تکرار افتخارآفرینی دختران بسکتبالیست خراسانی در لیگ ملت‌های آسیا | تیم ملی مدال برنز گرفت سهم ۳۶ درصدی زنان از  پست‌های مدیریتی خراسان رضوی آغاز سومین اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان در رده جوانان از امروز (دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵) ریشه بگو‌مگو‌های تمام‌نشدنی میان زوجین در زندگی مشترک‌شان چیست؟ سردرگمی مادران جوان در هدایت فضای مجازی برای بهبود در فرزندپروری | راهکار چیست؟ هوش مصنوعی و تحول دوگانه در بازار کار زنان ضمانت کمیته امداد کشور از وام‌های قرض‌الحسنه اشتغال زنان تحت پوشش این سازمان درباره کتاب تفریظ شده «من زنده‌ام» توسط رهبر شهید چه می‌دانید؟ طلاق؛ یکی از دلایل افزایش آمار زنان سرپرست خانوار در کشور تیم دختران ایران در المپیاد جهانی جغرافیا خوش درخشید آمادگی کامل تیم فوتبال خاتون بم برای حضور در لیگ قهرمانان زنان آسیا دستور پخت کیک مرغ در خانه + فیلم ویدیو | نقش مادر یک خلبان در شکست کودتای نوژه خانم‌ها قلاب‌بافی را فراموش نکنید تا آلزایمر نگیرید!
سرخط خبرها
زندگی فرزندتان را با حمایت افراطی و نجات‌گری دائمی خراب نکنید

زندگی فرزندتان را با حمایت افراطی و نجات‌گری دائمی خراب نکنید

  • کد خبر: ۴۲۵۹۸۶
  • ۰۷ تير ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۶
به گفته روانشناسان، بسیاری از والدین تصور می‌کنند هرچه بیشتر از فرزند خود محافظت کنند و هر مانعی را از سر راه او بردارند، در حال انجام وظیفه والدگری هستند، اما این موضوع می‌تواند آسیب‌هایی جدی به رشد روانی و استقلال فرزندان وارد کند

به گزارش شهرآرانیوز؛ بسیاری از والدین تصور می‌کنند هرچه بیشتر از فرزند خود محافظت کنند و هر مانعی را از سر راه او بردارند، در حال انجام وظیفه والدگری هستند. اما روان‌شناسان معتقدند حمایت افراطی و نجات‌گری دائمی، اگرچه از سر عشق و دلسوزی انجام می‌شود، می‌تواند آسیب‌هایی جدی به رشد روانی و استقلال فرزندان وارد کند.

در میز مشاوره امروز با فرزانه رمضانی، روانشناس و زوج‌درمانگر همراه می‌شویم تا درباره پیامد‌های خانواده‌های بیش از حد ناجی و تأثیر آن بر زندگی فرزندان گفت‌و‌گو کنیم. فرزانه رمضانی، روانشناس و زوج‌درمانگر، معتقد است یکی از مهم‌ترین آسیب‌های خانواده‌های بیش از حد ناجی، تربیت فرزندانی با تاب‌آوری پایین و آستانه تحمل کم است.

او می‌گوید: «یکی از اولین آسیب‌های خانواده‌های بیش از حد ناجی این است که فرزندانی پرخاشگر و کم‌تاب‌آور تربیت می‌کنند. کودک در چنین خانواده‌ای یاد نمی‌گیرد با ناکامی، مخالفت یا سختی‌های زندگی روبه‌رو شود؛ چون معمولاً همه چیز مطابق میل او پیش رفته و هر زمان مشکلی به وجود آمده، والدین برای حل آن وارد عمل شده‌اند.»

به گفته این روانشناس، زمانی که فرد در دوران کودکی فرصت تجربه کردن بحران‌ها و چالش‌های طبیعی زندگی را نداشته باشد، در بزرگسالی نیز تحمل کمتری در برابر مشکلات خواهد داشت. «بسیاری از این افراد وقتی با مخالفت، شکست یا تعارض روبه‌رو می‌شوند، زودتر از دیگران عصبانی می‌شوند و از کوره در می‌روند؛ زیرا از کودکی فرصت تمرین صبر، حل مسئله و مدیریت هیجان‌ها را پیدا نکرده‌اند.»

