ایجاد فاصله عاطفی میان زن و شوهر‌ها در میانه زندگی مشترک چه دلایلی دارد؟ روایتی از حمایت پدر صنعت موشکی از تحقق رویای دختران کوهنورد ایرانی در یک مستند بررسی نقش حماسی حضرت رقیه(س) در واقعه عاشورا| رسالتی که تکمیل شد خانه‌داری| شستن برنج یک مزیت مهم دارد ویژگی‌های بارز حضرت‌ام‌البنین (س)؛ مادر بزرگوار حضرت ابوالفضل (ع) ضرورت تدوین «سند ارتقای وضعیت زنان و خانواده» در استان سیستان و بلوچستان رهبر شهید چه میراثی برای حمایت از زنان در برابر خشونت به جا گذاشتند؟ دختران ترامپولین‌کار ایران بعد از ۴۷ سال به بازی‌های آسیایی ناگویا رسیدند حضرت زینب (س)، تجلی مفهومی فراتر از مقاومت زنان، پایه‌های اصلی پایداری اجتماعی در جامعه| اثرگذاری نهاد خانواده در جنگ تحمیلی دیده شد چرا همسرتان از دستتان عصبانی است؟ | قاتل خاموشی که بلد نیستید و رابطه‌تان را نابود می‌کند برداشت نادرست برخی از کاربران، چالش ایجاد کرد| بازنشر خبر فوت «پیرترین زن ایران» پس از ۸ سال راز روضه‌‌های محرم بی‌بی‌جان که ۲۳ سال است در مشهد تعطیل نشده دعوا بر سر جای پارک خودرو در مشهد، جان دختر جوان را نجات داد | راز بزرگی که در کلانتری سجاد برملا شد تاکید بر گسترش همکاری‌های مشترک در حوزه زنان و خانواده، محور گفت و گوی تلفنی زهرا بهروز آذر و همتای تاجیکستانی چای سبز جایگاه ویژه‌ای در سبک زندگی سالم دارد| معرفی مهم‌ترین خواص نکات مهمی که برای پخت و توزیع غذای نذری باید رعایت شود دعوای شما با همسرتان، می‌تواند شروع یک خیانت باشد + راهکارها نتیجه یک تحقیق روی ۸ هزار جوان ایرانی فاش کرد: تحصیل‌کرده‌هاو پولدارها کمتر بچه می‌خواهند ! این مواد شیمیایی را از زندگی‌تان حذف کنید تا بارداری سالم‌تری داشته باشید
سرخط خبرها
آری! علاج در وطن است

آری! علاج در وطن است

  • کد خبر: ۳۸۵۹۶۵
  • ۲۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۵۵
شب دوم اعتراضات که جمعیت از مقابل خانه‌مان رد می‌شد، رفته بودم پایین تا سروگوشی آب دهم، اما همین که نیرو‌های ضدشورش آمدند و اغتشاشگران شروع به خراب‌کاری کردند، تیراندازی‌ها شروع شد.
فهیمه شهری
نویسنده فهیمه شهری

شب دوم اعتراضات که جمعیت از مقابل خانه‌مان رد می‌شد رفته بودم پایین تا سروگوشی آب دهم، اما همین که نیرو‌های ضدشورش آمدند و اغتشاشگران شروع به خراب‌کاری کردند، تیراندازی‌ها شروع شد. با اینکه من قاتی اغتشاشگران نبودم، از ترس پریدم داخل خانه و در را پشت سرم بستم.

نگران بودم مبادا دردسری برایم درست شود یا تیری به سروصورتم اصابت کند. دوتا بچه داشتم. به یکی‌شان قول داده بودم فردا برایش اسباب‌بازی بگیرم. دیگری را که بزرگ‌تر است قرار بود بفرستم کلاس هوش مصنوعی. پدرومادرم نیاز به پرستاری‌هایم داشتند. شغلم را دوست داشتم و هر روز تا زمانی که سرکار بودم بقیه مشکلاتم را فراموش می‌کردم.

همسری داشتم که با وجود تمام مشکلات زندگی، هجده سال به پای هم مانده بودیم. نه اینکه جزو دهک‌های بالا باشم، اما اندک پس‌اندازی داشتم. چند تا وام گرفته بودم که باید سر ماه آنها را پرداخت می‌کردم. هر کدام اینها عین یک طناب من را به زندگی‌ام وصل می‌کرد و می‌کشاند داخل خانه.

همان‌طور که پشت پنجره جمعیتی را که از مقابل خانه‌ام رد می‌شدند نگاه می‌کردم با خودم می‌گفتم احتمالا اینها هیچ تعلق خاطر و دل‌بستگی‌ای به زندگی‌شان ندارند که حاضرند در راهی باشند که ممکن است به قیمت ریختن خونشان تمام شود. دلم می‌خواست می‌توانستم سلاح‌ها را بردارم و پر از حس تعلق کنم. پر از امید. پر از کار‌های ناتمام و مانده برای فردا. همین‌هاست که آدم را در خانه نگه می‌دارد. همین‌هاست که آدم را پایبند خانواده، محله، شهر و کشورش می‌کند. مشکلات را حس تعلقات قابل تحمل و حل می‌کند.

حالاچه تعلقی بالاتر از تعلق به وطن؟ آری علاج در وطن است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.