آنها که تاریخ را گریستند، آنها که حماسهٔ حسینی را جاودانه ساختند ایجاد فاصله عاطفی میان زن و شوهر‌ها در میانه زندگی مشترک چه دلایلی دارد؟ روایتی از حمایت پدر صنعت موشکی از تحقق رویای دختران کوهنورد ایرانی در یک مستند بررسی نقش حماسی حضرت رقیه(س) در واقعه عاشورا| رسالتی که تکمیل شد خانه‌داری| شستن برنج یک مزیت مهم دارد ویژگی‌های بارز حضرت‌ام‌البنین (س)؛ مادر بزرگوار حضرت ابوالفضل (ع) ضرورت تدوین «سند ارتقای وضعیت زنان و خانواده» در استان سیستان و بلوچستان رهبر شهید چه میراثی برای حمایت از زنان در برابر خشونت به جا گذاشتند؟ دختران ترامپولین‌کار ایران بعد از ۴۷ سال به بازی‌های آسیایی ناگویا رسیدند حضرت زینب (س)، تجلی مفهومی فراتر از مقاومت زنان، پایه‌های اصلی پایداری اجتماعی در جامعه| اثرگذاری نهاد خانواده در جنگ تحمیلی دیده شد چرا همسرتان از دستتان عصبانی است؟ | قاتل خاموشی که بلد نیستید و رابطه‌تان را نابود می‌کند برداشت نادرست برخی از کاربران، چالش ایجاد کرد| بازنشر خبر فوت «پیرترین زن ایران» پس از ۸ سال راز روضه‌‌های محرم بی‌بی‌جان که ۲۳ سال است در مشهد تعطیل نشده دعوا بر سر جای پارک خودرو در مشهد، جان دختر جوان را نجات داد | راز بزرگی که در کلانتری سجاد برملا شد تاکید بر گسترش همکاری‌های مشترک در حوزه زنان و خانواده، محور گفت و گوی تلفنی زهرا بهروز آذر و همتای تاجیکستانی چای سبز جایگاه ویژه‌ای در سبک زندگی سالم دارد| معرفی مهم‌ترین خواص نکات مهمی که برای پخت و توزیع غذای نذری باید رعایت شود دعوای شما با همسرتان، می‌تواند شروع یک خیانت باشد + راهکارها
سرخط خبرها
هدیه‌ای زیبا از سنگ بالای سر مزار امام رضا(ع)

هدیه‌ای زیبا از سنگ بالای سر مزار امام رضا(ع)

  • کد خبر: ۱۹۷۰۰۵
  • ۰۶ آذر ۱۴۰۲ - ۱۶:۵۲
من که تا آن روز هیچ سنگی از هیچ حرمی نداشتم، با خوشحالی گفتم: وای! سنگ حرم آقا امام حسین (ع) است. پاسخ داد: نه، این نگین از این سنگ بالای سر مزار آقا امام رضا(ع) است که قسمت تو شد.

به گزارش شهرآرانیوز، هوای خوب بدجوری هوایی‌ام کرده بود. از باب‌الرضا وارد حرم شدم. انگار به چیزی احتیاج داشتم که خوشی‌ام را کامل کند.

داشتم با خودم فکر می‌کردم چرا ما سنگ متبرک حرم امام‌رضا (ع) نداریم؟ رسیدم به باب‌الکاظم. متوجه شدم خدام مشغول تعمیرات در صحن هستند. چند خرده‌کاشی ریخته بود روی زمین. خم شدم یک دانه را برداشتم.

کمی از لعاب‌های کاشی ریخته بود که آن‌ها را پاک کردم. یکی از خدام مشغول جارو بود. توی دلم گفتم: این هم سنگ حرم است. چه فرقی می‌کند؟ خیلی‌ها همین را هم آرزو دارند.

آن تکه کاشی را که به اندازه یک فندق بود به خانه بردم و گذاشتم در جعبه وسایل ارزشمندم. چند روزی گذشت و من این موضوع را کاملا فراموش کرده بودم.

یک روز تلفن به صدا درآمد. یکی از دوستانم تماس گرفت که بیا کارت دارم. هیچ اهل این‌گونه تماس‌های عجله‌ای نبود. وقتی رسیدم، یک جعبه صدفی خیلی زیبا درآورد و روبه‌رویم گذاشت. توی دلم گفتم: خدایا! این دیگر چیست؟

اول نمی‌خواستم قبول کنم. هنوز نمی‌دانستم در جعبه چیست. عجیب کنجکاو بودم و دلم می‌خواست هر لحظه درش را باز کنم. بازش کردم. دیدم یک نگین سنگ مرمر زیبا چشم‌هایم را لبریز کرد.

من که تا آن روز هیچ سنگی از هیچ حرمی نداشتم، با خوشحالی گفتم: وای! سنگ حرم آقا امام حسین (ع) است. پاسخ داد: نه، این نگین از این سنگ بالای سر قبر آقا امام رضا(ع) است که قسمت تو شد.

اشک‌هایم ریخت و همه آن چند روز پیش در ذهنم مرور شد. این‌طور بود که من از توی صحن یک تکه خاکه کاشی برداشتم، ولی آقا بخشندگی کرد و نگینی فرستاد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.