از آموزش تا اشتغال؛ روایتی از آموزش خیاطی که به اشتغال بانوان و فعالیت‌های خیرخواهانه رسید دستور پخت آش سرد سبزواری با طعمی بی‌نظیر برای روزهای گرم تابستان آغاز فصل جدید لیگ برتر فوتسال زنان از ۳ مهر| آیا حضور ۱۶ تیم چالش برانگیز است؟ بیماری‌های غیرواگیر، مهم‌ترین عامل مرگ‌ومیر زنان ایرانی طی ۴۵ سال اخیر پایان رقابت‌های والیبال بانوان هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۴ شهرداری مشهد ما هم هستیم پس می‌توانیم چند فوت و فن ساده برای استفاده از قابلمه به جای فر چرا هیچ کدام از خواستگارهایم را نمی‌پسندم؟ ۵ بازیکن خراسان رضوی به اردوی ملی فوتسال بانوان دعوت شدند مشهد میزبان مسابقات قهرمانی کشور بانوان کاراته شد خانه‌داری | نگهداری گوجه‌فرنگی در فریزر، بهترین و اقتصادی‌ترین راهکار است چرا برخی از بچه‌ها در خانه رفتار متفاوتی دارند؟ | پیشنهاد یک مهارت ساده و بسیار کاربردی به مادران انتصاب یک بانوی ایرانی به عنوان نخستین نماینده ایران در انجمن جهانی حقوق پزشکی (WAML) تجرد قطعی در جامعه ایرانی به یک انتخاب اجباری تبدیل شده است اختتامیه هشتمین کنگره بین‌المللی شعر زنان عاشورایی در مشهد برگزار می‌شود ۸۷ درصد کودکان در مراکز نگهداری بهزیستی کشور، بدسرپرست هستند شیر مادر؛ محافظ قدرتمند نوزاد مقابل ابتلا به بیماری‌های عفونی این غذای اصیل کردی، رقیب سرسخت قرمه سبزی است + دستور پخت
سرخط خبرها
مهمترین چالش‌های ازدواج در دوران معاصر چیست؟

مهمترین چالش‌های ازدواج در دوران معاصر چیست؟

  • کد خبر: ۴۰۲۱۶۸
  • ۰۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
بسیاری از چالش‌های ازدواج در دوران معاصر، ناشی از این «عدم انطباق» است. از یک سو توقعات از زنان افزایش یافته و از سوی دیگر، بازتعریفِ نقشِ مرد هنوز به طور کامل نهادینه نشده است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ خانواده به عنوان قدیمی‌ترین و حیاتی‌ترین نهاد بشری، در قرن جدید با تلاطم‌هایی روبه‌رو شده است که شباهت چندانی به تجربه‌های تاریخی پیشین ندارد. اگر در گذشته، خانواده واحدی برای بقای اقتصادی و انتقال میراث بود، امروزه تحت تأثیر امواج مدرنیته، فردگرایی و تغییرات ساختاری اقتصاد، ماهیتی کاملاً متفاوت یافته است.

گذار از خانواده گسترده به هسته‌ای و پیامد‌های فردگرایی

نخستین و مهم‌ترین تحول، گذار از «خانواده گسترده» (که در آن چندین نسل در کنار هم و بر اساس سلسله‌مراتب سنتی زندگی می‌کردند) به «خانواده هسته‌ای» و در سال‌های اخیر، حرکت به سمت الگو‌های زیستِ فردی است. مدرنیته با ترویج روحیه «فردگرایی»، اولویت‌های انسان را تغییر داده است. در این پارادایم نوین، «تحققِ خود» و «لذت آنی» بر «فداکاری برای جمع» مقدم شده است. اگر در نظام سنتی، ازدواج یک تکلیف اجتماعی و مذهبی برای استمرار نسل و حفظ کیان ایل و قبیله بود، در دنیای امروز به یک «انتخابِ شخصی» بر پایه علایق عاطفی تبدیل شده است.

این تغییر ماهیت، با وجود آنکه آزادی عمل بیشتری به افراد می‌دهد، اما همزمان خانواده را از حمایت‌های گسترده شبکه‌های خویشاوندی محروم کرده و آن را در برابر نوسانات زندگی بسیار آسیب‌پذیر ساخته است. فردگرایی مفرط باعث شده است که آستانه تحمل افراد در برابر تفاوت‌ها کاهش یابد و به محض بروز کوچکترین اصطکاک، پیوند‌ها به سمت گسست حرکت کنند. در واقع، خانواده در قرن جدید میان «آزادی فردی» و «تعهد جمعی» معلق مانده است و ناتوانی در برقراری تعادل میان این دو، منجر به افزایش نرخ طلاق و کاهش تمایل به ازدواج شده است.

