از آموزش تا اشتغال؛ روایتی از آموزش خیاطی که به اشتغال بانوان و فعالیت‌های خیرخواهانه رسید دستور پخت آش سرد سبزواری با طعمی بی‌نظیر برای روزهای گرم تابستان آغاز فصل جدید لیگ برتر فوتسال زنان از ۳ مهر| آیا حضور ۱۶ تیم چالش برانگیز است؟ بیماری‌های غیرواگیر، مهم‌ترین عامل مرگ‌ومیر زنان ایرانی طی ۴۵ سال اخیر پایان رقابت‌های والیبال بانوان هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۴ شهرداری مشهد ما هم هستیم پس می‌توانیم چند فوت و فن ساده برای استفاده از قابلمه به جای فر چرا هیچ کدام از خواستگارهایم را نمی‌پسندم؟ ۵ بازیکن خراسان رضوی به اردوی ملی فوتسال بانوان دعوت شدند مشهد میزبان مسابقات قهرمانی کشور بانوان کاراته شد خانه‌داری | نگهداری گوجه‌فرنگی در فریزر، بهترین و اقتصادی‌ترین راهکار است چرا برخی از بچه‌ها در خانه رفتار متفاوتی دارند؟ | پیشنهاد یک مهارت ساده و بسیار کاربردی به مادران انتصاب یک بانوی ایرانی به عنوان نخستین نماینده ایران در انجمن جهانی حقوق پزشکی (WAML) تجرد قطعی در جامعه ایرانی به یک انتخاب اجباری تبدیل شده است اختتامیه هشتمین کنگره بین‌المللی شعر زنان عاشورایی در مشهد برگزار می‌شود ۸۷ درصد کودکان در مراکز نگهداری بهزیستی کشور، بدسرپرست هستند شیر مادر؛ محافظ قدرتمند نوزاد مقابل ابتلا به بیماری‌های عفونی این غذای اصیل کردی، رقیب سرسخت قرمه سبزی است + دستور پخت
سرخط خبرها
راه‌حل پیدا کنید؛ نه راه فرار

راه‌حل پیدا کنید؛ نه راه فرار

  • کد خبر: ۲۴۸۳۴۲
  • ۱۰ شهريور ۱۴۰۳ - ۱۳:۱۶
چند وقتی بود توی دلش می‌ریخت و چیزی نمی‌گفت. نه خواب داشت و نه خوراک. چشمش که به بچه‌هایش می‌افتاد گریه‌اش می‌گرفت.
رعنا جاوید
خبرنگار رعنا جاوید

مدام آنها را زیر دست نامادری تصور می‌کرد که یا کتک می‌خورند یا از خانه بیرونشان کرده است. آخرش هم طاقت نیاورد. یک روز زد به سیم آخر و نشست روبه‌روی شوهرش: احمدآقا! جان کبری بیا دست روی قرآن بذار بگو زن داری یا نه. احمدآقا خنده‌اش گرفت. این حرفا چیه زن؟

خب معلومه زن دارم!

دنیا برای کبری تمام شد.

- احمدآقا! یعنی زن گرفتی؟

- معلومه که زن گرفته‌م. خیلی وقته زن گرفته‌م.

اشک‌های کبری دیگر بند نمی‌آمد. یکهو از جلو چشمان احمدآقا غیب شد. شوهرش هنوز با خودش به ساده‌لوحی این زن می‌خندید. هنوز داشت فکر می‌کرد که خب معلوم است زن گرفته که صدای جیغ‌های کبری در حیاط خانه پیچید. نفهمید چطور خودش را به حیاط رساند، اما ناگهان کبری را در کوهی از آتش دید.

مادرم داستان زندگی غم‌انگیز کبری، همسایه انتهای کوچه‌شان، را بار‌ها برایم تعریف کرد. کبری در بیمارستان بستری شد و شب و روز وقتی تاول‌های پوستش را می‌تراشیدند و درد می‌کشید، وقتی فهمید شوهرش زن دیگری ندارد از کرده‌اش پشیمان شد، اما فرصتی برای جبران نداشت، چون از شدت آسیب‌های سوختگی جان سپرد و شوهرش ماند با ۳ بچه قد و نیم‌قد که به‌تن‌هایی بزرگشان کرد.

داستان زندگی کبری روایت زنان زیادی است که در همه این سال‌ها در مقابل مشکلات زندگی‌شان آن‌قدر ضعیف و ناتوان شدند که تنها راه نجاتشان را در حذف خودشان از زندگی دیدند. تنها مشکلات زندگی نیست که آدم‌ها را به سوی حذف خود می‌کشاند. ممکن است مسئله‌ای که در فردی باعث خودکشی می‌شود برای دیگری قابل حل باشد. نکته مهم به درون ذهن و سلامت روان آدم‌ها برمی‌گردد. علاوه بر ویژگی‌های جسمی زنان که ممکن است گاهی زودرنج‌تر و حساس‌تر باشند، اختلالات روحی بعدی هم می‌تواند دلیل دست زدن به چنین رفتار‌هایی باشد.

همه ما وقتی در تنگنا‌های سخت زندگی گیر می‌افتیم به دنبال راه‌حل می‌گردیم، اما مهم است که راه‌حل پیدا کنیم یا راه فرار، و باز پیداکردن آن راه به خیلی چیز‌ها بستگی دارد: سختی و آسانی تولد، فرزند چندم بودن، داشتن والدین سخت‌گیر یا سهل‌گیر، تربیت دوگانه یا چندگانه، فرزند طلاق بودن، بیماری‌های جسمی، مشکلات عاطفی با اطرافیان، زندگی مشترک ناموفق و خیلی مسائل دیگر باعث می‌شود کیفیت سلامت روان ما دستخوش تغییر شود.

اغلب ما وقتی در زندگی مشترک دچار مشکل می‌شویم همه تقصیر‌ها را به گردن طرف مقابل می‌اندازیم در حالی که بخشی از روابط زناشویی مسئله‌دار و ناآرام تحت تأثیر ناهماهنگی‌های درونی خودمان است. یعنی همان اختلالات روحی که با خودمان به زندگی جدید می‌آوریم که تعدادشان هم کم نیست. یکی از همه‌گیر‌ترین این اختلالات افسردگی است.

افسردگی یکی از شایع‌ترین بیماری‌های قرن به حساب می‌آید که اشکال بسیار زیادی هم دارد و تشخیص آن هم بسیار مشکل است و نیاز به نظر روان‌شناس دارد. شاید کبری هم افسردگی داشت. هیچ‌کس نفهمید و فرصت تمام شد. شاید همین حالا هرکدام از ما افسردگی داشته باشیم، اما هنوز فرصت هست.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.