور در محلی که به نام دزد بازار خواجه ربیع شناخته میشود، آن را از یک مرد جوان به قیمت ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان خریدم. البته نمیتوانم این موضوع را ثابت کنم، چون از فروشنده فاکتور نگرفتهام.
متهم که حین سرقت با لهجه جنوبی مال باختگان را ترسانده بود، اکنون در بازداشت پلیس با پدر و شوهر دو مال باخته روبه رو شد؛ موضوعی که در کنار عواقب ارتکاب جرائمی که مرتکب شده بود او را وحشت زده کرد و به گریه انداخت. متهم ضمن درخواست بخشش از شاکیانش، گفت: با دوچرخهام از آن طرف شهر به امامت آمدم و مشغول پرسه زنی بودم که متوجه گوشی این دختر نوجوان شدم.
وقتی سرقت را انجام دادم و متوجه شدم کسی من را تعقیب نمیکند، برای رفع خستگی و فرار از گرمای هوا، چند کوچه بالاتر رفتم و در مجاورت یک بوستان مشغول استراحت شدم. آنجا بود که شاکی دوم را دیدم که ضمن گفتوگو با گوشیاش به همراه دختر خردسالش از بخش بانوان بوستان خارج شد. شاکی داشت با گوشی همراه به شخصی آدرس میداد، برای همین حواسش پرت بود و من از همین فرصت برای سرقت گوشی استفاده کردم.
متهم ادامه داد: پس از قاپیدن گوشی، برخلاف اولین سرقتم که مال باخته ساکت ماند، این زن جوان جیغی بلند کشید. با همان جیغ تمرکزم از بین رفت و نگهبان بوستان و چند مرد جوان که داخل پارک بودند، متوجه من شدند. آنها مسیری را که میخواستم از آن فرار کنم، بستند؛ به همین دلیل مجبور شدم از راه دیگری فرار کنم. داشتم موفق میشدم، اما ترددم در پیاده رو سبب شد توسط آنها گیر بیفتم. من اشتباه کردم و امیدوارم شاکیان من را ببخشند. پس از ثبت اعترافات متهم، در حالی که تلاش پلیس برای کشف جرائم احتمالی دیگر متهم ادامه داشت، پرونده متهم به دادسرا منتقل شد.