حسین ابراهیمی| شهرآرانیوز؛ ایام محرم و صفر، بسیاری از مفاهیم دینی و اخلاقی بار دیگر در فضای عمومی جامعه پررنگ میشود؛ مفاهیمی که اگر درست روایت شوند، میتوانند از سطح توصیههای تکراری فراتر بروند و به یک تجربه زنده و اجتماعی تبدیل شوند. بهمناسبت روز عفاف و حجاب در گفتوگو با معصومهسادات هاشمی، پژوهشگر و مدرس حوزه علمیه خراسان و دانشآموخته سطح ۴ رشته تفسیر تربیتی، به این موضوع پرداختهایم که چگونه میتوان از ظرفیت معنوی و فرهنگی محرم و صفر برای تبیین دوباره مفهوم حجاب و عفاف بهره برد.
محرم فقط موسم سوگواری نیست، بلکه زمانی برای بازسازی ارزشهای اخلاقی و انسانی در زندگی فردی و جمعی است. از همین منظر، حجاب و عفاف نیز در این ماه، نباید صرفا بهعنوان مجموعهای از بایدها و نبایدها معرفی شود، بلکه باید در قالب یک ارزش انسانی، هویتی و معنوی بازخوانی شود. آنچه فضای محرم و صفر را برای این تبیین مناسب میکند، پیوند عمیق آن با مفاهیمی مانند عزت، حیا، وقار و مقاومت و الگویی مانند زینب کبری (س) است. اگر در این فضا، زبان تبیین از «الزام» به «معنا» تغییر پیدا کند، مخاطب حجاب را نه یک تحمیل بیرونی، بلکه یک انتخاب آگاهانه و محترمانه خواهد دید؛ به همین دلیل، ایام محرم و صفر میتواند حجاب را از یک بحث صرفا فقهی به یک مسئله فرهنگی و تربیتی ارتقا دهد.
برای فهم بهتر مفاهیم انتزاعی، جامعه به نماد نیاز دارد و واقعه عاشورا از این نظر، ظرفیت فراوانی دارد. خیمه در کربلا نماد حریم، امنیت و آرامش است و میتواند استعارهای روشن برای تبیین حجاب بهمثابه مرز کرامت باشد. عطش نیز فقط یک رنج جسمانی نیست، بلکه میتواند نشانه تشنگی روح برای حقیقت، پاکی و تعالی معرفی شود. همچنین ایستادگی خاندان امامحسین (ع) دربرابر هجمهها، الگویی برای مقاومت دربرابر فشارهای فرهنگی امروز است. بهرهگیری از این نمادها در تولیدات هنری، طراحی پوستر، روایتهای رسانهای و سخنرانیها، به انتقال غیرمستقیم، اما ماندگار مفهوم عفاف کمک میکند. نمادها این امکان را میدهند که مخاطب، پیش از آنکه به استدلال پاسخ دهد، با معنا ارتباط عاطفی برقرار کند.
برخلاف تصور رایج، ترویج درست عفاف و حجاب، میتواند به تقویت خودباوری زنان منجر شود؛ دلیل این مسئله آن است که حجاب، اگر آگاهانه فهم و انتخاب شود، زن را از مدار شیءانگاری بیرون میآورد و بهسوی سوژگی و کنشگری سوق میدهد. در این نگاه، زن دیگر صرفا موضوع نگاه دیگران نیست، بلکه خود تعیین میکند که چگونه دیده شود و بر چه ابعادی از هویتش، تأکید شود. همچنین حجاب، معیار ارزش را از ظاهر به باطن منتقل میکند و اعتمادبهنفسی پایدارتر میسازد؛ زیرا تکیه بر ظاهر، همواره شکننده و وابسته به زمان و سلیقه دیگران است. وقتی باور درونی و رفتار بیرونی همسو شوند، نوعی یکپارچگی روانی شکل میگیرد که یکی از پایههای مهم آرامش و اعتمادبهنفس عمیق بهشمار میآید.
در میان همه نمادهای محرم، شخصیت حضرت زینب (س) برجستهترین الگوی پیوند میان عفاف و قدرت است. ایشان در سختترین شرایط، نهتنها وقار و حیا را حفظ کردند، بلکه با همان صلابت، پیام کربلا را به تاریخ رساندند. این تصویر، یک بازتعریف مهم از حجاب به دست میدهد: حجاب نه نشانه ضعف، بلکه نشانه تسلط بر خویش، حفظ کرامت و ایستادگی دربرابر تحقیر است. در جهان امروز که گاه پوشش دینی با انفعال یا محدودیت یکی گرفته میشود، بازخوانی سیره حضرت زینب (س) میتواند این کلیشه را بشکند. معرفی این الگو در منبرها، محافل زنانه، تولیدات رسانهای و روایتهای هنری، کمک میکند تا جامعه، حجاب را نه مانع حضور، بلکه پشتوانه عزت و کنشگری زنانه ببیند.
