سلامت قلب مادر با خطر تاخیر رشد کودک در ارتباط است مشارکت اقتصادی زنان در چارچوب اصول کرامت انسانی است نگاهی به سهم زنان خانه‌دار در قوانین بیمه‌ای | نخستین گام در اصلاح سیاست‌های حمایتی چیست؟  ایرانی ها، وارث عادت‌های مادرانه خاطرات دختر شهید مدافع حرم میثم نجفی در کتاب «قصه‌ای برای حلما» کسب ۲ مدال نقره توسط تکواندوکاران دختر ایرانی در رقابت‌های بین‌المللی قزاقستان کاهش مشارکت اقتصادی زنان ایران از ۱۷ به ۱۲ درصد در یک سال تاب‌آوری در بزرگسالی، مهارتی که ریشه‌های آن از نخستین رابطه عاطفی با مادر شکل می‌گیرد درباره خطرات داروهای لاغری برای جنین چه می دانید؟ سیمین‌دخت وحیدی، شاعر انقلاب اسلامی درگذشت + علت فوت رقابت‌های FIP مالزی| تیم دختران پدل ایران حذف شدند این‌طور بچه‌ها را پای روضه بنشانید تا عاشق امام حسین(ع) شوند احتمال افزایش خطر اوتیسم با مصرف استامینوفن در دوران بارداری ثبت نرخ باروری کلی ۲.۸۵ فرزند در سیستان و بلوچستان در سال ۱۴۰۴| ۱۶.۷ درصد از والدین دارای تک‌فرزند هستند نائب قهرمانی تیم ملی دختران هاکی روی یخ کشورمان در  مسابقات جام آسیایی روسیه ابراز خرسندی رئیس کمیته ژیمناستیک هنری بانوان آسیا از حضور دختران ایرانی سه اولویت اصلی برای آینده زنان چیست؟| از مادری تا هوش مصنوعی؛ روایت چالش‌های زن امروز خانه‌داری| کدام وسایل آشپزخانه باید زود به زود عوض شوند؟ در آپارتمان چطور روضه خانگی برگزار کنیم؟ چالش‌های مادر و کودک در هیئت + راهکارها
سرخط خبرها
عشقی که با درد می‌جنگد

عشقی که با درد می‌جنگد

  • کد خبر: ۳۷۳۹۷۶
  • ۲۹ آبان ۱۴۰۴ - ۱۸:۳۳
روایت زندگی زنی که سال‌ها پرستار زخم‌های همسر جانبازش بوده است.

به گزارش شهرآرانیوز، هر خانه‌ای داستانی در دل خود دارد؛ قصه‌هایی که جایی آغاز می‌شوند، جایی به اوج می‌رسند و گاهی آرام می‌گیرند تا ساکنان خانه نفسی تازه کنند. داستان زندگی خانم و آقای جعفری نیز یکی از همین روایت‌هاست؛ روایتی که با جنگ و دفاع مقدس اوج می‌گیرد و با پرستاری‌ها و صبوری‌های مشترک ادامه می‌یابد؛ گاه سخت، گاه تلخ و البته گاهی شیرین.

ابوطالب جعفری از نسلی است که نوجوانی و جوانی‌اش با انقلاب و جنگ هم‌زمان شد. او نیز همچون بسیاری از هم‌سن‌وسالانش، با شنیدن پیام امام خمینی(ره)، بی‌درنگ راهی جبهه شد. خودش می‌گوید: «وظیفه ما این بود که به تبعیت از فرمان رهبری، به سوی جبهه‌ها بشتابیم و از مملکت دفاع کنیم.»

به‌محض بازشدن سر صحبت، چشمان او و همسرش سرخ می‌شوند؛ گواه زنده‌بودن خاطراتی که با وجود گذشت دهه‌ها، هنوز در دلشان جاری است. دلیل حضور ما در این خانه، گفت‌و‌گو با زنی است که سال‌هاست پرستاری از مردی جهادگر را برعهده دارد؛ زنی که از دوران مجردی، نیت کرده بود با یک جانباز ازدواج کند. زهراسادات حسینی می‌گوید: «از قبل در ذهنم بود که با یک جانباز ازدواج کنم. حتی تصمیم داشتم به بیمارستان بروم و خودم انتخاب کنم. درباره جانبازی، اسارت و شهادت فکر کرده بودم و همه سختی‌هایش را پذیرفته بودم.»

آن‌ها در سال ۱۳۶۴ ازدواج کردند، زمانی که تمام بدن آقای جعفری پر از ترکش بود. زهراخانم پای تصمیمش می‌ایستد و با مردی با جانبازی ۵۰ درصد ازدواج می‌کند؛ درصدی که فقط عدد نیست، بلکه نشانه‌ای از درد‌های عمیق و همیشگی است.

ترکش‌ها از پشت تا شکم و زانو‌های او را در بر گرفته‌اند. زهراخانم که در طول این سال‌ها رفیقی مهربان و همراه بوده است، کمتر از رنج‌های خودش می‌گوید؛ مبادا همسرش ناراحت شود. او آرام می‌گوید: «من گلایه‌ای ندارم. حتی اگر شدیدتر از این هم می‌شد، کنار او می‌ماندم. آقای جعفری عمل‌های زیادی داشته؛ از قلب باز گرفته تا چندین عمل برای خارج‌کردن ترکش‌ها. من از همسرم بدی ندیده‌ام. با وجود همه درد‌ها هیچ‌وقت بداخلاقی نمی‌کند؛ اما بعضی‌ها تا حرفی می‌زنیم، می‌گویند: خب، نمی‌خواستید بروید!»

زهراسادات ادامه می‌دهد: «خیلی از شب‌ها به علت درد ترکش‌ها خوابش نمی‌برد. زخم‌ها مدام از داخل سر باز می‌کنند و عفونت می‌کنند. من تا جایی که بتوانم، کنارش بیدار می‌مانم؛ اما حقیقتش فشار عصبی زیادی تحمل کرده‌ام و خودم هم دارو مصرف می‌کنم. با همه مشکلات، افتخار می‌کنم که در این زندگی قدم در راه خدا گذاشته‌ام. شاید بزرگ‌ترین افتخارم این باشد که پرستار همسرم هستم.»

با وجود همه سختی‌ها، عشق این دو نفر همچنان پابرجاست. کمتر از درد‌های جسمانی‌شان می‌گویند، اما زندگی‌شان برای بسیاری الگوی صبوری، وفاداری و عشق است؛ عشقی آزموده‌شده در میدان سختی و استقامت.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.