ایجاد فاصله عاطفی میان زن و شوهر‌ها در میانه زندگی مشترک چه دلایلی دارد؟ روایتی از حمایت پدر صنعت موشکی از تحقق رویای دختران کوهنورد ایرانی در یک مستند خانه‌داری| شستن برنج یک مزیت مهم دارد ویژگی‌های بارز حضرت‌ام‌البنین (س)؛ مادر بزرگوار حضرت ابوالفضل (ع) ضرورت تدوین «سند ارتقای وضعیت زنان و خانواده» در استان سیستان و بلوچستان رهبر شهید چه میراثی برای حمایت از زنان در برابر خشونت به جا گذاشتند؟ دختران ترامپولین‌کار ایران بعد از ۴۷ سال به بازی‌های آسیایی ناگویا رسیدند حضرت زینب (س)، تجلی مفهومی فراتر از مقاومت زنان، پایه‌های اصلی پایداری اجتماعی در جامعه| اثرگذاری نهاد خانواده در جنگ تحمیلی دیده شد چرا همسرتان از دستتان عصبانی است؟ | قاتل خاموشی که بلد نیستید و رابطه‌تان را نابود می‌کند برداشت نادرست برخی از کاربران، چالش ایجاد کرد| بازنشر خبر فوت «پیرترین زن ایران» پس از ۸ سال راز روضه‌‌های محرم بی‌بی‌جان که ۲۳ سال است در مشهد تعطیل نشده دعوا بر سر جای پارک خودرو در مشهد، جان دختر جوان را نجات داد | راز بزرگی که در کلانتری سجاد برملا شد تاکید بر گسترش همکاری‌های مشترک در حوزه زنان و خانواده، محور گفت و گوی تلفنی زهرا بهروز آذر و همتای تاجیکستانی چای سبز جایگاه ویژه‌ای در سبک زندگی سالم دارد| معرفی مهم‌ترین خواص نکات مهمی که برای پخت و توزیع غذای نذری باید رعایت شود دعوای شما با همسرتان، می‌تواند شروع یک خیانت باشد + راهکارها نتیجه یک تحقیق روی ۸ هزار جوان ایرانی فاش کرد: تحصیل‌کرده‌هاو پولدارها کمتر بچه می‌خواهند ! این مواد شیمیایی را از زندگی‌تان حذف کنید تا بارداری سالم‌تری داشته باشید
سرخط خبرها
موریانه‌ها را ساکت کن | صدای زنانی که آرام فرسوده می‌شوند

موریانه‌ها را ساکت کن | صدای زنانی که آرام فرسوده می‌شوند

  • کد خبر: ۳۸۱۶۳۹
  • ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۸
گاهی فرسایش، بی‌صدا اتفاق می‌افتد؛ درست مثل موریانه‌هایی که از درون می‌خورند و چیزی از ظاهر نمی‌کاهند. «موریانه‌ها را ساکت کن» مجموعه‌داستانی است درباره زنانی که آرام، نامرئی و پیوسته فرسوده می‌شوند. روایت‌هایی رئال از زندگی‌هایی که کمتر دیده می‌شوند، اما سنگینی‌شان روی شانه‌های جامعه مانده است.

زهرا خنداندل| شهرآرانیوز، کتاب اسم وسوسه‌کننده‌ای دارد؛ «موریانه‌ها را ساکت کن». روی جلد، تصویر زنی تنها در میان جنگلی پر از ریشه و شاخه دیده می‌شود؛ زنی که هم ایستاده است، هم در محاصره. همین نام و تصویر کافی است تا خواننده مکث کند و بخواهد بداند پشت این سکوت چه می‌گذرد.

قهرمان بیشتر داستان‌های این مجموعه، زنان‌اند؛ یا زنانی که مستقیم و بی‌واسطه مسیر روایت را تغییر می‌دهند. مریم دانشمند، نویسنده این اثر، در آستانه میانسالی نخستین کتابش را منتشر کرده و از همان ابتدا، پیوندی مادرانه با آن دارد. با او گفت‌و‌گو کرده‌ایم تا از مسیر نوشتن، دغدغه‌هایش و دنیای داستان‌هایش بیشتر بدانیم.

علاقه شما به نویسندگی از کجا شکل گرفت؟

حدود هفت‌سالگی، وقتی «جک و لوبیای سحرآمیز» را خواندم، جذب دنیای داستان شدم. بعد از آن مدام کتاب می‌خواندم و تخیلم با شخصیت‌ها و فضا‌ها زندگی می‌کرد. همیشه نمره انشایم از بقیه بالاتر بود؛ آن‌قدر که هم‌کلاسی‌ها دفترهایشان را می‌دادند تا به‌جایشان بنویسم.

چرا در نوجوانی و جوانی نوشتن را جدی دنبال نکردید؟

در خانواده‌ای سنتی و مذهبی بزرگ شدم. پدرم اساساً با تحصیل دختر مخالف بود و حتی ادامه دبیرستانم با پادرمیانی زن‌برادرم ممکن شد. در هجده‌سالگی ازدواج کردم و بعد از تولد فرزندم، نقش مادری و خانه‌داری تمام وقت و انرژی‌ام را گرفت. البته درس خواندن و کتاب‌خواندن هیچ‌وقت از زندگی‌ام حذف نشد، اما نوشتن به تعویق افتاد.

به کدام سبک داستانی نزدیک‌تر هستید؟

به داستان‌های رئال علاقه زیادی دارم و نوشتنم هم در همین فضا شکل می‌گیرد. با این حال، ادبیات اساطیری را هم دوست دارم؛ همیشه به قدمت و عظمت آن فکر می‌کنم و اینکه نویسندگان آن دوران چگونه چنین جهان‌هایی را خلق کرده‌اند.

چرا زنان قهرمان اغلب داستان‌هایتان هستند؟

زن و آنچه بر او می‌گذرد، ذهنم را رها نمی‌کند. دنیای زنان بسیار پیچیده است و من فقط بخش کوچکی از رنج‌ها و تجربه‌های آن را در داستان‌هایم بازتاب داده‌ام. زن بودن، هم ارزشمند است و هم گاهی دردناک. تلاشم این بوده که این دوگانه را تا جایی که توان دارم روایت کنم.

نام کتاب چگونه انتخاب شد؟

«موریانه‌ها را ساکت کن» نام یکی از داستان‌هایم بود که به‌دلیل ممیزی از کتاب حذف شد. با این حال، احساس کردم این نام عصاره فضای مجموعه است. به پیشنهاد ناشر، مقدمه‌ای نوشتم تا ارتباط نام کتاب با کلیت داستان‌ها حفظ شود.

درباره طرح جلد کتاب بگویید

ناشر چند طرح مختلف فرستاد، اما این یکی خیلی به دلم نشست؛ زنی که نور است، تنهاست، ریشه دارد و جنگل او را در آغوش گرفته. برای من، جلد کتاب خودش روایت زنانی است که در داستان‌هایم زندگی می‌کنند.

چاپ اولین کتاب چه حسی دارد؟

حس رضایت و نزدیکی به معنا. انگار به نقطه‌ای رسیده‌ام که زندگی‌ام فقط گذران روزمره نیست و نوشتن، معنای تازه‌ای به آن داده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.