به گزارش شهرآرانیوز، فاطمه شهدادی، معلم جوان و هنرمند اهل بشاگرد، چهرهای بود که هنر در زندگیاش جریان داشت؛ دختری که از خیاطی و صنایعدستی تا شمعسازی و رزینکاری را با ذوق و خلاقیت دنبال میکرد و به گفته نزدیکانش از هر انگشتش هنری میبارید. او در کنار این روحیه هنرمندانه، بهعنوان معلم تربیتبدنی و ورزشکار فعال با مدرک تخصصی هندبال و مربیگری درجه سه، شور و نشاط را به فضای مدرسه میآورد و دانشآموزان را به تحرک و زندگی سالم تشویق میکرد. این معلم هنرمند، که آموزش را رسالتی انسانی میدانست، در نهایت در روز واقعه، وقتی موشکهای آمریکایی روی مدرسه شجره طیبه فرود میآمد، خانم ورزش تا آخرین لحظه در کنار بچهها ماند و جان خود را فدای نجات دانش آموزان کرد تا جلوهای از تعهد و ایثار را به ثبت رساند.


حمله ۹ اسفند آمریکا به دبستان «شجره طیبه» میناب، روایتهای متعددی از عشق، ایثار و شجاعت ایرانیان را در دل خود ثبت کرد؛ روایتهایی که همچون شاهنامهای معاصر، روح تازهای در کالبد جامعه دمید. در میان این روایتها، معلم جوان ورزش دختر بچهها داستان خاص خود را دارد؛ معلمی که پیش از هر چیز، هنرمندی توانا بود.

فاطمه شهدادی، آموزگار تربیتبدنی اهل شهرستان بشاگرد، دختری بود که هنر در وجودش جریان داشت. به گفته خانوادهاش، او تنها یک معلم نبود، بلکه هنرمندی خلاق و پرتلاش بود که در زمینههای مختلفی، چون خیاطی، شمعسازی، رزینکاری و کار با سنگ مهارت داشت. خواهرش الهام شهدادی میگوید: واقعاً میتوان گفت از هر انگشتش هنری میبارید. همیشه در حال یاد گرفتن و یاد دادن بود.
وی علاوه بر هنر، در عرصه ورزش نیز فعال بود و با داشتن مدرک تخصصی هندبال و مربیگری درجه سه، تلاش میکرد دانشآموزانش را به فعالیتهای ورزشی تشویق کند. اما آنچه او را متمایز میکرد، روحیه مسئولیتپذیر و نگاه عمیقش به معلمی بود؛ حرفهای که برای او نه یک شغل، بلکه یک رسالت محسوب میشد.
شهدادی رابطهای صمیمی و عاطفی با دانشآموزانش داشت و آنها را همچون فرزندان خود دوست میداشت. حتی خارج از ساعات مدرسه نیز پیگیر وضعیتشان بود و هیچگاه مسئولیت خود را محدود به کلاس درس نمیکرد.
شهیده شهدادی در خانوادهای ساده و زحمتکش رشد کرد. پدرش دستفروش بود و او از همان سالهای جوانی با تکیه بر هنر و حرفه آموزگاری، دوشادوش خانواده برای تأمین هزینههای زندگی تلاش میکرد. روحیه مسئولیتپذیری، ایثار و سختکوشی از ویژگیهای برجسته این بانوی شهید بود.
یک روز پیش از حادثه، از صبح تا شب در مدرسه حضور داشت و با دقت و حوصله، حیاط مدرسه را برای برگزاری کلاسهای ورزش خطکشی میکرد؛ کاری که نشان از تعهد عمیق او به فراهم کردن محیطی مناسب برای دانشآموزان داشت.

در روز واقعه، زمانی که حمله هوایی آمریکا جان دانشآموزان را تهدید میکرد، او مدرسه را ترک نکرد. ماند تا دانشآموزانش را نجات دهد؛ تلاشی که در نهایت به بهای جانش تمام شد و این معلم فداکار، به شکلی دلخراش زیر آوار گرفتار و زنده زنده بین شعلههای آتش گرفتار شد و به مقام رفیع شهادت رسید.
خواهر فاطمه شهدادی در روایت نحوه شهادت این آموزگار گفت: وقتی انفجار دوم رخ داد. شدت انفجار به حدی بود که یکی از ستونهای ساختمان مدرسه فرو ریخت و روی بخشی از بدن خواهرم آوار شد. او زیر ستون گرفتار شد و امکان حرکت نداشت. در همان حال، آتشسوزی هم شروع شد و خواهرم در حالی که زیر آوار گیر کرده بود، در میان شعلههای آتش به شهادت رسید.
وی ادامه داد: شدت حادثه به اندازهای بود که نیمی از بدن خواهرم که زیر ستون قرار گرفته بود، سالم مانده بود، اما نیم دیگر بدنش کاملاً در آتش سوخته بود. شاهدان میگفتند چندین ترکش نیز به بدنش اصابت کرده بود و جراحات بسیار شدیدی داشت.
وی با تأکید بر شجاعت خواهرش گفت: با وجود همه این اتفاقات، کودکی که در آغوش خواهرم بود، نجات پیدا کرد. این برای ما تسلی بزرگی است؛ اینکه او تا آخرین لحظه به فکر نجات دیگران بود.
نام فاطمه شهدادی، امروز نهتنها بهعنوان یک معلم، بلکه بهعنوان هنرمندی ایثارگر در یادها خواهد ماند؛ دختری که با دستان هنرمندش زندگی میآفرید و با قلب شجاعش، جان خود را فدای آیندهسازان این سرزمین کرد.
در ادامه تصاویری از هنرهای دست شهیده فاطمه شهدادی را مشاهده میکنید:
منبع: فارس