از آموزش تا اشتغال؛ روایتی از آموزش خیاطی که به اشتغال بانوان و فعالیت‌های خیرخواهانه رسید دستور پخت آش سرد سبزواری با طعمی بی‌نظیر برای روزهای گرم تابستان آغاز فصل جدید لیگ برتر فوتسال زنان از ۳ مهر| آیا حضور ۱۶ تیم چالش برانگیز است؟ بیماری‌های غیرواگیر، مهم‌ترین عامل مرگ‌ومیر زنان ایرانی طی ۴۵ سال اخیر پایان رقابت‌های والیبال بانوان هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۴ شهرداری مشهد ما هم هستیم پس می‌توانیم چند فوت و فن ساده برای استفاده از قابلمه به جای فر چرا هیچ کدام از خواستگارهایم را نمی‌پسندم؟ ۵ بازیکن خراسان رضوی به اردوی ملی فوتسال بانوان دعوت شدند مشهد میزبان مسابقات قهرمانی کشور بانوان کاراته شد خانه‌داری | نگهداری گوجه‌فرنگی در فریزر، بهترین و اقتصادی‌ترین راهکار است چرا برخی از بچه‌ها در خانه رفتار متفاوتی دارند؟ | پیشنهاد یک مهارت ساده و بسیار کاربردی به مادران انتصاب یک بانوی ایرانی به عنوان نخستین نماینده ایران در انجمن جهانی حقوق پزشکی (WAML) تجرد قطعی در جامعه ایرانی به یک انتخاب اجباری تبدیل شده است اختتامیه هشتمین کنگره بین‌المللی شعر زنان عاشورایی در مشهد برگزار می‌شود ۸۷ درصد کودکان در مراکز نگهداری بهزیستی کشور، بدسرپرست هستند شیر مادر؛ محافظ قدرتمند نوزاد مقابل ابتلا به بیماری‌های عفونی این غذای اصیل کردی، رقیب سرسخت قرمه سبزی است + دستور پخت
سرخط خبرها
مادری که مقابل چشمان پسرش شهید شد

مادری که مقابل چشمان پسرش شهید شد

  • کد خبر: ۳۹۰۸۳۹
  • ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۴
گلوله‌ای گمشده در میان هیاهوی انقلاب، زندگی «حمیده مروتی» بانوی انقلابی را در یک آن پایان داد. پسر پنج‌ساله‌اش، «محمود»، شاهد این صحنه بود. حالا پس از ۴۷ سال، آن کودک داغدیده مفهوم فداکاری مادرش را در خدمت به نسل جدید زنده نگه می‌دارد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ زنان ایران با فداکاری، اخلاص و حضور فعال در تمامی مراحل انقلاب اسلامی، از مبارزات مخفیانه و تظاهرات خیابانی گرفته تا تلاش‌های فرهنگی و حمایت‌های عاطفی، نقشی تعیین‌کننده داشتند که نمونه آن شهادت جمعی از بانوان در روز هفدهم شهریور ۱۳۵۷ است.

در قلب این جوشش تاریخی، زنان ایران نقشی جاودانه بازی کردند؛ از مبارزه در خفا تا ایستادن در ردیف نخست تظاهرات، از نشر اندیشه تا تقدیم جان. آنان با دلی سرشار از عشق به وطن و ایمانی آهنین، تاریخ را با حضور خود رقم زدند.

عطوفت مادرانه و استقامت این زنان نه‌تنها زمینه‌ساز تداوم مبارزه شد، بلکه توانست حتی بر تصمیم نظامیان تأثیر بگذارد و آنان را به پیوستن به صفوف مردم وادارد.

در تظاهرات خیابانی انقلاب اسلامی، زنان شجاعی حضور داشتند که با فرزندان خود در آغوش و بدون ترس از تانک‌ها، توپ‌ها و مسلسل‌های مستقر در خیابان‌ها، به میدان مبارزه آمدند و نقش فعال و تأثیرگذاری در پیشبرد اهداف انقلاب ایفا کردند.

این حضور با خاطره زنانی که شکنجه شدند، شهید شدند یا فرزندانشان را در راه آرمان‌های انقلاب از دست دادند، پیوند خورد و روحیه فداکاری و ایثار زنان را برجسته‌تر کرد.

سرمای دی ماه تیغ می‌زد نفس‌ها ابر می‌شد؛ نه از سر سرما که از گرمی خشم و شور انقلاب.

