نگاهی به راهبرد‌های تقویت کنشگری زن با محوریت مقاومت از آموزش تا اشتغال؛ روایتی از آموزش خیاطی که به اشتغال بانوان و فعالیت‌های خیرخواهانه رسید دستور پخت آش سرد سبزواری با طعمی بی‌نظیر برای روزهای گرم تابستان آغاز فصل جدید لیگ برتر فوتسال زنان از ۳ مهر| آیا حضور ۱۶ تیم چالش برانگیز است؟ بیماری‌های غیرواگیر، مهم‌ترین عامل مرگ‌ومیر زنان ایرانی طی ۴۵ سال اخیر پایان رقابت‌های والیبال بانوان هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۴ شهرداری مشهد راهکار‌هایی برای دفع انواع حشرات در خانه ما هم هستیم پس می‌توانیم چند فوت و فن ساده برای استفاده از قابلمه به جای فر چرا هیچ کدام از خواستگارهایم را نمی‌پسندم؟ ۵ بازیکن خراسان رضوی به اردوی ملی فوتسال بانوان دعوت شدند مشهد میزبان مسابقات قهرمانی کشور بانوان کاراته شد خانه‌داری | نگهداری گوجه‌فرنگی در فریزر، بهترین و اقتصادی‌ترین راهکار است چرا برخی از بچه‌ها در خانه رفتار متفاوتی دارند؟ | پیشنهاد یک مهارت ساده و بسیار کاربردی به مادران انتصاب یک بانوی ایرانی به عنوان نخستین نماینده ایران در انجمن جهانی حقوق پزشکی (WAML) تجرد قطعی در جامعه ایرانی به یک انتخاب اجباری تبدیل شده است اختتامیه هشتمین کنگره بین‌المللی شعر زنان عاشورایی در مشهد برگزار می‌شود ۸۷ درصد کودکان در مراکز نگهداری بهزیستی کشور، بدسرپرست هستند شیر مادر؛ محافظ قدرتمند نوزاد مقابل ابتلا به بیماری‌های عفونی
سرخط خبرها
بِلاگری یا بَلاگری؟ زندگی در قاب فالوئر‌ها

بِلاگری یا بَلاگری؟ زندگی در قاب فالوئر‌ها

  • کد خبر: ۳۷۹۴۰۴
  • ۲۶ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۹
بلاگری برای بعضی شغل است و برای بعضی دردسر؛ مسیری که از تولیدمحتوا شروع می‌شود و گاهی به ازدست‌رفتن حریم خصوصی، روابط خانوادگی و امنیت شغلی می‌رسد. این گزارش نگاهی دارد به تجربه بلاگر‌هایی که زندگی‌شان میان دیده‌شدن و قضاوت‌شدن معلق مانده است.

به گزارش شهرآرانیوز، با یک گشت‌وگذار ساده در فضای مجازی می‌توان آن‌ها را پیدا کرد؛ بلاگرهایی که نه الزاماً متخصص‌اند و نه چهره‌های شناخته‌شده هنری، اما مخاطبان پرشماری دارند. حضورشان تنها به صفحه‌های مجازی محدود نمی‌شود؛ از افتتاحیه فروشگاه‌ها و مراسم مختلف گرفته تا رویدادهای رسمی، ردپای آن‌ها دیده می‌شود؛ شهرتی که باعث شده هر روز بر تعدادشان افزوده شود و مخاطبان اصلی‌ اغلب آن‌ها را زنان تشکیل دهند.

کار ما هم سخت است

م. نعیمی:

هر کاری سختی‌های خودش را دارد. تصور نکنید بلاگرها فقط در کافه‌ها یا مهمانی‌ها وقت می‌گذرانند. مگر یک شهر چند کافه دارد یا چند بار در ماه آدم دعوت می‌شود؟ برای جبران این کمبود، خود بلاگرها معمولاً دورهمی برنامه‌ریزی می‌کنند، اما این جمع‌ها هم قاعده و حساب‌وکتاب خودش را دارد.