وقتی حمایت، به دخالت دائمی تبدیل می‌شود

به گفته این روانشناس، الگوی نجات‌گری معمولاً از سال‌های کودکی آغاز می‌شود و در بسیاری از خانواده‌ها تا بزرگسالی فرزند ادامه پیدا می‌کند. «گاهی کودک با دوستش اختلاف پیدا می‌کند و والدین فوراً وارد ماجرا می‌شوند. در مدرسه اگر معلم تذکری بدهد، خانواده احساس می‌کند باید از فرزند دفاع کند. همین الگو بعد‌ها در روابط عاطفی و زندگی مشترک نیز تکرار می‌شود و والدین همچنان خود را مسئول حل اختلاف‌ها و مشکلات فرزند می‌دانند.»

رمضانی معتقد است برخی والدین به شکلی ناخودآگاه باور دارند که مسئولیت آنها نسبت به فرزند هیچ‌گاه پایان پیدا نمی‌کند. «این والدین تصور می‌کنند، چون فرزندشان را به دنیا آورده‌اند، تا همیشه باید مشکلات او را حل کنند. حتی اگر فرزندشان در میانسالی باشد، باز هم خود را در قبال مسائل زندگی او مسئول می‌دانند و احساس می‌کنند باید وارد عمل شوند.»

وقتی والدین به بخشی از مشکل تبدیل می‌شوند

این زوج‌درمانگر با اشاره به یکی از پرونده‌های درمانی خود می‌گوید: «مراجعی داشتم که به دلیل مشکلات زندگی مشترک دست به خودکشی زده بود. در بررسی‌های اولیه تصور می‌شد مشکل اصلی میان او و همسرش است، اما هرچه جلوتر رفتیم، نقش پررنگ مادر در شکل‌گیری بحران بیشتر آشکار شد.»

او توضیح می‌دهد: «مادر این خانم با نیت حفظ زندگی دخترش، در بسیاری از مسائل زناشویی آنها مداخله می‌کرد. هر زمان اختلافی پیش می‌آمد، با داماد تماس می‌گرفت، تلاش می‌کرد میان آنها واسطه شود و حتی در برخی موضوعات شخصی زندگی مشترک آنها دخالت می‌کرد.»

به گفته رمضانی، این مادر تصور می‌کرد در حال کمک کردن است، اما نتیجه رفتارهایش چیز دیگری بود. «وقتی از او خواستم کمی از این رابطه فاصله بگیرد، با تعجب گفت که هدفش فقط کمک کردن است. اما واقعیت این بود که همین کمک‌های مداوم به یکی از عوامل اصلی تنش در زندگی دخترش تبدیل شده بود.»

گاهی عشق، آسیب می‌زند

رمضانی می‌گوید: «بسیاری از والدین مداخله‌گر واقعاً فرزندشان را دوست دارند و نیت بدی ندارند. اما گاهی لازم است به آنها یادآوری کنیم که دوست داشتن، همیشه به معنای کمک کردن نیست. بعضی وقت‌ها والدین با نیت خیر وارد عمل می‌شوند، اما ناخواسته شرایط را دشوارتر می‌کنند.»

به گفته این روانشناس، مشکل از جایی آغاز می‌شود که والدین میان «حمایت» و «نجات‌گری» تفاوتی قائل نمی‌شوند. در چنین شرایطی، فرزند به جای آنکه فرصت تجربه کردن، اشتباه کردن و یاد گرفتن از پیامد‌های تصمیم‌های خود را داشته باشد، همواره به حضور فردی تکیه می‌کند که قرار است مشکلاتش را حل کند. نتیجه این روند، شکل‌گیری افرادی وابسته، کم‌تاب‌آور و ناتوان در مدیریت بحران‌های زندگی است. این افراد معمولاً طاقت کوچک‌ترین ناکامی، مخالفت یا چالش را ندارند و در مواجهه با مسائل روزمره نیز زودتر از دیگران عصبانی می‌شوند و واکنش‌های پرخاشگرانه نشان می‌دهند؛ زیرا هرگز فرصت کافی برای یادگیری صبر، تحمل و حل مسئله را پیدا نکرده‌اند.

منبع: فارس

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.