به گزارش شهرآرانیوز؛ دوره نوجوانی از مهمترین و حساسترین مراحل زندگی انسان به شمار میآید؛ دورهای که فرد در آن با مجموعهای از تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی روبهرو میشود. این سالها معمولاً زمان عبور از کودکی به بزرگسالی هستند و به همین دلیل نقش زیادی در شکلگیری شخصیت، هویت و رفتارهای آینده افراد دارند. نوجوانان دختر در این دوره علاوه بر تغییرات بدنی و هورمونی، با فشارهای تحصیلی، انتظارات اجتماعی و تلاش برای مستقل شدن نیز مواجهاند.
همین شرایط میتواند زمینه بروز فشار روانی، اضطراب، سردرگمی و تعارضهای درونی را فراهم کند. در چنین وضعیتی، برخی نوجوانان برای کنار آمدن با احساسات ناخوشایند، به رفتارهای ناسازگارانه روی میآورند؛ رفتارهایی که در کوتاهمدت ممکن است آرامش موقت ایجاد کنند، اما در بلندمدت آسیبزا هستند.
یکی از این رفتارهای ناسازگارانه، پرخوری عصبی است؛ اختلالی روانی که با دورههای تکرارشونده مصرف مقدار زیادی غذا در زمان کوتاه و سپس رفتارهایی برای جبران آن همراه میشود. این رفتارها ممکن است شامل استفراغ عمدی، استفاده از ملینها یا ورزش افراطی برای جلوگیری از افزایش وزن باشد. پرخوری عصبی تنها به غذا خوردن مربوط نیست، بلکه با نگرانی شدید درباره وزن و شکل بدن نیز پیوند دارد و میتواند بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی فرد اثر منفی بگذارد. نوجوانانی که با این مشکل درگیر میشوند، ممکن است عزت نفس پایین، افسردگی، اضطراب، انزوای اجتماعی و افت عملکرد تحصیلی را تجربه کنند. به همین دلیل، شناخت عواملی که میتوانند در بروز یا تداوم این اختلال نقش داشته باشند، برای پیشگیری و مراقبت از سلامت روان نوجوانان اهمیت زیادی دارد.
در همین رابطه، پریسا محمدنژاد، پژوهشگر روانشناسی عمومی از دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه تبریز، به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی در زمینه پیشبینی پرخوری عصبی در دانشآموزان دختر انجام دادهاند. در این پژوهش، محققان بررسی کردهاند که آیا شیوه مدیریت احساسات و نیز میزان آگاهی فرد از تجربههای درونی خود، میتواند با احتمال بروز پرخوری عصبی در نوجوانان ارتباط داشته باشد یا نه. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که اگر چنین رابطهای وجود داشته باشد، میتوان از این شناخت برای طراحی راهکارهای حمایتی و پیشگیرانه در مدارس و محیطهای مشاورهای استفاده کرد.
در مطالعه فوق، ۲۲۰ نفر از دانشآموزان دختر ۱۵ تا ۱۷ ساله شهرستان هشترود مشارکت داشته و از طریق پرسشنامههای خاص علمی، دادههای مورد نیاز محققان را فراهم آوردهاند. این دادهها سپس با استفاده از روشهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند.
یافتههای پژوهش نشان دادند که میان برخی شیوههای تنظیم هیجان و پرخوری عصبی رابطه معنادار وجود دارد. بهطور مشخص، «ارزیابی مجدد» که یک راهبرد سازگارانه برای برخورد با احساسات است، با پرخوری عصبی رابطه منفی داشت؛ یعنی هرچه نوجوانان بیشتر از این شیوه استفاده میکردند، احتمال پرخوری عصبی کمتر بود. در مقابل، «سرکوبی» که به معنی پنهان کردن یا فروخوردن هیجانهاست، رابطه مثبت با پرخوری عصبی داشت. همچنین ذهنآگاهی سرشتی نیز با پرخوری عصبی رابطه منفی نشان داد. منظور از ذهنآگاهی سرشتی، توانایی طبیعی فرد برای توجه به لحظه حال و آگاه بودن از احساسات و تجربههای خود بدون قضاوت عجولانه است.
نتیجه دیگر این بود که تنظیم هیجان و ذهنآگاهی سرشتی در مجموع توانستند ۲۳ درصد از تغییرات مربوط به پرخوری عصبی را در دانشآموزان دختر توضیح دهند. این عدد نشان میدهد که این دو عامل، هرچند تنها عوامل دخیل نیستند، اما سهم قابل توجهی در شناخت این مشکل دارند.
بر پایه توضیحات تکمیلی پژوهش، نوجوانانی که در مدیریت هیجانهای منفی مانند اضطراب یا ناراحتی مشکل دارند، ممکن است از غذا بهعنوان راهی برای آرام کردن موقت خود استفاده کنند. در مقابل، کسانی که بهتر میتوانند احساسات خود را بازبینی و مدیریت کنند، کمتر به رفتارهای تکانشی مانند پرخوری روی میآورند. همچنین افرادی که ذهنآگاهی بیشتری دارند، معمولاً کمتر در دام واکنشهای خودکار و عجولانه گرفتار میشوند.
اهمیت این یافتهها که در «نشریه رویش روانشناسی» متعلق به انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان منعکس شدهاند، در آن است که پرخوری عصبی را نباید فقط یک مسئله مربوط به خوردن دانست. این پژوهش نشان میدهد که این رفتار میتواند نشانهای از دشواری در مدیریت احساسات و کاهش آگاهی از وضعیت درونی فرد باشد. به بیان ساده، وقتی نوجوانی نتواند فشار روانی، استرس یا افکار منفی خود را به شیوهای سالم مدیریت کند، ممکن است به پرخوری بهعنوان یک راهحل موقت پناه ببرد. از سوی دیگر، ذهنآگاهی بالاتر میتواند به نوجوان کمک کند پیش از واکنش تکانشی، احساساتش را بشناسد و با آگاهی بیشتری با آنها روبهرو شود.
بر اساس اطلاعات ارائهشده در این پژوهش، نتایج فوق میتوانند مبنایی برای طراحی برنامههای پیشگیری و حمایت روانی باشند؛ برنامههایی که به جای تمرکز صرف بر تغذیه، بر آموزش مهارتهای تنظیم هیجان، خودآگاهی و راهبردهای سالم مقابله با استرس نیز تأکید کنند. نتایج بهدستآمده بهخوبی نشان میدهند که توجه به این عوامل روانشناختی میتواند در شناخت بهتر پرخوری عصبی در نوجوانان دختر مفید باشد.
منبع: ایسنا