ویژگی‌های بارز حضرت‌ام‌البنین (س)؛ مادر بزرگوار حضرت ابوالفضل (س) ضرورت تدوین «سند ارتقای وضعیت زنان و خانواده» در استان سیستان و بلوچستان رهبر شهید چه میراثی برای حمایت از زنان در برابر خشونت به جا گذاشتند؟ دختران ترامپولین‌کار ایران بعد از ۴۷ سال به بازی‌های آسیایی ناگویا رسیدند حضرت زینب (س)، تجلی مفهومی فراتر از مقاومت زنان، پایه‌های اصلی پایداری اجتماعی در جامعه| اثرگذاری نهاد خانواده در جنگ تحمیلی دیده شد چرا همسرتان از دستتان عصبانی است؟ | قاتل خاموشی که بلد نیستید و رابطه‌تان را نابود می‌کند برداشت نادرست برخی از کاربران، چالش ایجاد کرد| بازنشر خبر فوت «پیرترین زن ایران» پس از ۸ سال راز روضه‌‌های محرم بی‌بی‌جان که ۲۳ سال است در مشهد تعطیل نشده دعوا بر سر جای پارک خودرو در مشهد، جان دختر جوان را نجات داد | راز بزرگی که در کلانتری سجاد برملا شد تاکید بر گسترش همکاری‌های مشترک در حوزه زنان و خانواده، محور گفت و گوی تلفنی زهرا بهروز آذر و همتای تاجیکستانی چای سبز جایگاه ویژه‌ای در سبک زندگی سالم دارد| معرفی مهم‌ترین خواص نکات مهمی که برای پخت و توزیع غذای نذری باید رعایت شود دعوای شما با همسرتان، می‌تواند شروع یک خیانت باشد + راهکارها نتیجه یک تحقیق روی ۸ هزار جوان ایرانی فاش کرد: تحصیل‌کرده‌هاو پولدارها کمتر بچه می‌خواهند ! این مواد شیمیایی را از زندگی‌تان حذف کنید تا بارداری سالم‌تری داشته باشید قهرمان مسابقات هندبال نونهالان دختر خراسان رضوی مشخص شد زنان چطور می‌توانند هیئت‌های عزاداری محرم را از زباله پلاستیکی نجات دهند؟
سرخط خبرها
مَن ذا الذی خضّبک بدمائک؟

مَن ذا الذی خضّبک بدمائک؟

  • کد خبر: ۴۲۳۴۵۰
  • ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۲
من از بعد آن لحظات ناب توی بیمارستان، از همان حال خوش بعد از زایمان، دلم شور شب سوم را می‌زد. می‌دانستم دیگر معنای روضه‌ها برایم عوض خواهد شد.

درست از همان وقتی که پرستار، نوزاد را توی آن دورپیچ لطیف صورتی توی بغلم گذشت، جهانم به قبل و بعد آن ثانیه‌ها تقسیم شد. از آن روز به بعد، هرگوشه خانه را که نگاه می‌کردی، نشانه هایش همه صورتی و گلدار و رنگی بود. از حوله حمام و نم گیر‌ها و روتختی تا سرشیشه و لثه کش و سرویس غذاخوری.

زمان می‌گذشت و آن چیزی که بیشتر از همه به ما یادآوری می‌کرد یک دختربچه توی این خانه زندگی می‌کند، دلبری‌های ماهرانه یک موجود دو، سه ساله بود. از شکل ادای کلمات گرفته تا مدل غذا خوردن و راه رفتن و لباس پوشیدن، اما این آخری ها، دیگر نه لباس‌های صورتی و اسباب بازی‌ها دخترانه که شکل دلتنگی هایش آدم را در لحظات مختلف به دل روضه‌ها می‌کشاند. کافی است پدرش کمی تب کند. گاهی دیر به خانه برسد. حتی سرسوزنی اخم کند. 

پدر، تمام دنیای دخترک شده. او همان کسی است که زورش به همه چیز می‌رسد. او را روی شانه هایش قلم دوش می‌کند و آن وقت دست هیچ آدم بزرگی، به دست هایش نمی‌رسد. مأموریت رفتن‌های پدر، اول دردسرهاست. وقتی نیست، تمام بهانه گیری‌ها کش دار می‌شود. گریه ها، از سرگرفته می‌شود و دیگر هیچ بازی دونفره‌ای توی خانه کیف نمی‌دهد. 

من از بعد آن لحظات ناب توی بیمارستان، از همان حال خوش بعد از زایمان، دلم شور شب سوم را می‌زد. می‌دانستم دیگر معنای روضه‌ها برایم عوض خواهد شد. می‌دانستم قرار است شانه را روی مو‌های ابریشمی اش پایین بکشم و بغضم را لای گل سرهایش پنهان کنم. می‌دانستم از آنجای روایت‌ها که دخترک با چشم گریان دنباله عبای پدر را می‌گیرد، باید چادر به صورت بکشم و فکری به حال آتش دلم کنم. 

روز سوم از راه می‌رسد. من از همان ابتدای روز که باید مو‌های درهم ریخته دخترک را شانه بکشم، توی دلم غوغاست. هرجا که شانه لای گره مو گیر می‌کند، کسی روی قلبم ناخن می‌اندازد. امشب از زیر خیمه عزاخانه ها، دختری حیران دارد به عربی چیز‌هایی می‌گوید. چیز‌هایی که‌ای کاش هیچ مادری، هیچ پدری، معنایش را نداند.

یا أباه! مَن ذا الذی خضّبک بدمائک؟ یا أبتاه! مَن ذا الذی قطع وریدک؟ یا أبتاه! مَن ذا الذی أیتمنی على صغر سنّی.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.