وجود حدود ۶.۵ میلیون زن سرپرست خانوار در کشور | بانوان از بهزیستی چه خدماتی دریافت می‌کنند؟ شناسایی شیوع چشمگیر کمبود ویتامین D در میان مادران باردار نیشابور سهم زنان جهان از مشاغل پردرآمد چقدر است؟ چگونه با دختران با کرامت رفتار کنیم؟ طرز تهیه عدسی؛ یک شام مقوی، ساده و کم‌هزینه آغاز فصل جدید لیگ برتر فوتسال زنان از ۱۷ مهر ۱۴۰۵ نگاهی به چالش زایمان طبیعی و سزارین در کشور | کاهش ۱۰ برابری مرگ‌ومیر مادران یک دستاورد غیرقابل انکار است مرحله نهایی رقابت‌های انتخابی تیم ملی اسکواش بانوان برگزار شد | حضور باران محمدپور در ترکیب تیم ملی ارومیه؛ میزبان اولین رقابت روئینگ قهرمانی دختران جوان کشور تکرار افتخارآفرینی دختران بسکتبالیست خراسانی در لیگ ملت‌های آسیا | تیم ملی مدال برنز گرفت سهم ۳۶ درصدی زنان از  پست‌های مدیریتی خراسان رضوی آغاز سومین اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان در رده جوانان از امروز (دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵) ریشه بگو‌مگو‌های تمام‌نشدنی میان زوجین در زندگی مشترک‌شان چیست؟ سردرگمی مادران جوان در هدایت فضای مجازی برای بهبود در فرزندپروری | راهکار چیست؟ هوش مصنوعی و تحول دوگانه در بازار کار زنان ضمانت کمیته امداد کشور از وام‌های قرض‌الحسنه اشتغال زنان تحت پوشش این سازمان درباره کتاب تفریظ شده «من زنده‌ام» توسط رهبر شهید چه می‌دانید؟ طلاق؛ یکی از دلایل افزایش آمار زنان سرپرست خانوار در کشور تیم دختران ایران در المپیاد جهانی جغرافیا خوش درخشید آمادگی کامل تیم فوتبال خاتون بم برای حضور در لیگ قهرمانان زنان آسیا
سرخط خبرها
مادر علی انصاریان: با درگذشت فرزندم، دنیا برایم ایستاد

مادر علی انصاریان: با درگذشت فرزندم، دنیا برایم ایستاد

  • کد خبر: ۳۳۲۲۳۰
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۶
مادر علی انصاریان با حالتی بغض‌آلود درباره مرگ فرزندش صحبت می‌کند و می‌گوید: وقتی علی درگذشت، از نظر من دنیا برایم ایستاد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ ننه علی با اشاره به اینکه از همان زمانی که دختری نوجوان بودم، عاشق نام علی بودم، همیشه از خدا می‌خواستم روزی پسری به من بدهد تا نامش را علی بگذارم. این اسم برایم یک رویا بود، یک نذر ویژه. وقتی پسرم آمد، اصلاً تردید نکردم. باید علی می‌شد، باید نام علی را می‌گذاشتم و این کار را انجام دادم، بیان می‌کند: علی که به دنیا آمد، دل من شد خانه‌ی مهرش، پیش از او خدا دو فرزند به من داده بود، محمد و فاطمه. اما علی، علی، علی چیز دیگری برایم بود. هنوز نفس اولش را نکشیده بود که شده بود تمام دار و ندار من، یادم هست چهلم پدرم بود. خانه‌مان غرق در عطر فاتحه بود که علی به دنیا آمد. او را در آغوش می‌گرفتم و با او حرف می‌زدم، از دلتنگی‌هایم، از غربت بی‌پدری... گویی آمده بود که هم پدر باشد برای دلم، هم امید روز‌های آینده‌ام.

وی ادامه می‌دهد: عشقش فوتبال بود. اگر به او می‌گفتی بازی نکن، انگار جانش را گرفته‌ای. محله‌مان در خیابان عارف بود؛ همان‌جایی که علی پروین هم زندگی می‌کرد. خیلی فوتبالیست‌های دیگر در این محله بودند، همه بچه‌ها دوست داشتند فوتبالیست و مثل علی پروین شوند، علی هم یکی از آنها بود، از مدرسه که برمی‌گشت، با توپ پلاستیکی تا شب گل‌کوچک بازی می‌کردند، یادم می‌آید یک بار که بچه بود و بازی می‌کرد توپ به چشمانش برخورد کرد و او را به بیمارستان بردم.

مادر علی انصاریان با بیان اینکه با پای خودش رفت بیمارستان فرهیختگان رفت، رفت از ریه‌هایش عکس بگیرد، قرار بود ظهر برگردد تا با هم ناهار بخوریم، اما دیگه برنگشت. ریه‌اش درگیر شده بود. می‌خواست برگردد خانه، ولی دکتر‌ها نذاشتند. گفتند باید بستری شود. به من زنگ زد، گفت: مامان، بیمارستانم، دو روزه میام، چیز خاصی نیست. داروهات یادت نره بخوری، تاکید می‌کند: یهو حالش بدتر شد، رفت ICU. هر روز به بیمارستان می‌رفتم، اما فقط از پشت شیشه می‌دیدمش. هر روز صبح می‌رفتم، قرآن می‌خوندم، صدامو می‌شنید ولی نمی‌تونست حرف بزنه. با چشم‌هاش اشاره می‌کرد، اشک می‌ریخت. می‌گفت: «مامان دعا کن، برگردم خونه. خیلی امیدوار بود که به خونه بر می‌گردد، چند بار گفت مامان، خونه رو تمیز کن. دارم برمی‌گردم، بهمن ماه بود، هوا خیلی سرد بود، وقتی از بیمارستان بر می‌گشتم سرم می‌زد، ولی سمت من نمی‌اومد. می‌گفت: تو سنت بالاست، نباید مریض شوی. من در آن سرمای زمستان پشت بام و با خدا درد دل می‌کردم. زار زار گریه می‌کردم و می‌گفتم خدایا من علی‌ام را از تو می‌خوام.

منبع: ایرنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.