مریم دشتی مدرس حوزه و دانشگاه| شهرآرانیوز؛ پنج شنبه ۱۸ تیر ماه ۱۴۰۵، خیابانها جامهای از اندوه و همبستگی بر تن داشتند. مردمی شانه به شانه ایستادند تا حکیم فرزانهای را بدرقه کنند؛ مردی که در آغوش ملت تشییع شد و در جوار امام رضا (ع) آرام گرفت؛ چهرهای که برای ایران پدر بود؛ پدری که حضورش برای بسیاری، نشانه آرامش، درایت و تکیهگاهی معنوی در روزگار تلاطم بود.
در میانه این سیل خروشان اندوه، آنچه بیش از پیش خود را آشکار میکند، حضور، تکاپو و فرهنگسازی زنان است. زنانی که در چنین لحظههای سرنوشتسازی، تنها همراهان عاطفی یک واقعه نیستند، بلکه از مهمترین حاملان و بازآفرینان معنا در حیات جمعی به شمار میآیند.
در ادبیات جامعهشناسی جنسیت، بارها از غلبه نگاه مردانه بر فضای عمومی سخن گفته شده است؛ اما در مراسم تشییع رهبر شهید، زنان با حضوری متکثر، فعال و معنادار، نشان دادند که چگونه میتوان در متن یک آیین جمعی، نقشی فراتر از حضوری نمادین ایفا کرد. حضور آنان در این بدرقه، حضوری حاشیهای و منفعل نبود، بلکه جلوهای از عاملیت اجتماعی در بازتولید حافظه جمعی، حفظ انسجام عاطفی جامعه و تداوم ایستادگی اجتماعی بود.
در چهره زنان حاضر در این مراسم، از دختران جوان تا مادران سالخورده، میشد نوعی کار عاطفی عمیق را دید؛ کاری که تنها در گریستن خلاصه نمیشود، بلکه در پیوند زدن فقدان با معنا، اندوه با پایداری، و سوگ با تداوم زندگی اجتماعی تجلی مییابد. آنان در این میدان، خاموش، اما مؤثر، پیوندهای اجتماعی را بازسازی کردند و نشان دادند که چگونه میتوان از دل فقدان، همبستگی آفرید و استواری را مشق کرد.
از منظر فرهنگسازی، یکی از مهمترین وجوه این حضور، جامعهپذیری ارزشی و انتقال بیننسلی است. زنانی که دست فرزندان خود را گرفته و در این مسیر گام برمیداشتند، در حقیقت حامل انتقال نمادین مفاهیم و ارزشها بودند. این همان شیوه آرام، ماندگار و عمیق فرهنگسازی است که اگرچه در روایتهای رسمی کمتر دیده میشود، در واقع یکی از بنیادیترین مسیرهای تداوم فرهنگی هر جامعه است.
پنج شنبهای که گذشت، رهبر شهیدمان در جوار امام رضا (ع) آرام گرفت. اما جامعه در سوگ است؛ اندوهی حقیقی و عمیق بر دلها نشسته و فقدان، بر روان جمعی سایه افکنده است. اما در دل همین اندوه، حقیقتی دیگر نیز رخ مینماید: مردم سوگوارند، اما همچنان ایستادهاند. این ایستادگی، انکار غم نیست؛ بلکه نشانه بلوغ اجتماعی و توان یک ملت برای حفظ پیوند، معنا، امید و ارزشها در لحظههای فقدان است.
در این میان، زنان با صبوری، آگاهی و نقش بیبدیل خود در حفظ انسجام عاطفی و انتقال ارزشها، از ستونهای پنهان، اما استوار این ایستادگیاند. اگر جامعه امروز، با همه اندوهش، هنوز قامت راست کرده است، بخشی از این پایداری را باید در حضور عمیق، آرام و فرهنگساز زنان جستوجو کرد.
ما داغدار پدری شدیم که در آغوش ملت تشییع شد و در جوار امام رضا (ع) آرام گرفت؛ اما همین مردم، با همه سوگ خویش، همچنان ایستادهاند، و زنان، در متن این ایستادگی، حافظان خاموش، اما ماندگار معنا، پیوند و تداوماند.