شناسایی شیوع چشمگیر کمبود ویتامین D در میان مادران باردار نیشابور سهم زنان جهان از مشاغل پردرآمد چقدر است؟ چگونه با دختران با کرامت رفتار کنیم؟ طرز تهیه عدسی؛ یک شام مقوی، ساده و کم‌هزینه آغاز فصل جدید لیگ برتر فوتسال زنان از ۱۷ مهر ۱۴۰۵ نگاهی به چالش زایمان طبیعی و سزارین در کشور | کاهش ۱۰ برابری مرگ‌ومیر مادران یک دستاورد غیرقابل انکار است مرحله نهایی رقابت‌های انتخابی تیم ملی اسکواش بانوان برگزار شد | حضور باران محمدپور در ترکیب تیم ملی ارومیه؛ میزبان اولین رقابت روئینگ قهرمانی دختران جوان کشور تکرار افتخارآفرینی دختران بسکتبالیست خراسانی در لیگ ملت‌های آسیا | تیم ملی مدال برنز گرفت سهم ۳۶ درصدی زنان از  پست‌های مدیریتی خراسان رضوی آغاز سومین اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان در رده جوانان از امروز (دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵) ریشه بگو‌مگو‌های تمام‌نشدنی میان زوجین در زندگی مشترک‌شان چیست؟ سردرگمی مادران جوان در هدایت فضای مجازی برای بهبود در فرزندپروری | راهکار چیست؟ هوش مصنوعی و تحول دوگانه در بازار کار زنان ضمانت کمیته امداد کشور از وام‌های قرض‌الحسنه اشتغال زنان تحت پوشش این سازمان درباره کتاب تفریظ شده «من زنده‌ام» توسط رهبر شهید چه می‌دانید؟ طلاق؛ یکی از دلایل افزایش آمار زنان سرپرست خانوار در کشور تیم دختران ایران در المپیاد جهانی جغرافیا خوش درخشید آمادگی کامل تیم فوتبال خاتون بم برای حضور در لیگ قهرمانان زنان آسیا
سرخط خبرها
از بام تا بوم | روایت زنی که اجازه نداد هنر در او خاموش شود

از بام تا بوم | روایت زنی که اجازه نداد هنر در او خاموش شود

  • کد خبر: ۳۷۶۸۵۹
  • ۱۲ آذر ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۳
از اولین قلم‌مو‌هایی که پنهانی بر دفترچه بیمه پدر کشیده شد تا آثار فروخته‌شده در نمایشگاه‌های خارجی؛ این روایت زنی است که اجازه نداد هیچ محدودیتی رؤیایش را کوچک کند.

به گزارش شهرآرانیوز، چند پله که پایین می‌روی، وارد فضایی می‌شوی که دیوار‌های سفیدش دیگر دیوار نیستند؛ رنگ‌ها و تصویر‌ها با تو حرف می‌زنند. هانیه جهانی، مثل بسیاری از هنرمندان، مسیر هنری آسانی نداشته و اولین چالش زندگی‌اش مخالفت پدر با انتخاب رشته هنر بوده است.

رتبه خوب، اما «فقط مشهد»

هانیه جهانی، متولد ۱۳۶۹، با وجود تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بازرگانی، همیشه عاشق نقاشی بوده است. خودش می‌گوید:«وقتی بچه بودم دفترچه بیمه پدرم را برداشتم و با هر صفحه‌اش یک نقاشی کشیدم. حتی برنامه لذت نقاشی باب راس، الهام همیشگی‌ام بود.»

پدرش نظامی و سخت‌گیر بود و اجازه نمی‌داد به هنرستان برود. هانیه ناچار شد رشته تجربی را انتخاب کند، اما هم‌زمان دیپلم هنر را نیز غیرحضوری گرفت. در کنکور هنر رتبه خوبی آورد، اما، چون دانشگاه هنر در مشهد نبود، با یک جمله پدر روبه‌رو شد:«فقط مشهد.»

تحصیل، کار و چهار ساعت نقاشی در روز

او از هنر دست نکشید. دوره‌های نقاشی را نزد استادان مختلف گذراند و حتی برای پیشرفت، دوره‌های تخصصی تهران و دوره‌های بین‌المللی پلتفرم کورسرا را تکمیل کرد.

تابلوهایش را به نمایشگاه‌های خارجی در استانبول، عمان و دبی فرستاد و با استقبال خوبی روبه‌رو شد.

هانیه می‌گوید:«برای یادگیری حتی طلا فروختم و پول قرض گرفتم. چیزی به‌اسم استعداد خدادادی وجود ندارد؛ خواستن و تلاش، آدم را می‌سازد.»

تکنیک مورد علاقه: رنگ‌روغن

بومی روبه‌رویم دری چوبی رو به دریاست. درباره تکنیک محبوبش می‌گوید:«رنگ‌روغن را بیشتر از همه دوست دارم؛ مادرِ تکنیک‌هاست.»

او از حذف طراحی آکادمیک در آموزشگاه‌ها گلایه دارد:«وقتی همه چیز را با پلات و اپک کپی می‌کنند، دیگر نگاه هنری چه می‌شود؟ ارزش طراحی در تفاوت نگاه‌هاست، نه تکرار دقیق یک تصویر.»

اُکپرسیونیسم؛ جایی که خودش است

هانیه جهانی کمتر رئال کار می‌کند. سبک مورد علاقه او اکسپرسیونیسم است؛ جایی که اغراق‌ها و حس‌های درونی‌اش را بهتر بیان می‌کند:«برای من هنر از دل درد می‌آید. جایی که درد باشد، هنر متولد می‌شود.»

از یک هنرجو تا حمایت از ده‌ها نفر

اولین تجربه تدریس او زمانی بود که پدر یکی از شاگردان برای نقاشی خانه آمده بود و با دیدن تابلو‌های هانیه، پیشنهاد داد دخترش نزد او نقاشی یاد بگیرد.

امروز بیشتر زمان او صرف آموزش هنرجو‌ها و کمک به ورود آنها به بازار هنر می‌شود.

سنگ‌اندازی‌ها و محدودیت‌ها

او یکی از سخت‌ترین چالش‌ها را ممیزی در مشهد می‌داند:«در نمایشگاهی در پارک ملت فقط مناظر طبیعی اجازه ورود داشتند. حتی تابلوی یکی از شاگردانم که فقط یک چشم بود، رد شد!»

بازار ضعیف هنر و رفتار برخی گالری‌دارها، درد دیگری است:«گالری‌دار باید مرهم باشد، نه نمک روی زخم. اما اغلب فقط با افراد خاص کار می‌کنند.»

تهدید و فرصت فناوری

به‌نظر او فناوری می‌تواند زیبایی هنر را تهدید کند، چون کپی‌کاری را رواج می‌دهد، اما اگر سطح هنری جامعه ارتقا یابد، آثار اصیل همیشه ماندگارند.

دختری که ایستاد

در پایان می‌گوید:«گفتند نقاشی بیهوده است و نوشتن وقت تلف‌کردن. اما من ایستادم، با تردیدها، با اشک‌هایی که پنهانی ریختم. امروز نه‌تنها نقاشم و معلم، بلکه تماشاگر رؤیا‌های شاگردانی هستم که جسارت پیدا کرده‌اند رنگ بریزند و سکوتشان را با هنر پر کنند.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.