از آموزش تا اشتغال؛ روایتی از آموزش خیاطی که به اشتغال بانوان و فعالیت‌های خیرخواهانه رسید دستور پخت آش سرد سبزواری با طعمی بی‌نظیر برای روزهای گرم تابستان آغاز فصل جدید لیگ برتر فوتسال زنان از ۳ مهر| آیا حضور ۱۶ تیم چالش برانگیز است؟ بیماری‌های غیرواگیر، مهم‌ترین عامل مرگ‌ومیر زنان ایرانی طی ۴۵ سال اخیر پایان رقابت‌های والیبال بانوان هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۴ شهرداری مشهد ما هم هستیم پس می‌توانیم چند فوت و فن ساده برای استفاده از قابلمه به جای فر چرا هیچ کدام از خواستگارهایم را نمی‌پسندم؟ ۵ بازیکن خراسان رضوی به اردوی ملی فوتسال بانوان دعوت شدند مشهد میزبان مسابقات قهرمانی کشور بانوان کاراته شد خانه‌داری | نگهداری گوجه‌فرنگی در فریزر، بهترین و اقتصادی‌ترین راهکار است چرا برخی از بچه‌ها در خانه رفتار متفاوتی دارند؟ | پیشنهاد یک مهارت ساده و بسیار کاربردی به مادران انتصاب یک بانوی ایرانی به عنوان نخستین نماینده ایران در انجمن جهانی حقوق پزشکی (WAML) تجرد قطعی در جامعه ایرانی به یک انتخاب اجباری تبدیل شده است اختتامیه هشتمین کنگره بین‌المللی شعر زنان عاشورایی در مشهد برگزار می‌شود ۸۷ درصد کودکان در مراکز نگهداری بهزیستی کشور، بدسرپرست هستند شیر مادر؛ محافظ قدرتمند نوزاد مقابل ابتلا به بیماری‌های عفونی این غذای اصیل کردی، رقیب سرسخت قرمه سبزی است + دستور پخت
سرخط خبرها
چطور می‌توان هنر گفت‌و‌گو را به کودکان آموخت؟

چطور می‌توان هنر گفت‌و‌گو را به کودکان آموخت؟

  • کد خبر: ۳۳۸۰۲۰
  • ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۳
آموزش هنر گفت‌و‌گو یک فرآیند تدریجی و ارزشمند است که سه مهارت ارتباطی، همدلی و حل مسأله را در کودکان پرورش می‌دهد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ کودکان، کنش، واکنش و رفتار‌هایی در قالب کلامی یا غیرکلامی نشان می‌دهند که می‌تواند ناشی از هنر و توانایی‌هایشان یا ناشی از یک اختلال باشد. دقت کنید کودک عامل این موارد نیست، حامل آنهاست. عامل را باید در والدین جست‌و‌جو کرد؛ بنابراین باید ببینیم چطور می‌توان به کودکان گفتگوی صحیح را آموخت. آموزش هنر گفت‌و‌گو یک فرآیند تدریجی و ارزشمند است که سه مهارت ارتباطی، همدلی و حل مسأله را در کودکان پرورش می‌دهد. از این رو باید به برخی موارد توجه کرد.

الگوسازی توسط بزرگتر‌ها مهم است. والدین، مهم‌ترین و بهترین معلم کودک هستند، باید الگوی درستی برای فرزندشان باشند و رابطه درستی با او برقرار کنند تا کودک بینش پیدا کند. بینش، یعنی «من الان اشتباه کردم، این حرف را نباید می‌گفتم». مقابل بینش، دفاع و لجبازی است. در واقع بینش، آغاز یک انسان است. پس ارتباط سازنده و معنادار، ارتباط عاطفی است، نه ارتباط شناختی و ذهنی.

رابطه کودک با مادر یک رابطه عاطفی است. زمانی که مادر او را از انجام کاری بازدارد، کودک حس طرد شدن پیدا می‌کند. زمانی که به کودک امر و نهی شود و نتواند کاری را که به او گفته شده، انجام دهد، احساس بیهوده بودن کرده و ذهن او از نظر شناختی آسیب می‌بیند. والدین باید ارتباط عاطفی با کودک برقرار کنند تا وقتی بزرگ شد احساس بی‌فایده بودن نکند.

ارتباط شناختی، زندگی تکلیفی را در کودکان شکل می‌دهد و او نمی‌تواند کودکی کند، زیرا خود را مجبور به انجام تکلیف می‌بیند. حتی تفریح را که یکی از مراحل لازم رشد است به شکل تکلیف انجام می‌دهد؛ بدون این‌که لذت ببرد. به همین دلیل ارتباط شناختی، خود بودن و خلاق بودن کودک را از او می‌گیرد، تولید خشم می‌کند و باعث می‌شود نتواند به تنهایی مسایلش را حل کند.

کودک همواره فکر می‌کند کسی که تکلیف داده درست می‌گوید و والدین باید مشکلاتش را حل کنند، همین امر در کودک پژمردگی ایجاد می‌کند و او یاد می‌گیرد تکلیف‌مدار زندگی کند نه شادمان و خلاق. او باور می‌کند که والدین و تکلیفشان مقدسند. تقدس به قربانی نیاز دارد و در این مرحله، کودک ناآگاهانه رشد سالم را قربانی می‌کند، بزرگ می‌شود، اما رشد نمی‌کند. باور، یک حلقه محاصره‌کننده و یک ریسمان بسیار قوی است که کنار گذاشتن آن دشوار به نظر می‌رسد، اما رابطه عاطفی، فرصتی است که فرد خود را کشف کرده و شکوفا سازد.

در رابطه عاطفی، کودک به جای طرد شدن، حس دوست داشته شدن، خود بودن و ارزشمندی را از والدین می‌گیرد، احساس سرزندگی می‌کند و در فضایی سرشار از غنا و نشاط، خود را کشف می‌کند و خود و والدینش را دوست دارد. ارتباط شناختی که انفجار تکالیف است، در کودک احساس بی‌ارزشی به وجود می‌آورد. در این شرایط، کودک متأسفانه پدر و مادر واقعی و دوست داشتنی و همراه را از دست می‌دهد و پدر و مادر مقدس را احساس می‌کند؛ درحالی که پناه می‌خواهد و نیاز دارد دوست داشته شود و دوست بدارد. یادمان باشد که تربیت، شامل چهار عنصر است: مراقبت، حمایت، محبت و محدودیت سازنده.

بازی، یکی از راه‌هایی است که می‌توان توسط آن هنر گفت‌و‌گو را به کودکان آموخت. بازی، تفکر کودک است، اما باید اجازه دهیم خودش بازی را شروع کند، قواعد بازی را تعیین کند و پایان را اعلام کند. والدین باید فقط همبازی خوبی باشند تا کودک رفته‌رفته بتواند تفکر صحیح را در خود پرورش دهد و همواره در مسیر رشد و سازندگی باشد.

درعین حال، باید هنر گوش دادن را به کودک آموخت. همه کودکان حرف می‌زنند، اما گوش نمی‌دهند. باید به آنها نشان دهیم زمانی که کسی صحبت می‌کند به چشمانش نگاه کنند و اجازه بدهند او هم حرف بزند. البته کودک همیشه باید به صحبت کردن در جمع تشویق شود، مثلا داستانی را برای خانواده تعریف کرده و نقش‌آفرینی کند.

منبع: سلامت نیوز

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.