ایالات متحده آمریکا در سالهای گذشته با طرح این گزاره که «همه گزینهها روی میز است» تلاش میکرد نوعی واهمه، ترس و رعب ایجاد کند و ایرانیان را نسبت به دریافت ضربه ناشی از جنگ، تحت فشار و تهدید قرار دهد. این ادبیات، بخشی از راهبرد بازدارندگی آمریکا بود که میکوشید با ایجاد فضای روانی و نمایش آمادگی نظامی، اراده طرف مقابل را تحتتأثیر قرار دهد.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز در طول سالهای گذشته کوشید از طریق مذاکرات، تعاملات و همکاریهای بینالمللی، از وقوع جنگ جلوگیری و درعینحال، توان بازدارندگی خود را نیز حفظ و تقویت کند.
لیکن پس از جنگ دوازدهروزه و حمله نظامی انجامشده، عملا بالاترین گزینه آمریکا و رژیم صهیونیستی به کار گرفته شد. در ماههای پس از پایان این جنگ نیز جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد اقتدار بهدستآمده در عرصه دفاعی و نظامی را بیش ازپیش تقویت کند و با بهرهگیری از تجربیات میدانی، ظرفیتهای دفاعی خود را ارتقا بخشد. ازهمینرو، امروز شرایط منطقه با گذشته تفاوتهای معناداری پیدا کرده است.
هنگامی که جنگ رمضان آغاز شد، آمریکاییها در بالاترین سطح هوشیاری عملیاتی قرار داشتند؛ اما ایران نیز غافلگیر نشد و باوجود ضربات، بهویژه ضربات معنوی ناشی از ازدستدادن رهبران و فرماندهان ارشد در ساعات اولیه، نشان داد که از توان هماوردی قابلتوجهی برخوردار است. استمرار عملیات، حفظ انسجام ساختار فرماندهی و تداوم پاسخها نشان داد که ظرفیت دفاعی کشور متکی به یک فرد یا یک مجموعه محدود نیست، بلکه بر پایه ساختاری گسترده و توانمندیهای انباشتهشده شکل گرفته است.
عملا در نتیجه جنگ رمضان، ایران بهعنوان قدرت اول موشکی جهان بروزوظهور پیدا کرد. اکنون معادله تغییر کرده است. برای ایران نیز همه گزینهها روی میز است. آمریکاییها که پیشتر با اطمینان از جنگ سخن میگفتند، امروز دیگر در موضعی نیستند که حتی خود نیز به پیروزی قطعیشان باور داشته باشند؛ چراکه در چهل روز گذشته عملا متوقف شده و ایرانیان پیروز شدند. این تغییر، صرفا یک تحول نظامی نیست، بلکه بیانگر دگرگونی در موازنه بازدارندگی و تغییر در محاسبات راهبردی طرف مقابل است.
ازاینجهت، آمریکا باوجود همه ادعاهای ظاهرا مقتدرانه، امروز از جنگ هراس دارد؛ زیرا ایران شجاعت واردکردن ضربه به آمریکا و انجام اقدامات جسورانه را در میدان عمل به اثبات رسانده است. اکنون جمهوری اسلامی ایران، گزینه مقابله نظامی برای تأمین منافع ملت ایران را نیز بهعنوان یک ابزار جدی در اختیار دارد و همین مسئله موجب شده است که هرگونه تصمیمگیری درباره تشدید تنش، با محاسباتی متفاوت از گذشته همراه باشد.
تنگه هرمز ظرفیتی است که ایران میتواند از آن برای اعمال فشار عمومی بر همپیمانان آمریکا نیز بهره بگیرد. کشورهای منطقه نیز در یکسالواندی گذشته بهخوبی دریافتهاند که آسیبپذیریهای آنان بسیار جدی است و هرگونه تشدید درگیری میتواند اقتصاد آنها را نیز با بحران مواجه کند؛ همانگونه که استقلال آنها نیز تحتتأثیر سیاستهای آمریکا آسیب دیده است. ازاینرو، تحولات تنگه هرمز صرفا یک مسئله نظامی نیست، بلکه موضوعی اقتصادی، امنیتی و راهبردی برای کل منطقه و حتی اقتصاد جهانی به شمار میآید.
برهمیناساس، جمهوری اسلامی ایران تلاش میکند ابتکارعمل را در محیط پیرامونی خود حفظ کند و اجازه ندهد دیگران معادلات امنیتی منطقه را به زیان ملتهای منطقه طراحی کنند. امروز انسجام و وحدت ملی پیرامون دستیابی به پیروزیهای بیشتر شکل گرفته است. در ارتباط با تحولات اخیر نیز باید گفت که جمهوری اسلامی ایران در حراست از قلمرو سرزمینی و آبهای سرزمینی خود، با هیچکس نه تعارف خواهد داشت و نه مماشات. بههمینجهت، بستهبودن تنگه هرمز در نتیجه نقض پیمان از سوی آمریکاییها رخ داده است. این اقدام، اقدامی شجاعانه و مبتنی بر قدرت درونی ایران است.
کشورهای منطقه نیز این واقعیت را بهخوبی درک کردهاند و اکنون آمریکاییها تنها یک گزینه پیشروی خود دارند و آن، پذیرش ترتیبات مدنظر ایران در تنگه هرمز است. اگر جنگی رخ دهد، بدون تردید جنگی گسترده و زمینی خواهد بود. در چنین شرایطی، در جمهوری اسلامی ایران، همه در عین صلحطلبی، آمادگی حداکثری برای دفاع را نیز فراهم کردهاند. ما در طول ماههای گذشته، زمینه دفاع و مقاومت را در بالاترین سطح ممکن پدید آوردهایم.
بنابراین، ایران با تأکید بر اینکه آغازگر جنگ نیست، برای مقابلهای شجاعانه، فراگیر و پردامنه با هر جنگی که دشمن بر کشور تحمیل کند، آمادگی کامل دارد و همه ظرفیتهای ملی در خدمت دفاع از امنیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور قرار خواهد گرفت. دراینمیان، کشورهای اروپایی نیز باید بسیار مراقب رفتار و تصمیمات خود باشند. همانگونهکه کشورهای منطقه از آسیبپذیریهای خود آگاه شدهاند، اروپا نیز دارای آسیبپذیریهای قابلتوجهی است.
همچنین کشورهای منطقه باید از روند نادرست همکاری با آمریکاییها و رژیم صهیونیستی دست بردارند؛ زیرا تا همین امروز نیز صبر راهبردی جمهوری اسلامی ایران سبب شده است که ملاحظات لازم نسبت به همسایگان رعایت شود، هرچند درعینحال هشدارهای لازم نیز به آنان داده شده است. ایران همواره بر اصل حُسنهمجواری تأکید داشته است، اما این رویکرد هرگز بهمعنای چشمپوشی از امنیت ملی و منافع اساسی کشور نخواهد بود.