به گزارش شهرآرانیوز؛ عشق، گاهی ماهرترین وکیل مدافع تفاوتهاست. کافی است دلبسته کسی شویم؛ آن وقت ذهنمان یکییکی برای هر نشانهای که شاید در شرایط عادی ما را به فکر فرو میبرد، دلیل و توجیه میآورد.
تفاوتهای فرهنگی، تربیتی و خانوادگی دیگر آنقدرها هم مهم به نظر نمیرسند. با خودمان میگوییم: «مهم این است که خودش آدم خوبی است؛ قرار نیست با خانوادهاش زندگی کنم.»، اما آیا واقعاً میشود آدمها را از خانوادهای که در آن رشد کردهاند جدا دید؟ آیا میتوان سالها تربیت، باور، ارزش و الگوهای رفتاری را پشت درِ خانه خانواده جا گذاشت؟
این سؤالی است که از الهام امینی، روانشناس و زوجدرمانگر، پرسیدهایم و او در پاسخ، با یک مثال ساده، اما تأملبرانگیز میگوید: «یک درخت میوه را در نظر بگیرید، اینکه میوه چقدر تازه و خوش رنگ و لعاب است به شرایطی که درخت برای رشد میوهها فراهم کرده بستگی دارد. هر دختر و پسری هم میوه یک خانواده هستند که با ساختار تربیتی که خانواده انتخاب کرده، باورها، افکار، ارزشها و ... انها شکل داده شده و شخصیت انها را تحت تاثیر قرار داده.
حال با توجه به نقش مهمی که خانواده در شکل گیری شخصیت فرزندان دارد، خیلی وقتها جوانان مطرح میکنند که من قرار است با خودش زندگی کنم نه خانواده اش! نادیده گرفتن این موضوع باعث میشود فرد را جدا از خانواده ببینند و فکر کنند تفاوت اساسی بین انها وجود دارد در صورتی که فرد در همان بستر تربیت شده و الگوها را از خانواده به ارث برده و جدا از آنها نیست.»
منبع: فارس