صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

جام جهانی 2026

صفحات داخلی

ما را به نام خمینی و خامنه‌ای بشناسید!

  • کد خبر: ۴۲۹۲۲۴
  • ۱۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۷
ما نسلی بودیم که خود را با خمینی معنا کردیم. جز او، نامی را چنان کریمانه و کرامند نمی‌دانستیم که بتواند سجل معرفتی ما باشد. اگر از ما می‌پرسیدند که کیستید؟ پاسخمان یک مکتب بود، یک افق بود، خمینی.

ما نسلی بودیم که خود را با خمینی معنا کردیم. جز او، نامی را چنان کریمانه و کرامند نمی‌دانستیم که بتواند سجل معرفتی ما باشد. اگر از ما می‌پرسیدند که کیستید؟ پاسخمان یک مکتب بود، یک افق بود، خمینی. از همین رو بود که بزرگ‌ترین مردان این سرزمین، آنها که در گمنامی به مقام عظمای شهادت رسیدند، آخرین درس را بر سنگ مزار خویش نوشتند، «شهید گمنام، فرزند روح‌ا...» این، فقط یک عبارت بر سنگ نبود، بیانیه یک فرهنگ بود. فرهنگ «فنا در حقیقت».

الهیات شیعه، از همین حقیقت سخن می‌گوید. انسان، بی‌امام، پراکنده است. همچون دانه‌ای که از خوشه جدا افتاده باشد. هویت مؤمن، در نسبت با امام تعریف می‌شود. اگر امام از متن زندگی حذف شود، امت نخواهد بود. جماعتی خواهد شد که هر کس به سویی می‌رود و هر پرچمی، ادعای هدایت می‌کند. ما این منطق را از خمینی آموختیم و خامنه‌ای هر روز آن را به ما یادآوری کرد. 

او هرگز نگذاشت غبار زمان، چهره امام را بپوشاند. هر بار که گفت: «امام بزرگوار ما»، فقط از گذشته یاد نکرد، آینده را هم ترسیم نمود. این تعبیر، اعلام وفاداری به هندسه‌ای بود که انقلاب بر آن بنا شد. گویی می‌گفت راه، همان راه است. از همین رو بود که این سخن در جان مردم نشست که «خامنه‌ای، خمینیِ دیگر است.» نه از باب تشبیه اشخاص، که از منظر تداوم حقیقت. 

در منطق ولایت، نام‌ها تغییر می‌کنند، اما نور، یکی است. این همان سلسله نورانی هدایتی است که از ولایت مولای متقیان، امیرالمؤمنین علی (ع)، آغاز می‌شود و در امتداد امامت، تا عصر غیبت و ولایت فقیه، پرچم هدایت را بر زمین نمی‌گذارد. آنچه استمرار دارد، شخص نیست، منطق است. آنچه باقی می‌ماند، نه صورت‌ها که حقیقت است. 

ما هنوز هم همان نسل هستیم، نسلی که منهج ولایت را می‌پیماید و زیست خود را در منطق امامت سامان می‌دهد. برای ما، ولایت، شیوه بودن در جهان است. ولایت، نسبت ما را با خدا، با جامعه، با تاریخ و حتی با خویشتن تعریف می‌کند. ما خود را مستقل از این نسبت نمی‌شناسیم، همان‌گونه که شاخه، بیرون از درخت، هویتی جز هیزم ندارد. 

باری، ما امروز خود را با خامنه‌ای تعریف می‌کنیم. هر که بخواهد ما را بشناسد، باید او را ببیند، همان قامت استوار که بی‌تردید، به استقبال شهادت می‌رود. هر که می‌خواهد رسم خامنه‌ای را بفهمد، ملت ایران را بنگرد. ملتی که هرگاه بانگ تکلیف برخاسته است، به میدان آمده، بی‌آنکه خود را قیم نظام بداند. این مردم، تفاوت میان «عمل به تکلیف» و «تعیین تکلیف» را خوب می‌شناسند. 

آنها آموخته‌اند که در هندسه ولایت، وظیفه، مقدم بر مطالبه است و اخلاص، پیش از ادعا می‌آید. آری، ما نسلی هستیم که خویش را با خمینی و خامنه‌ای تعریف می‌کنیم. این، همان راز ماندگاری شهیدان است، همان سرّ سنگ مزار‌های بی‌نام. همان حکمتی که به ما آموخت هر نسبتی که به حقیقت ختم نشود، در گردباد تاریخ گم خواهد شد، اما نسبتی که به ولایت گره بخورد، در حافظه ایمان، جاودانه خواهد ماند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.