ایجاد فاصله عاطفی میان زن و شوهر‌ها در میانه زندگی مشترک چه دلایلی دارد؟ روایتی از حمایت پدر صنعت موشکی از تحقق رویای دختران کوهنورد ایرانی در یک مستند بررسی نقش حماسی حضرت رقیه(س) در واقعه عاشورا| رسالتی که تکمیل شد خانه‌داری| شستن برنج یک مزیت مهم دارد ویژگی‌های بارز حضرت‌ام‌البنین (س)؛ مادر بزرگوار حضرت ابوالفضل (ع) ضرورت تدوین «سند ارتقای وضعیت زنان و خانواده» در استان سیستان و بلوچستان رهبر شهید چه میراثی برای حمایت از زنان در برابر خشونت به جا گذاشتند؟ دختران ترامپولین‌کار ایران بعد از ۴۷ سال به بازی‌های آسیایی ناگویا رسیدند حضرت زینب (س)، تجلی مفهومی فراتر از مقاومت زنان، پایه‌های اصلی پایداری اجتماعی در جامعه| اثرگذاری نهاد خانواده در جنگ تحمیلی دیده شد چرا همسرتان از دستتان عصبانی است؟ | قاتل خاموشی که بلد نیستید و رابطه‌تان را نابود می‌کند برداشت نادرست برخی از کاربران، چالش ایجاد کرد| بازنشر خبر فوت «پیرترین زن ایران» پس از ۸ سال راز روضه‌‌های محرم بی‌بی‌جان که ۲۳ سال است در مشهد تعطیل نشده دعوا بر سر جای پارک خودرو در مشهد، جان دختر جوان را نجات داد | راز بزرگی که در کلانتری سجاد برملا شد تاکید بر گسترش همکاری‌های مشترک در حوزه زنان و خانواده، محور گفت و گوی تلفنی زهرا بهروز آذر و همتای تاجیکستانی چای سبز جایگاه ویژه‌ای در سبک زندگی سالم دارد| معرفی مهم‌ترین خواص نکات مهمی که برای پخت و توزیع غذای نذری باید رعایت شود دعوای شما با همسرتان، می‌تواند شروع یک خیانت باشد + راهکارها نتیجه یک تحقیق روی ۸ هزار جوان ایرانی فاش کرد: تحصیل‌کرده‌هاو پولدارها کمتر بچه می‌خواهند !
سرخط خبرها
روایتی زنانه از دوره قاجار در مکه در یک سفرنامه

روایتی زنانه از دوره قاجار در مکه در یک سفرنامه

  • کد خبر: ۳۳۵۷۸۹
  • ۱۰ خرداد ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۷
عالیه خانم شیرازی، زنی که بیش از صدسال پیش، در زمان قاجار، به سفر حج رفته بود از این سفر معنوی سفرنامه‌ای به نام «چادر زدیم رفتیم تماشا» نوشته است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ اسمش عالیه خانم شیرازی بود، اما خودش در کرمان زندگی می‌کرد؛ زنی که بیش از صدسال پیش، در زمان قاجار، به سفر حج رفته بود. او نه شاعر بود، نه شاهزاده، نه دانشمند؛ تنها جسارت نوشتن داشت و نوشت.

سفر عالیه خانم در رمضان سال ۱۳۰۹ هجری قمری آغاز شد. او به همراه دخترش فاطمه، یک خدمتکار، و مردی به نام ولی‌خان – که قرار بود سفرنامه را بنویسد، اما در نهایت از زیر کار در رفت – از کرمان به بندرعباس رفت، از آن‌جا به بمبئی، و سپس به مکه و عتبات.

«چادر زدیم رفتیم تماشا» فقط یک سفرنامه نیست؛ یادگاری است از زنی که در دل قرن سیزدهم هجری، از پستو‌های خانه پا بیرون گذاشت، سوار قافله شد، دریا را پشت سر گذاشت، به سرزمین‌های دور سفر کرد و تمام آنچه دید، شنید و حس کرد را بی‌پروا نوشت.

بخش نخست کتاب، روایت همین سفر پرماجراست. سفری که نویسنده‌اش آن را با جزئیاتی گاه طنازانه و گاه تلخ روایت می‌کند؛ از دریا‌زدگی در کشتی و کیفیت خوراک مسلمانان بمبئی، تا قیمت کالا‌ها و رفتار اعضای کاروان. عالیه خانم با نگاهی دقیق، رفتار اطرافیانش را زیر نظر دارد و کم‌تر به مناسک مذهبی می‌پردازد. در یادداشتی از سفر می‌نویسد: «مجبور شدم لابد با این خط نحس نجس خودم شرح حالی بنویسم که یادگار بماند. آیا بنده زنده برگردم یا بمیرم، به امید خداوند آن چه مقدر گردد، خوب است.» و با همین لحن بی‌پرده، روایت سفر را به‌دوش می‌کشد و تا پایان ادامه می‌دهد.

این روایت‌ها، با لحنی زنانه و دیدی متفاوت از نوشته‌های رسمی درباریان مرد، نمایی تازه از فضای حکومت قاجار را پیش چشم خواننده می‌گذارند.

«چادر زدیم رفتیم تماشا» نخستین کتاب از مجموعه سفرنامه‌های زنان قاجاری است که در سال ۱۳۹۷ توسط نشر اطراف منتشر شد. این اثر از میان مجموعه‌ای ده‌جلدی از سفرنامه‌های حج دوره قاجار انتخاب شده که شامل حدود هشتاد سفرنامه از زنان و مردان آن دوران است.

آنچه این کتاب را متمایز می‌کند، نه‌تنها قدمت تاریخی و نثر زنده‌اش، بلکه صداقت و نگاه شخصی نویسنده است. عالیه خانم نه در پی بزک کردن واقعیت است، نه تحت تاثیر ملاحظات سیاسی یا مذهبی. او همان‌طور که حس کرده، دیده و فهمیده، روایت کرده. «دنیا تا دنیا آب»، «قطار قطار همه جمع می‌شوند»، «مالامال آفتاب گرم»، «شمر و یزید بسیار است»، «هر طور بگیری می‌گذرد»، «هشتاد زن شاه بزک می‌کنند» و «گرما و مگس و زنگ قاطرها»؛ فصل‌های کتاب با همین عناوین شاعرانه و گاه طنزآلود، مخاطب را به دنیایی پر جنب‌وجوش و صادقانه می‌برند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «روز عاشورا عید گرفتند. از قرار معلوم شب جمعه و روز جمعه را عید می‌گیرند، به واسطه عید محمد (ص) و آلش... شب یازدهم، حضرات مدینه بنای آتش‌بازی را گذاردند. توپ، تفنگ، شیپور، بالابان، مزغان می‌زدند. یادم آمد شب یازدهم عیال سیدالشهدا (ع) در کربلا چه کردند. نمی‌دانم چه حالی به من دست داد. این صدا‌ها را که شنیدم، می‌خواستم خودم را بکشم. خدا عذاب‌شان را زیاد کند، بحق محمد (ص) و آله.»

منبع: فارس

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.