از طرفی هزینه‌ها کم نیست؛ لباس، کیف و کفش، آرایش و ظاهر، همه خرج دارد. تازه ظاهر فقط بخشی از ماجراست. محتوا باید خلاقانه باشد تا دیده شود. خیلی‌ها عکاس حرفه‌ای دارند، اما من با گوشی کار می‌کنم. هرچند بهترین مدل باشد، باز هم کیفیت کار با کسی که تیم دارد، فرق می‌کند.

بیست‌وچهارساعته سر کاریم

ی. جلالی:

بلاگری کار ساده‌ای نیست. دیده شدن، لایک گرفتن و بازدید بالا مهارت می‌خواهد. من برای این کار آموزش دیده‌ام، دوره رفته‌ام و مطالعه کرده‌ام.

مردم از درآمد بلاگرها حرف می‌زنند، اما توجه نمی‌کنند که این شغل ساعت کاری ندارد؛ همیشه درگیر است و امنیت شغلی هم ندارد. نه بیمه‌ای هست، نه بازنشستگی. یک گزارش، یک شکایت یا حتی هک شدن صفحه می‌تواند همه چیز را از بین ببرد. شروع دوباره هم کار آسانی نیست.

کتری آشپزخانه‌ات چند میلیون است؟!

ع. نظری:

محتوایی که منتشر می‌کنم واقعی است. از خانه و زندگی خودم فیلم می‌گیرم. بعضی‌ها ممکن است لباس یا وسایلشان نمایشی باشد، اما من ترجیح می‌دهم همان چیزی را نشان بدهم که دارم.

البته همیشه هم واکنش‌ها مثبت نیست. گاهی می‌پرسند وقتی مردم مشکل دارند، نمایش این سبک زندگی چه فایده‌ای دارد؟ من جواب نمی‌دهم. هرکسی انتخاب خودش را دارد. شاید دیدن چند دقیقه زیبایی، برای بعضی‌ها آرامش‌بخش باشد.

مشاوره مجانی مگر بد است؟!

ر. نیکی:

من زندگی خصوصی‌ام را خیلی محدود نشان می‌دهم. همسرم هم جلوی دوربین نمی‌آید، اما در همه کارها همراهم است.

در کنار محتوا، مشاوره خرید هم می‌دهم؛ بدون هزینه. خیلی‌ها سؤال می‌پرسند و راهنمایی می‌خواهند. شاید برای بعضی‌ها دیدن جاهایی که امکان رفتنش را ندارند، فقط از پشت صفحه، خودش تجربه‌ای متفاوت باشد.

من بلاگر طلاق هستم

ش. عباسی:

صفحه‌ام از روزمرگی شروع شد، اما کم‌کم مسائل شخصی‌ام وارد آن شد. بدون برنامه‌ریزی. یک روز دیدم درباره همه چیز با مخاطبانم حرف می‌زنم؛ از دعواها تا مراجعه به دادگاه.

در دوره‌ای که می‌گذراندم، این ارتباط کمکم کرد دوام بیاورم. بعضی‌ها قضاوت می‌کنند، اما دنبال کردن یک صفحه انتخاب خود آدم‌هاست.

سر پنج ماه کارمان به دادگاه کشید

ن. حجتی:

آشنایی ما از فضای مجازی شروع شد و خیلی زود به ازدواج رسید. مراسم‌ها و جزئیات زندگی مشترک، محتوای صفحه‌ام شد و مخاطبان بیشتر شدند.

اما بعد از شروع زندگی مشترک، اختلاف‌ها جدی شد. همسرم دیگر با انتشار جزئیات زندگی موافق نبود، در حالی که من درآمدم به صفحه‌ام وابسته بود. همین اختلاف، کار را به دادگاه کشاند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.