وقتی دو دختر جوان بابت عذرخواهی از رهبر شهید به تهران آمدند برجسته‌ترین ویژگی‌های شخصیتی شهیده حسینی خامنه‌ای چه بود؟ دستاورد‌های زنان پس از انقلاب، محصول یک نگاه راهبردی است| روایت ساده‌زیستی در متن زندگی روایتی از گمنامی و اخلاص خانواده رهبر شهید | همه او را تنها با نام «خانم حسینی» می‌شناختند! استقرار ۱۰۱ موکب مادر و کودک در مصلی و مسیر‌های تشییع پیکر رهبر شهید در تهران والیبال قهرمانی آسیا| نخستین پیروزی تیم ملی والیبال نوجوانان دختر برابر استرالیا کسب شد برای شهادت بانو زهرا حدادعادل، عروس ساده زیست رهبر شهید مسابقات استانی هندبال نوجوانان دختر خراسان رضوی در مشهد پایان یافت متفکر الجزایری: نوه رهبر ایران را تمدن اپستین کُشت ویدیو| وداع جانسوز دخترک ویلچری با رهبر شهید در تهران سمنان، میزبان اردوی ۲۰ روزه تیم ملی اسکواش بانوان شد| شروع از امروز (۱۳ تیر ۱۴۰۵) خانواده برای رهبر شهید انقلاب مهم بود| تبیین منشور حقوق زنان توسط حضرت آقا آیا ساره جوانمردی به بازی‌های پاراآسیایی ژاپن اعزام می‌شود؟ دبیر ستاد ملی جمعیت: از میان نوه‌های رهبر شهید انقلاب ۱۱ نفر را خودم به دنیا آورده‌ام واکنش مدیر اندیشکده‌ فرانسوی به شهادت مظلومانه نوه خردسال رهبر شهید بانوی بوسنیایی: ملت بوسنی تا پایان عمر مدیون آیت‌الله خامنه‌ای است+ فیلم مادران بخوانند| راهکار‌های مسالمت‌آمیز برای بلند کردن کودکان از پای تلویزیون برای شهیده «زهرا محمدی گلپایگانی» نوه ۱۴ ماهه آقای شهید ایران
سرخط خبرها
وقتی دو دختر جوان بابت عذرخواهی از رهبر شهید به تهران آمدند

وقتی دو دختر جوان بابت عذرخواهی از رهبر شهید به تهران آمدند

  • کد خبر: ۴۲۸۱۰۴
  • ۱۴ تير ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۹
دختری از شیراز و دختری دیگر از بوشهر، خود را به تهران رسانده‌اند تا در مراسم وداع با رهبر شهید حضور یابند. می‌گویند پیش از هر چیز باید از آقای شهید عذرخواهی کنیم؛ چون احساس می‌کنیم در حق ایشان کم گذاشته‌ایم.

به گزارش شهرآرانیوز؛ «سوی تو این خلاصه گلزار زندگی، مرغِ نگاه در آرزوی پر کشیدن است.» شعری که رهبر شهید سال‌ها پیش سروده بود، امروز شاهدانش را می‌توان در ترمینال جنوب دید؛ جایی که مسافران، کوله‌بار به دوش و اشک در چشم، از دورترین شهر‌های ایران خود را به تهران رسانده‌اند تا در آخرین دیدار با رهبر شهید حضور داشته باشند.

ترمینال جنوب، این روز‌ها دیگر فقط محل رفت‌وآمد مسافران نیست؛ ایستگاه اشک، دلتنگی و بدرقه است. نه خبری از تعطیلات نوروزی است و نه ازدحام سفر‌های تابستانی. مقصد بسیاری از مسافران، تنها یک نقطه است؛ مصلی تهران.

کسانی را می‌بینیم که صد‌ها کیلومتر راه را تنها برای چند ساعت حضور در مراسم وداع پیموده‌اند. در میان جمعیت، چهره دهه‌هشتادی‌ها بیش از هر زمان دیگری به چشم می‌آید؛ نسلی که خود را پرورش‌یافته مکتب رهبر شهید می‌داند و حالا برای آخرین عهد، به تهران آمده است.

کم گذاشتیم؛ بیشتر از این باید پای کار می‌بودیم

در گوشه‌ای از ترمینال، دختر جوانی از شیراز روی چمدانش نشسته و منتظر حرکت به سمت محل اسکان است. آفتاب تیرماه صورتش را سرخ کرده، اما خستگی راه در نگاهش دیده نمی‌شود.

