به گزارش شهرآرانیوز؛ نام کمالالملک با آثاری، چون «تالار آینه» گره خورده است؛ اثری که نهتنها یکی از مشهورترین نقاشیهای تاریخ هنر ایران، بلکه نقطه عطفی در مسیر هنری این هنرمند به شمار میرود. کمالالملک در ۲۷ مرداد ۱۳۱۹ در نیشابور درگذشت و در جوار آرامگاه عطار نیشابوری به خاک سپرده شد. سالروز درگذشت او فرصتی است برای مرور زندگی و مسیر هنری نقاشی که تأثیرش بر هنر ایران تا دههها پس از مرگش ادامه یافت.
محمد غفاری در خانوادهای هنرمند در کاشان متولد شد و از همان سالهای کودکی به نقاشی علاقه نشان داد. او بعدها برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در دارالفنون به تحصیل هنر پرداخت. استعداد او خیلی زود مورد توجه قرار گرفت و آشناییاش با دربار ناصرالدینشاه، مسیر زندگی هنری او را تغییر داد.
او در دربار به سفارش ناصرالدینشاه به نقاشی پرداخت و بهتدریج عنوان نقاشباشی را به دست آورد. در همین دوره بود که با خلق آثار متعدد، جایگاه خود را به عنوان یکی از برجستهترین نقاشان عصر ناصری تثبیت کرد.
اما نقطه عطف این مسیر، خلق تابلوی «تالار آینه» بود؛ اثری که گفته میشود کمالالملک سالها برای تکمیل آن وقت گذاشت و نخستین تابلویی بود که آن را با نام «کمالالملک» امضا کرد.
«تالار آینه» را میتوان یکی از شناختهشدهترین آثار کمالالملک دانست. در این نقاشی، هنرمند با دقتی کمنظیر به بازنمایی نور، انعکاس، جزئیات معماری و فضای داخلی تالار پرداخته است.
اهمیت این اثر تنها در مهارت تکنیکی نقاش خلاصه نمیشود؛ «تالار آینه» نشان میدهد که کمالالملک چگونه تلاش کرد نگاه تازهای به واقعگرایی و طبیعتگرایی وارد نقاشی ایران کند. موفقیت این اثر و دیگر نقاشیهای او باعث شد نام محمد غفاری برای همیشه با لقب کمالالملک پیوند بخورد.
یکی از مهمترین فصلهای زندگی هنری کمالالملک، سفر او به اروپا بود. او پس از فاصله گرفتن از دربار، راهی اروپا شد و حدود سه سال در شهرهایی مانند فلورانس، رم و پاریس اقامت داشت.
در این سفر، کمالالملک فرصت پیدا کرد آثار استادان بزرگ نقاشی غرب را از نزدیک مطالعه کند. آشنایی با آثار هنرمندانی مانند رامبراند و تیسین تأثیر مهمی بر نگاه هنری او گذاشت. با این حال، کمالالملک صرفاً مقلد هنر غرب نشد. او تلاش کرد آموختههای خود را با تجربه و زمینه هنری ایران پیوند بزند و از این طریق زبان تازهای برای نقاشی ایرانی ایجاد کند.
شاید مهمترین میراث کمالالملک فقط تابلوهای او نباشد؛ بلکه نقشی است که در آموزش و تربیت نسل بعدی هنرمندان ایرانی ایفا کرد. او در سال ۱۲۸۹ خورشیدی مدرسه صنایع مستظرفه را در باغ نگارستان بنیان گذاشت؛ مدرسهای که بعدها به یکی از مهمترین مراکز آموزش هنر در ایران تبدیل شد. در این مدرسه، علاوه بر نقاشی، هنرهای دیگری نیز آموزش داده میشد.
شاگردان کمالالملک بعدها هرکدام به چهرههایی تأثیرگذار در هنر ایران تبدیل شدند و به این ترتیب، شیوه و نگاه او نسل به نسل ادامه پیدا کرد. از همینجا بود که آنچه بعدها «مکتب کمالالملک» نام گرفت، شکل گرفت.
طبیعتگرایی، واقعگرایی، توجه به جزئیات و مهارت در نورپردازی از ویژگیهای اصلی آثار کمالالملک بود. او تلاش میکرد آنچه را میبیند با دقتی بسیار زیاد روی بوم ثبت کند؛ از چهره انسانها گرفته تا معماری، اشیا و مناظر طبیعی. این رویکرد در دورهای که نقاشی ایرانی هنوز بیش از هر چیز با سنتهای نگارگری و تزئینی شناخته میشد، تحولی مهم به شمار میآمد. به همین دلیل، کمالالملک را از چهرههایی میدانند که نقاشی ایران را به سمت هنر آکادمیک و طبیعتگرایی سوق دادند.
از میان آثار برجایمانده از این هنرمند میتوان به «تالار آینه»، «بازار کربلا»، «حوضخانه صاحبقرانیه»، «دورنمای دماوند»، «آبشار دوقلو»، «فالگیر یهودی»، «زرگر بغدادی» و مجموعهای از پرترههای شخصیتهای سیاسی و اجتماعی اشاره کرد. در میان این آثار، «تالار آینه» جایگاهی ویژه دارد؛ تابلویی که بیش از هر اثر دیگری نام کمالالملک را در تاریخ هنر ایران ماندگار کرده است.
کمالالملک در سالهای پایانی عمر از فضای دربار فاصله گرفت و در حسینآباد نیشابور زندگی کرد. او دوازده سال پایانی عمرش را در این منطقه گذراند و سرانجام در ۲۷ مرداد ۱۳۱۹ درگذشت. پیکر او در نیشابور و در کنار آرامگاه فریدالدین عطار نیشابوری به خاک سپرده شد؛ جایی که امروز نیز یاد و نام این دو چهره بزرگ فرهنگ ایران را در کنار یکدیگر زنده نگه داشته است.
اگرچه بسیاری از مردم کمالالملک را با «تالار آینه» میشناسند، اهمیت این هنرمند بسیار فراتر از یک شاهکار نقاشی است. او در دورهای حساس از تاریخ ایران، میان سنت و مدرنیته ایستاد و تلاش کرد هنر نقاشی ایران را با دستاوردهای هنر آکادمیک جهان آشنا کند. از سوی دیگر، با تأسیس مدرسه صنایع مستظرفه و تربیت شاگردان متعدد، تأثیری ماندگار بر نسلهای بعدی نقاشان ایرانی گذاشت.
کمالالملک در ۲۷ مرداد ۱۳۱۹ از دنیا رفت، اما مکتبی که بنا گذاشت و نگاهی که به نقاشی ایرانی وارد کرد، سالها پس از او ادامه یافت. شاید به همین دلیل است که بیش از هشت دهه پس از مرگش، هنوز نام محمد غفاری برای علاقهمندان هنر ایران با احترام و تحسین همراه است.