عدم انطباق، علت بسیاری از چالش‌های ازدواج در دوران معاصر

بسیاری از چالش‌های ازدواج در دوران معاصر، ناشی از این «عدم انطباق» است. از یک سو توقعات از زنان افزایش یافته (هم کار در بیرون و هم مدیریت خانه) و از سوی دیگر، بازتعریفِ نقشِ مرد به عنوان شریکِ عاطفی و همکار در امور داخلی خانواده، هنوز به طور کامل نهادینه نشده است. این تعارضِ نقش‌ها منجر به شکل‌گیری تنش‌های مداوم بر سر تقسیم وظایف و قدرت تصمیم‌گیری می‌شود. خانواده پایدار در قرن جدید، خانواده‌ای است که بتواند بر پایه «مشارکت برابر» و «احترام متقابل به هویت‌های فردی» بازتعریف شود، نه بر اساس الگو‌های تحکمی گذشته که دیگر کارکرد خود را از دست داده‌اند.

در این میان، عمیق‌ترین تحولات در نهاد خانواده، تغییر در نقش‌های سنتی زنان و مردان است. ورود گسترده زنان به عرصه‌های تحصیلی و اشتغال، توازن قدرت را در داخل خانواده دگرگون کرده است. زنِ امروز دیگر خود را صرفاً در نقش‌های سنتی «خانه‌داری» تعریف نمی‌کند و به دنبال استقلال مالی و اجتماعی است. با این حال، ساختار‌های اجتماعی و گاهی ذهنیت‌های سنتی مردان، همپای این تغییرات رشد نکرده‌اند.

جایگاه ارزش‌های اخلاقی و دینی در ثبات خانواده

در متون دینی، خانواده به عنوان یک «بیت» و مأمن سکینه و آرامش معرفی شده است. بحران خانواده در دوران معاصر، تا حد زیادی ناشی از فاصله گرفتن از این نگاهِ غایی و تبدیل شدنِ خانواده به یک «قراردادِ صِرف» است. دین و اخلاق بر مفاهیمی، چون «صبر»، «گذشت» و «امانتداری» تأکید دارند که دقیقاً همان حلقه‌های مفقوده در روابط مدرن هستند.

بازسازی نهاد خانواده مستلزم آن است که ارزش‌های معنوی به جای آنکه در سطح شعار باقی بمانند، به عنوان «مهارت‌های زندگی» در لایه‌های جامعه تزریق شوند. اخلاق خانوادگی یعنی مسئولیت‌پذیری در قبالِ سرنوشتِ دیگری. جامعه‌ای که در آن مفهوم «ایثار» تحقیر شود و «خودخواهی» به عنوان نماد هوشمندی معرفی گردد، نمی‌تواند خانواده‌ای پایدار بنا کند. پیوند میان عقلانیت مدرن و اخلاق دینی می‌تواند الگویی از زیست مؤمنانه و خردورزانه ارائه دهد که در آن، خانواده نه قفسی برای محدودیت، بلکه بستری برای رشد و کمالِ همه‌جانبه اعضا باشد.

خانواده در ایران و بسیاری از جوامع در حال گذار، در یک «پیچ تاریخی» قرار دارد. برای عبور از این بحران، راهکار‌های صرفاً پندآموز یا فشار‌های قانونی چاره‌ساز نخواهد بود. ما نیازمند یک «نهضتِ ملی برای حمایت از خانواده» هستیم که ابعاد اقتصادی، فرهنگی و حقوقی را به طور همزمان پوشش دهد.

تسهیل واقعی ازدواج از طریق تامین مسکن ارزان، ایجاد ثبات اقتصادی، آموزش مهارت‌های ارتباطی به نسل جوان و بازنگری در قوانین برای حمایت از حقوق تمام اعضای خانواده، از ضرورت‌های انکارناپذیر است. باید پذیرفت که خانواده مدرن، نیازمند «زبانِ جدید» و «ساختار‌های جدید» است. اگر نتوانیم توازنی میان اصالت‌های فرهنگی و ضرورت‌های زندگی معاصر ایجاد کنیم، فرسایشِ نهاد خانواده به فروپاشیِ سرمایه اجتماعی و افزایش آسیب‌های روانی در سطح کلان منجر خواهد شد. خانواده، قلب تپنده یک جامعه است؛ اگر این قلب ضعیف شود، هیچ دستاورد سیاسی یا اقتصادی نخواهد توانست حیاتِ طیبه و بانشاطِ یک ملت را تضمین کند.

منبع: مهر

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.