نگاهی به راهبرد‌های تقویت کنشگری زن با محوریت مقاومت از آموزش تا اشتغال؛ روایتی از آموزش خیاطی که به اشتغال بانوان و فعالیت‌های خیرخواهانه رسید دستور پخت آش سرد سبزواری با طعمی بی‌نظیر برای روزهای گرم تابستان آغاز فصل جدید لیگ برتر فوتسال زنان از ۳ مهر| آیا حضور ۱۶ تیم چالش برانگیز است؟ بیماری‌های غیرواگیر، مهم‌ترین عامل مرگ‌ومیر زنان ایرانی طی ۴۵ سال اخیر پایان رقابت‌های والیبال بانوان هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۴ شهرداری مشهد راهکار‌هایی برای دفع انواع حشرات در خانه ما هم هستیم پس می‌توانیم چند فوت و فن ساده برای استفاده از قابلمه به جای فر چرا هیچ کدام از خواستگارهایم را نمی‌پسندم؟ ۵ بازیکن خراسان رضوی به اردوی ملی فوتسال بانوان دعوت شدند مشهد میزبان مسابقات قهرمانی کشور بانوان کاراته شد خانه‌داری | نگهداری گوجه‌فرنگی در فریزر، بهترین و اقتصادی‌ترین راهکار است چرا برخی از بچه‌ها در خانه رفتار متفاوتی دارند؟ | پیشنهاد یک مهارت ساده و بسیار کاربردی به مادران انتصاب یک بانوی ایرانی به عنوان نخستین نماینده ایران در انجمن جهانی حقوق پزشکی (WAML) تجرد قطعی در جامعه ایرانی به یک انتخاب اجباری تبدیل شده است اختتامیه هشتمین کنگره بین‌المللی شعر زنان عاشورایی در مشهد برگزار می‌شود ۸۷ درصد کودکان در مراکز نگهداری بهزیستی کشور، بدسرپرست هستند شیر مادر؛ محافظ قدرتمند نوزاد مقابل ابتلا به بیماری‌های عفونی
سرخط خبرها
از مشقِ مادرانگی تا محافظِ مامِ وطن

از مشقِ مادرانگی تا محافظِ مامِ وطن

  • کد خبر: ۴۰۱۷۶۸
  • ۰۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
  • ۲
یکی از همین شب‌ها که پرچم در دستم بود، نگاهم از جمعیت فراتر رفت و به زنانِ اطرافم گره خورد. چقدر پرچم‌داریِ زنانِ ما متفاوت است!

ملیکا محمودی حسین آباد، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات زنان| شهرآرانیوز؛ یکی از همین شب‌ها که پرچم در دستم بود، نگاهم از جمعیت فراتر رفت و به زنانِ اطرافم گره خورد. چقدر پرچم‌داریِ زنانِ ما متفاوت است!

پرده اول: مشقِ مادرانگی

بچه که بودم، مثل خیلی از دختر‌ها سرگرمی محبوبم عروسک‌بازی بود. به محض اینکه چشم باز می‌کردم، اولین کارم این بود که «صورتی»، «زی‌زی‌گولو»، «خرس پاندا» و «مریم‌گلی» را به جای خواهر و برادر‌های نداشته‌ام بیدار کنم. پیش از هر چیز، برایشان در ظروف پلاستیکی صورتی‌ام صبحانه می‌چیدم.

عصر‌ها یکی‌یکی راه می‌بردمشان یا روی پا می‌گذاشتم تا چرتی بزنند. انگار تمامِ مهارت مادرانگی‌ام را در بستنِ زورکیِ چشم‌هایشان خلاصه کرده بودم تا با خیال راحت به نقاشی‌هایم برسم. آن روز‌ها نمی‌دانستم که دارم مشقِ عشق می‌نویسم؛ مشقِ مادرانگی.

پرده دوم: امانتِ عزیز

حالا پرچمی دارم؛ یک‌متری، از جنس ساتنِ براق، با دسته‌ای چوبی. در حاشیه‌اش تصویر دو امامِ حاضر و شهید نقش بسته است؛ آن‌قدر مراقبم که هرگاه تکانش می‌دهم، صورتِ پرصلابتشان تمامِ قد جلوه‌گری کند.

هر شب پیش از آنکه راهیِ تجمع شویم، اول از همه پرچم را چک می‌کنم و با احترام دمِ دست می‌گذارم. در خیابان محکم در آغوش می‌فشارمش؛ آن‌قدر مراقبم که به زمین نیفتد، که مبادا رنگ‌های سبز و قرمزِ پرشکوهش با غبارِ خیابان آلوده شود. هر چند شب در میان هم آب‌کشی‌اش می‌کنم؛ به قول مادربزرگ، مبادا غبارِ دوده و خیابان به جانِ پارچه بنشیند و «چرک‌مُرد» شود. این پرچم، عزیزترینِ من است.

پرده سوم: محافظِ مامِ وطن

یکی از همین شب‌ها که پرچم در دستم بود، نگاهم از جمعیت فراتر رفت و به زنانِ اطرافم گره خورد. چقدر پرچم‌داریِ زنانِ ما متفاوت است!

زنان در هر سنی از مادربزرگ‌ها تا زنان جوان؛ انگار ایرانِ کوچکی را در دستانشان گرفته‌اند و شبانه روی دست تاب می‌دهند؛ درست همان‌طور که کودکانِ عزیزتر از جانشان را در آغوش می‌فشارند و آرام در گوششان لالایی می‌خوانند ومی‌گویند: «مامان‌جان، جات امنه...»

ما زنان، هر شب «ایرانِ» کوچولو مان را توی دستمان را محکم‌تر از قبل بغل می‌کنیم و به او می‌گوییم: «ایران عزیز‌تر از جان، راحت بخواب. ما بیداریم.»

این شب‌ها، زنانِ سرزمینم آمده‌اند تا محافظِ «مامِ وطن» باشند. ما همگی تا صبح بر سرِ بالینت بیداریم؛ مراقبت، راحتی و آرامشت با ما. راحت بخواب ایرانِ عزیز، ما بیداریم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۴
0
1
عالی بود
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۹
0
0
چه قلم زیبایی