در دنیای امروز، زن با موجی از الگوهای فرهنگی، رسانهای و زیباییشناختی روبهروست که گاه هویت را در میزان دیدهشدن و تبعیت از مد تعریف میکنند. در چنین فضایی، حفظ حجاب و عفاف تنها یک انتخاب پوششی نیست، بلکه نوعی ایستادگی هویتی است. این ایستادگی، زمانی ماندگار میشود که زن، ارزش خود را از نگاه دیگران به درون خویش منتقل کند؛ یعنی بهجای وابستگی به تأیید بیرونی، بر شخصیت، دانش، اخلاق و پیوند معنوی خود تکیه کند. ازسوی دیگر، مدیریت تغذیه بصری در فضای مجازی نیز اهمیت فراوان دارد؛ آنچه بارها دیده میشود، بهتدریج به «امری عادی» تبدیل میشود، بنابراین حفظ هویت در عرصه حجاب، نیازمند بازتعریف آزادی، تقویت اصالت و مراقبت آگاهانه از ذهن و نگاه است.
یکی از کارکردهای کمتردیدهشده حجاب در ایام محرم، ایجاد حس خلوت و حضور معنوی در دل جمعیت است. در این فضا، حجاب میتواند برای بانوان، نوعی حریم امن ایجاد کند؛ حریمی که به آنها اجازه میدهد با تمرکز بیشتری در عزاداری، دعا و تأمل شرکت کنند. اگر پوشش در این ایام نهصرفا بهعنوان ظاهر بیرونی، بلکه بهعنوان نشانهای از ادب حضور در محضر اهلبیت (ع) فهم شود، خودبهخود به آرامش روحی پیوند میخورد. این آرامش از جایی میآید که رفتار بیرونی با باور درونی، هماهنگ میشود و پوشش، معنایی فراتر از عادت روزمره پیدا میکند. در چنین شرایطی، حجاب از یک امر صرفا ظاهری به «نیایشی خاموش» تبدیل میشود؛ نیایشی که در آن، احترام به فضای معنوی با احترام به خویش، گره میخورد.
یکی از آسیبهای رایج در ترویج حجاب، غلبه زبان دستوری و بازدارنده است. وقتی همهچیز در قالب «نباید» و «حرام است» بیان شود، احتمال مقاومت ذهنی و عاطفی مخاطب افزایش مییابد. درمقابل، اگر تبیین حجاب برپایه معنا، زیبایی انتخاب و کرامت انسانی شکل بگیرد، زمینه پذیرش بسیار بیشتر خواهد شد. در فضای محرم، این تغییر زبان اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا دلها در این ایام، آمادهتر و عواطف انسانی فعالتر است. بهجای تأکید بر اجبار، میتوان از ادب حضور، همدلی با کاروان حسینی و انتخاب آگاهانه سخن گفت. وقتی به مخاطب گفته شود پوشش متین، نشانه احترام به خویش و همراهی با ارزشهای عاشورایی است، حجاب از یک «تکلیف تحمیلی» به «رفتاری معنادار» تبدیل میشود.
یکی از موانع مهم فرهنگی در مسیر ترویج عفاف، کلیشههایی است که درباره زنان محجبه وجود دارد؛ از تصور بستهبودن و تحمیلپذیری گرفته تا برتریجویی اخلاقی. مقابله با این کلیشهها بیش از هر چیز، نیازمند الگوهای ملموس و انسانی است. جامعه، زمانی نگاه خود را تغییر میدهد که زن محجبه را در قامت فردی فرهیخته، خوشبیان، آراسته، مهربان و اثرگذار ببیند. در ایام محرم نیز این الگوها میتوانند حضوری پررنگتر داشته باشند؛ الگویی از بانوانی که عفاف را با عزت، زیباییشناسی وقار و رفتار همدلانه همراه میکنند. در این صورت، حجاب دیگر یک دیوار میان آدمها نخواهد بود، بلکه به زبان احترام، کرامت و انتخاب تبدیل خواهد شد. آنچه بیش از هر تبلیغی بر ذهن جامعه اثر میگذارد، شخصیت درخشان کسی است که حجاب را با اخلاق و آگاهی، همراه کرده است.