خودش را «فاطمه عباسی» از استان فارس معرفی می‌کند؛ دهه‌هشتادی‌ای که ساعتی قبل به تهران رسیده است. از او می‌پرسیم اگر فرصتی برای یک دیدار خصوصی با پیکر رهبر شهید داشت، هنگام خداحافظی چه می‌گفت؟ مکث کوتاهی می‌کند و پاسخ می‌دهد: «اول از همه می‌گفتم خسته نباشید؛ خسته نباشید برای همه سال‌هایی که برای ایران زحمت کشیدید. بعد هم بابت کم‌کاری‌های خودم عذرخواهی می‌کردم.»

او معتقد است نسل خودش می‌توانست بیش از این از رهنمود‌های رهبر شهید بهره ببرد. وی می‌گوید که «ایشان مسیر را بار‌ها برای ما ترسیم کردند؛ شاه‌کلید‌ها را در اختیارمان گذاشتند، اما ما بعضی از آنها را دست‌کم گرفتیم. امروز احساس می‌کنم در زندگی شخصی، اجتماعی و کاری خودم می‌توانستم بسیار بهتر عمل کنم.»

بعد از شهادتش تازه فهمیدم چه کسی را از دست داده‌ایم

چند قدم آن‌سوتر، مادر و دختری از شهرستان جم بوشهر آماده بازگشت هستند. هنوز حال و هوای مصلی را با خود دارند و بغض، از صدایشان پیداست. دختر خانواده می‌گوید نخستین تصویری که با دیدن پیکر رهبر شهید در ذهنش نقش بست، مظلومیت او بود؛ مظلومیتی که به گفته او با مرور تهمت‌ها و روایت‌هایی که در روز‌های گذشته درباره رهبر شهید مطرح شده بود، پررنگ‌تر شد. از نگاه او، رهبر شهید وطنش را ترک نکرد، در کنار مردمش ماند و در همان سرزمینی که برای آن سال‌ها مجاهدت کرد، به شهادت رسید.

وقتی صحبت از آخرین وداع می‌شود، صدایش آرام‌تر می‌شود. از حسرتی می‌گوید که پس از شهادت در دلش نشسته است؛ حسرت اینکه دیر او را شناخته و تازه پس از شهادتش به بزرگی شخصیتی که از دست رفته، پی برده است. تنها جمله‌ای که دوست داشت در آن وداع خصوصی بر زبان بیاورد، یک «ببخشید» بود؛ عذرخواهی برای این دیر شناختن.

او شهادت رهبر شهید را صرفاً یک داغ بزرگ نمی‌داند؛ بلکه معتقد است این حادثه تلخ، بسیاری را از غفلت بیرون آورده است. به باور او، حالا افراد بیشتری نسبت به گذشته احساس مسئولیت می‌کنند و بیش از پیش به آینده کشور می‌اندیشند.

سختی مسیر طولانی از جنوب کشور تا تهران نیز در نگاهش رنگ باخته است. می‌گوید وقتی مقصد، آخرین دیدار با رهبر شهید باشد، خستگی راه معنایی ندارد و عشق، دشواری سفر را آسان می‌کند.

از آینده که سخن به میان می‌آید، تأکید می‌کند که وظیفه مردم، تنها سوگواری نیست. به اعتقاد او، هر ایرانی باید به اندازه توان خود برای کشورش قدم بردارد، در میدان بماند و نسبت به سرنوشت ایران احساس مسئولیت کند؛ مسئولیتی که به باور او، بهترین ادامه راه رهبر شهید خواهد بود.

حسرت دیداری که دیر شد

کمی آن‌سوتر، زن و شوهری از اصفهان کنار چمدان‌هایشان ایستاده‌اند و منتظر اتوبوس بازگشت هستند. هنوز از حال و هوای مصلی فاصله نگرفته‌اند. مرد خانواده از لحظه‌ای می‌گوید که برای نخستین بار پیکر رهبر شهید را دید؛ لحظه‌ای که بیش از هر احساس دیگری، حسرت را در دلش زنده کرد. حسرت اینکه چرا در سال‌های حیات او، فرصت دیدار را غنیمت نشمرده بود و اکنون نخستین دیدار، به آخرین وداع گره خورده است.

همسرش نیز در میان اشک و بغض، از آرزویی سخن می‌گوید که اگر فرصت یک خداحافظی خصوصی فراهم می‌شد، تنها همان را بر زبان می‌آورد؛ اینکه رهبر شهید برای عاقبت‌به‌خیری‌شان دعا کند و توفیق زندگی در همان مسیری را از خدا بخواهد که خود تا پایان عمر در آن استوار ماند.

میراثی که باید حفظ شود

آنها باور دارند سال‌ها بعد، وقتی نسل‌های آینده از رهبر شهید یاد کنند، بیش از هر چیز از شجاعت، صلابت و ایستادگی او خواهند گفت؛ رهبری که به اعتقاد آنان، نامش با اقتدار ایران در حافظه تاریخ ماندگار خواهد شد.

منبع: فارس

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.