به گزارش شهرآرانیوز؛ وقتی هنوز بیماریهای روانتنی در ادبیات پزشکی دنیا جایی نداشت، حکیمی نامدار نبض بیمارانش را میگرفت تا از تپشهای آن، قصه رنجهای پنهان روحشان را بخواند. امروز یکم شهریور، روز بزرگداشت ابوعلی سینا و روز پزشک است. اما وقتی نام بوعلی و کتاب «قانون» به میان میآید، ذهن بیشتر ما ناخودآگاه به سمت جوشاندههای گیاهی و مرهم دردهای جسمی میرود. غافل از اینکه این نابغه بزرگ، قرنها پیش از پیدایش روانشناسی مدرن، ظریفترین تاروپودهای پیوند میان ذهن و بدن را کشف کرده بود. برای ابنسینا، درمان جسمِ خسته، بدون التیام روانِ در رنج، معنایی نداشت.
ابنسینا در کتاب قانون، شش عامل ضروری را برای حفظ سلامتی انسان برمیشمارد که به اسباب سته معروفاند. یکی از مهمترین این ارکان، حرکات و سکونهای روانی یا همان اعراض نفسانی است. بوعلی در این بخش، حالات روانی انسان را تنها یک احساس گذرا نمیداند، بلکه آنها را واکنشهایی فیزیکی تحلیل میکند که مستقیماً بر اندامهای حیاتی اثر میگذارند.
بوعلی هیجانات ما را بر اساس حرکت انرژی درونی یا همان روح طبی در بدن تحلیل میکند. او خشم را حرکتی ناگهانی و روبهبیرون میداند که حرارت بدن را بهشدت بالا میبرد. در مقابل، شادی نیز حرکتی روبهبیرون است، اما آرام و تدریجی، که باعث شکوفایی و طراوت جسم میشود.
از سوی دیگر، ترس در نگاه او حرکتی ناگهانی به درون است که باعث سردی و رنگپریدگی میشود و اندوه، حرکتی کند و فرسایشی به سمت درون است که انرژی انسان را آرامآرام میبلعد و بدن را به سمت سردی و خاموشی میکشاند.
یکی از شگفتانگیزترین بخشهای قانون، اشاره بوعلی به ارتباط مستقیم دستگاه گوارش و سلامت روان است. او معتقد بود هضم ناقص غذا و انباشتگی معده، باعث تولید گازها و بخارات ردیئه (نامطلوب) میشود. این بخارات از معده به سمت مغز صعود میکنند و نتیجه آن چیزی نیست جز خوابهای آشفته، کابوسهای شبانه، احساس سنگینی در سر و حتی ابتلا به اندوه و مالیخولیا. به زبان ساده، بوعلی هزار سال پیش هشدار داده بود که حال بد معده، مساوی با حال بد روان است.
بوعلی خواب را عامل بازسازی قوای روانی و حفظ رطوبت طبیعی مغز میداند. در نگاه او، بیداریهای طولانیمدت و بیخوابیهای مکرر، مزاج مغز را به سمت خشکی میبرد. این خشکی مغز باعث میشود انسان تحمل روانی خود را از دست بدهد، زودرنج شود و در برابر فشارهای عصبی شکنندهتر عمل کند.
ابنسینا در مبحث روانتنی، به قدرت عجیب وهم و خیال اشاره میکند. او باور داشت که افکار انسان، چه مثبت و چه منفی، آنقدر قدرتمندند که میتوانند بدون هیچ عامل بیرونی، مزاج بدن را تغییر دهند. فکر کردن مداوم به بیماری میتواند بدن را بیمار کند و در مقابل، امید و خیالِ سلامت، میتواند روند بهبود را سرعت ببخشد.
با تکیه بر همین اصول هزارساله، میتوان هفت مهارت و توصیه کاربردی برای زندگی پرشتاب امروزی استخراج کرد:
اول؛ کنترل حرارت خشم. بر اساس منطق بوعلی، خشمِ مکرر حرارت قلب و کبد را بالا میبرد و بدن را زودتر فرسوده میکند. مدیریت خشم، پیش از آنکه یک فضیلت اخلاقی باشد، یک ضرورت پزشکی است.
دوم؛ پرهیز از اندوه طولانی. غم، بدن را سرد و ضعیف میکند. مدارا کردن با اندوههای کهنه، قوای دفاعی بدن را از بین میبرد و باید برای عبور از آنها به دنبال چاره بود.
سوم؛ مدیریت افکار و خیالات. وقتی وهم و خیال میتواند بدن را بیمار کند، پس باید ورودی ذهن را کنترل کرد. پرهیز از اخبار منفی و افکار تاریک، دقیقا شبیه به پرهیز غذایی، برای سلامت روان واجب است.
چهارم؛ احترام به خواب شبانه. برای فرار از خشکی مغز و زودرنجیهای روزمره، خواب کافی و باکیفیت حیاتی است. خواب، مرهمی است که روان خسته را ترمیم میکند.
پنجم؛ مراقبت از معده برای آرامش ذهن. پرخوری و درهمخوری فقط باعث چاقی نمیشود، بلکه با تولید بخارات نامطلوب، کیفیت خواب و خلقوخوی روزانه را نابود میکند.
ششم؛ تحرک جسمانی. بوعلی ورزش و تحرک را راهی برای دفع سموم و متعادل کردن حرارت بدن میدانست که در نهایت به سبکی روان منجر میشود.
هفتم؛ یافتن نقطه آرامش. در میان هیاهوی زندگی، پیدا کردن زمانهایی برای سکون و آرامش روانی، همان چیزی است که بوعلی آن را برای حفظ تعادل میان جسم و روح ضروری میدانست.
منبع: فارس