ارزیابی ماهیت و برایند یک مواجهه نظامی، فراتر از شمارش شلیکها و حجم تخریبهاست. بلکه باید دید طرفهای درگیر با چه اهدافی وارد میدان شدند و امروز در چه نقطهای قرار دارند. اگر این معیار را ملاک ارزیابی قرار دهیم، نشانههای آشکاری از تغییرموازنه به سود ایران دیده میشود.
در آغاز این تقابل، مقامات آمریکایی و رسانههای وابسته به آنها از تغییر نظام سیاسی، تجزیه ایران، نابودی توان دفاعی کشور و حتی پایان تمدن ایرانی سخن میگفتند؛ اما امروز همان طرفها از فشار سیاسی برای تندادن ایران به مذاکره سخن میگویند و دغدغه اصلی آنها استمرار عبور از آبراهی است که پیش از این نیز از آن استفاده میکردند. این تغییرموضع، بیش از هر چیز نشاندهنده قدرت ذاتی، درونی و چندبعدی ملت ایران است.
اقدامهای خشونتآمیز آمریکا، بهویژه حملاتی که مناطق جنوبی کشور را هدف قرار داده، نه نشانه پیشروی، بلکه حاصل استیصالی است که دربرابر مقاومت ایران برای آنها ایجاد شده است. هنگامی که اهداف اصلی یک جنگ محقق نمیشود، طرف مقابل میکوشد با عملیاتهای پرسروصدا، هیمنه ازدسترفته خود را بازسازی کند و فضای روانی جدیدی ایجاد کند، اما تجربه نشان داده است که ملت ایران نه از جنگ هراس دارد و نه در برابر فشار و تهدید از منافع خود عقبنشینی میکند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران برای تأمین امنیت پایدار در خلیج فارس و تنگه هرمز، از همه ظرفیتهای قانونی و حقوقی خود استفاده کند. ازهمینرو، بلافاصله پس از تجاوز آمریکا، موضوع تدوین یک اقدام راهبردی برای مدیریت امنیت این منطقه در مجلس شورای اسلامی مطرح شد. فرایند تدوین این طرح، صرفا یک اقدام تقنینی معمول نبود.
در جلسات متعدد کمیسیون امنیت ملی، علاوه بر نمایندگان مجلس، مرکز پژوهشهای مجلس، وزارت امور خارجه، سازمان بنادر و دریانوردی، دستگاههای دفاعی، امنیتی و نظامی و دیگرنهادهای مسئول حضور داشتند تا ابعاد مختلف این موضوع بررسی شود. حاصل این جلسات، تدوین «طرح اقدام راهبردی تأمین امنیت و پیشرفت پایدار تنگه هرمز و خلیج فارس» است؛ طرحی که با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، جایگاه خلیج فارس، تنگه هرمز و جزایر سهگانه، اعمال حقوق حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران را در قالب یک نظام هوشمند و پایدار برای مدیریت این آبراه دنبال میکند.
در این طرح، موضوعاتی همچون نحوه عبور شناورها، حفظ امنیت دریانوردی، مقابله با تهدیدهای امنیتی، جرائم فراملی، خدمات جامع دریانوردی، حفاظت از محیط زیست، راهنمایی ناوبری، استانداردهای لازم برای تردد، بازرسی شناورها، دریافت هزینه خدمات دریایی و همچنین نحوه برخورد با شناورهای متخلف پیشبینی شده است.
افزون بر این، وظایف دستگاههای اجرایی، نیروهای مسلح و سایر نهادهای مسئول، هم در شرایط صلح و هم در شرایط جنگ، بهصورت مشخص موردتوجه قرار گرفته است تا مدیریت این منطقه بر پایه منافع ملی و حقوق حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران انجام شود. هدف این طرح، ایجاد محدودیت برای تجارت جهانی نیست، بلکه استقرار یک نظام مدیریت هوشمند بر پایه حقوق دولت ساحلی است؛ نظامی که ضمن تأمین امنیت دریانوردی، اجازه ندهد دشمنان ایران از همین آبراه برای تهدید امنیت ملی کشور بهرهبرداری کنند.
در کنار این تحولات حقوقی، وضعیت میدانی نیز پیام روشنی دارد. آمریکا با وجود برخورداری از گستردهترین تجهیزات نظامی، امروز با بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران مواجه شده است. اینکه ایران توانسته است در برابر اقدامهای تاکتیکی و تکنیکی آمریکا ایستادگی کند، نشاندهنده رشد درخورتوجه توان دفاعی و فناوریهای بومی کشور است. تهدیدهای مکرر واشنگتن درباره گسترش جنگ یا اقدامهای نظامی جدید نیز تاکنون نتوانسته است معادلات میدانی را به سود این کشور تغییر دهد.
در همین چارچوب، جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است هر مبدائی که از آن علیه ایران اقدام نظامی صورت گیرد یا امکانات آن در اختیار آمریکا برای حمله به ایران قرار گیرد، از مسئولیت اقدامات خود مصون نخواهد بود. هشدارهای لازم نیز به برخی کشورهای اروپایی داده شده است تا بدانند همراهی با سیاستهای آمریکا، امنیت آنها را بیش از هر چیز دیگری به خطر خواهد انداخت. اگر عقلانیت بر تصمیمهای اروپا حاکم نباشد، خسارتهایی که متوجه آنها خواهد شد، بهمراتب بیش از آن چیزی خواهد بود که تصور میکنند.
از سوی دیگر، رفتارهای اخیر دونالد ترامپ نیز بیش از آنکه بیانگر اعتمادبهنفس باشد، تلاشی برای پنهانکردن واقعیت شکست است. تلاش برای جلب همراهی برخی کشورهای اروپایی را نیز درهمینزمینه میتوان نشانهای از این واقعیت دانست که اهداف اولیه آمریکا محقق نشده و دستاوردی از جنگهای اخیر نداشته است.