به گزارش شهرآرانیوز؛ سالها بود که روانشناسان از «تابآوری» بهعنوان توانایی انسان برای برخاستن پس از بحران یاد میکردند؛ اما امروز تحقیقات علوم اعصاب و روانشناسی رشد، تصویر دقیقتری ارائه میکنند: تابآوری ویژگیای نیست که کودک در مدرسه یا نوجوانی ناگهان به دست آورد، بلکه ریشههای آن از نخستین رابطه عاطفی او با مادر شکل میگیرد.
یکی از بزرگترین متاآنالیزهای سال ۲۰۲۴ که در مجله Psychological Bulletin منتشر شد، دادههای ۲۲ هزار و ۹۱۴ کودک و والد را بررسی کرد. نتیجه روشن بود:هرچه مادر نسبت به نیازهای کودک حساستر، پاسخگوتر و از نظر عاطفی دردسترستر باشد، احتمال شکلگیری «دلبستگی ایمن» بیشتر میشود؛ و همین دلبستگی ایمن، زیربنای بسیاری از تواناییهای بعدی کودک از جمله تنظیم هیجان، مقابله با استرس، اعتمادبهنفس و تابآوری است.
این پژوهش نشان داد حساسیت مادر نهتنها احتمال دلبستگی ایمن را افزایش میدهد، بلکه خطر شکلگیری الگوهای دلبستگی ناایمن و آشفته را نیز کاهش میدهد.
دلبستگی ایمن نخستین واکسن روانی کودک در مقاله دیگری که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، پژوهشگران با بررسی مطالعات انجامشده در شش پایگاه علمی معتبر جهان به این نتیجه رسیدند که تقریباً در تمام پژوهشهای باکیفیت، رابطه مثبت و معناداری میان «حساسیت مادر» و «دلبستگی ایمن» مشاهده شده است.
به بیان سادهتر، کودک زمانی که بارها تجربه میکند: مادرم صدای گریه مرا میشنود، نیاز مرا تشخیص میدهد، مرا آرام میکند، هنگام ترس کنار من میماند، مغز او جهان را «امن» ارزیابی میکند؛ و همین احساس امنیت، بعدها به توانایی تحمل فشارها، شکستها و بحرانهای زندگی تبدیل میشود.
علوم اعصاب امروز نشان میدهد رابطه عاطفی مادر و نوزاد صرفاً یک تجربه احساسی نیست. تماس پوستی، آغوش، نگاه، لبخند، صدای آرام مادر و شیردهی، همگی باعث ترشح هورمونهایی مانند اکسیتوسین میشوند؛ هورمونی که نقش مهمی در کاهش استرس، تقویت پیوند عاطفی و رشد سالم شبکههای عصبی مغز دارد.
مقاله منتشرشده در سال ۲۰۲۴ درباره «دوره حساس مادری» نشان میدهد تماس زودهنگام مادر و نوزاد، علاوه بر تقویت پیوند عاطفی، آثار بلندمدتی بر سلامت هیجانی و اجتماعی کودک بر جای میگذارد. تابآوری، قبل از آنکه مهارت باشد، تجربه استیکی از یافتههای مشترک مطالعات جدید این است که تابآوری فقط حاصل آموزش مهارتهای زندگی نیست.
کودکی که در سالهای نخست زندگی بارها تجربه کرده است:هنگام ترس تنها نمیماند، هیجانهایش دیده میشود، احساساتش اعتبار دارد، کسی هست که به او پناه ببرد، در واقع نوعی «حافظه زیستی امنیت» در مغز خود ایجاد میکند. همین حافظه است که بعدها هنگام بحرانها فعال میشود و احتمال فروپاشی روانی را کاهش میدهد.
نکته جالب پژوهشهای جدید این است که هیچکدام از آنها از «مادر کامل» سخن نمیگویند. مفهومی که بیش از همه تکرار میشود Maternal Sensitivity یا «حساسیت مادری» است. یعنی مادری که: علائم کودک را متوجه میشود، آنها را درست تفسیر میکند، در زمان مناسب پاسخ میدهد، از نظر هیجانی در دسترس است. پژوهشگران تأکید میکنند که همین ویژگی، مهمترین عامل شکلدهنده دلبستگی ایمن است؛ نه ثروت خانواده، نه اسباببازیهای گرانقیمت و نه برنامههای آموزشی پیچیده.
خبر امیدوارکننده تحقیقات جدید این است که پاسخ منفی است. مطالعات نشان میدهد حتی اگر مادر درگذشته تجربههای سخت یا آسیبزا داشته باشد، کیفیت تعامل فعلی او با کودک میتواند اثر آن آسیبها را تا حد زیادی تعدیل کند. در مقابل، استرس مزمن، فرسودگی روانی و اختلال در تنظیم هیجان مادر میتواند حساسیت او نسبت به کودک را کاهش دهد؛ موضوعی که اهمیت حمایت از سلامت روان مادران را دوچندان میکند.
اگر تابآوری جامعه از خانواده آغاز میشود، نقطه شروع آن نیز مادر است.
سرمایهگذاری بر سلامت روان مادران، حمایت از دوران بارداری، مرخصی زایمان، آموزش والدگری، تقویت شیردهی و فرصت کافی برای شکلگیری رابطه عاطفی مادر و نوزاد، صرفاً سیاستهای حمایتی نیستند؛ بلکه سرمایهگذاری مستقیم بر تابآوری نسل آیندهاند.
به بیان دیگر، جامعهای که میخواهد در برابر بحرانهای اقتصادی، اجتماعی یا حتی جنگ مقاوم باشد، باید نخست از نخستین رابطه عاطفی هر انسان محافظت کند؛ همان رابطهای که در آغوش مادر شکل میگیرد.
شاید مهمترین دستاورد این پژوهشها، فقط شناخت سازوکار شکلگیری تابآوری نباشد؛ بلکه یادآوری مسئولیتی باشد که هر یک از ما در قبال «مادری» بر عهده داریم. اگر دختری امروز این گزارش را میخواند، شاید بهترین نتیجه آن باشد که بداند مادری، تنها یک نقش اجتماعی یا یک اتفاق طبیعی در مسیر زندگی نیست؛ بلکه فرصتی است برای ساختن زیربنای روانی نسلی که قرار است فردای جامعه را بسازد. آمادگی برای مادری، پیش از آنکه به مراقبت از نوزاد مربوط باشد، به رشد عاطفی، آرامش روانی، شناخت کودک و ساختن ظرفیتی در خود زن بازمیگردد؛ ظرفیتی که تحقیقات امروز آن را یکی از مؤثرترین عوامل شکلگیری تابآوری در نسل آینده میدانند؛ و اگر خواننده این گزارش یک پسر یا مرد باشد، شاید لازم باشد نگاهش به مادری تغییر کند.
مادری فقط مسئولیت یک زن نیست؛ بلکه مسئولیتی است که خانواده و جامعه باید از آن پشتیبانی کنند. همسر، پدر، برادر، مدیر، سیاستگذار و حتی همکار یک مادر، هر کدام میتوانند با احترامگذاشتن به نیازهای دوران مادری، کاستن از فشارهای غیرضروری، همراهی عاطفی و فراهمکردن محیطی امن، در پرورش نسلی تابآور سهیم باشند.
شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، تابآوری یک جامعه نه از کلاسهای مهارتآموزی، بلکه از خانههایی آغاز میشود که در آنها مادری فرصت دارد با آرامش، امنیت و حمایت، نخستین درسهای زندگی را به فرزندش بیاموزد. اگر میخواهیم نسل آینده در برابر بحرانها مقاومتر باشد، باید از امروز برای حفظ شأن، آرامش و توان مادری سرمایهگذاری کنیم؛ زیرا آینده یک جامعه، پیش از آنکه در مدرسه، دانشگاه یا محیط کار ساخته شود، در آغوش مادری شکل میگیرد که فرصت مادریکردن را از او دریغ نکردهایم.
منبع: فارس