سال ۱۳۵۷ ترک‌محله قائم‌شهر شلوغ و پُرهیاهو بود، مأموران حکومت نظامی جاده را بسته بودند و مردم سنگربندی کرده بودند.

در میان جمعیت زنی میانه‌سال با روسری ساده نگران به اطراف نگاه می‌کرد اسمش حمیده بود؛ مادر چهار فرزند همان روز صبح به پسر پنج‌ساله‌اش محمود قول داده بود که برایش نقل ببرد.

آن سوی خیابان پسر بزرگ‌ترش درگیر شده بود حمیده دلشوره داشت ناگهان به سوی او دوید فاصله‌اش با پسرش هر لحظه کمتر می‌شد، اما فاصله‌اش با زندگی در یک آن به پایان رسید.

صدای خشنی آمد گلوله‌ای گمشده در آن هیاهو بر سینه‌اش نشست و گرمی خونش روی سنگ‌فرش سرد پیاده‌رو پخش شد.

چشمانش را بست، بی‌آنکه بتواند پسرش را ببیند. آن روز، دهم دی‌ماه سال ۱۳۵۷ بود که «حمیده مروتی» یکی از نخستین شهیدان زن انقلاب در قائم‌شهر شد.

مادری که مقابل چشمان پسرش شهید شد

پشت آن چهره کودکانه، دنیایی از سؤال بود

محمود قربانی آن روز پنج‌ساله بود؛ آنقدر کوچک که معنای شهادت را نمی‌فهمید فقط می‌دانست مادرش زیر آفتاب زمستان خوابیده و دیگر بیدار نمی‌شود.

پیکر حمیده با دست‌های مردم انقلابی و داغدیده روی دوش‌ها به سوی امام‌زاده سید نظام‌الدین روانه شد.

محمود دست برادرش را محکم گرفته بود و گریه نمی‌کرد سکوت عجیبی داشت انگار می‌دانست از امروز فصل دیگری از زندگی شروع شده است.

زندگی بعد از شهادت حمیده مثل خانه‌ای بدون سقف بود محمود و برادرش به خانه‌ای اجاره‌ای کوچک رفتند.

شب‌ها، صدای نفس‌هایش در سکوت اتاق می‌پیچید و جای گرمای آغوش مادر خالی بود، اما انقلاب یتیمان خود را تنها نگذاشت.

مادری که از راه رسید

خانم باقری بی‌آنکه منتظر بماند مسوولیت محمود کوچک را بر عهده گرفت و محمود کمتر در غم فراق بود، اما همیشه سؤالی در چشمانش بود: چرا مادرم آن روز به خیابان آمد؟

پاسخ این سؤال را کم‌کم در خاطرات برادر بزرگ‌ترش و همسایه‌ها می‌یافت، می‌فهمید حمیده زنی فهیم و دلسوز بود که برای وطنش دل می‌سوخت.

اعلامیه پخش می‌کرد و پنهانی اخبار انقلاب را برای همسایه‌ها می‌خواند، ترک‌محله قائم‌شهر، هنوز هم سابقه فداکاری این بانوی انقلابی را بر در و دیوار خود حفظ کرده است.

مسیر زندگی در سایه شهادت تعریف شد

محمود زیر سایهٔ سنگین و درعین‌حال عزت‌بخش شهادت مادر بزرگ شد این حادثه مسیر زندگی‌اش را تعیین کرد.

هر سال در سالگرد شهادت حمیده بر مزارش حاضر می‌شد و با خود عهد می‌بست راهش را ادامه دهد.

امروز، محمود قربانی ۵۲ ساله است و سال‌هاست به‌عنوان سرایدار و خدمتگزار یک مدرسه در ساده‌ترین و صادقانه‌ترین شکل ممکن به نسل جدید خدمت می‌کند گویی می‌خواهد در محیطی که کودکان درس می‌خوانند، حضوری محافظت‌گر داشته باشد؛ همان نقشی که در زندگیش خالی بود.

روزگار سخت بعد از شهادت، مهربانی‌های مردم کوچه و محله و درس بزرگ مادری که آسایش خود را فدای آرمانش کرد از محمود انسانی ساخت که با تمام وجود، مفهوم «فداکاری» را درک کرده است.

او زنده‌ترین یادگار حمیده مروتی است؛ یادگاری که نه بر سنگ قبر که در زندگی روزمره‌ای سرشار از خدمت خالصانه جاری است.

منبع: فارس

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.