به گزارش شهرآرانیوز؛ مظفر سالاری، نویسنده کتاب «رویای نیمه شب» در پاسخ به این سوال که آیا دو شخصیت اصلی سریال یعنی فتاح و تلما توانستهاند همپای شخصیتهای رمان حرکت کنند و روایتگر عشق پاک و عفیفانه بین خود باشند؟ گفت: یکی از جذابیتهایی که عوامل سازمان اوج را پای کتاب من کشاند، نوع عشق بکار رفته بین هاشم و ریحانه بود. با اینکه ریحانه یک دختر بسیار محجوب و عفیف است و در آخر متوجه میشویم قبل از دلدادگی هاشم، به او علاقه داشته، اما آن را کتمان میکند و بروز نمیدهد. در حالی که این عشق عفیفانه در سریال «رویای نیمه شب» هدر رفته است. یعنی هاشم (فتاح) مدام در حال صحبت با ریحانه (تلما) است و در سکانسی ریحانه یقه هاشم را میگیرد.
سالاری در پاسخ به این سوال که دلباختگی دختران شهر به هاشم در رمان اشاره نشده بود، تصریح کرد: بله، هرچند در رمان به خوش قیافه بودن او اشاره شده، ولی دلباختگی دختران به هاشم مانند حضرت یوسف (ع) زیادهروی بود! جالب اینجاست که حتی مخاطب با این شخصیتها همراهی نمیکند. یکی از ضعفهای شخصیتپردازی در این سریال، عدم همذاتپنداری مخاطب با این عشق بین دو جوان است. یعنی مخاطب باید این عشق به وجود آمده را احساس کند و با شخصیت همراه شود. اما چنین چیزی وجود ندارد. گویا ناگهان نگاه هاشم به ریحانه میافتد و عشق شکل میگیرد.
نویسنده کتاب «رویای نیمه شب» ادامه داد: اما در رمان بنا به اقتضای فضا مجبوریم با کلمات آنها را توصیف کنیم. یعنی هرکس که رمان «رویای نیمه شب» را خوانده، بنا به تجربیات خودش شخصیتهای هاشم و ریحانه را در ذهن خود مجسم کرده است. اما وقتی مخاطب که رمان را خوانده با سریال مواجه میشود، شاید با فتاح موافق نباشد. بله، من هم موافقم که بهتر بود فتاح جوانتر و نجیبتر به نظر برسد.
وی با بیان اینکه بالاخره ماجرای داستان حول محور عشق بین دختر شیعه و پسر سنی است، که جو آن زمان ازدواج این دو را بر نمیتابید، گفت: از طرفی، ما راوی رمان را هاشم، پسر سنی مذهب قرار دادیم و از زاویه او به ماجرا نگاه میکنیم؛ چراکه اساس «رویای نیمه شب» برای تقریب مذاهب نوشته شده است؛ اینکه اگر دست عوامل استعماری وسط نباشد، شیعه و سنی برادرانه با هم زندگی میکنند.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان