همسر شهیدجمهور: خانواده ایرانی مستحکم‌ترین سد در برابر تهاجم فرهنگی و فمنیستی است روایت شهادت دلخراش خانم معلم مدرسه میناب حین نجات دانش‌آموزان + فیلم و عکس معجزه بازی‌های کثیف و رشد مغزی نوزاد آماده باش بانوان تهرانی برای مراسم تشییع پیکر «رهبر شهید» زندگی فرزندتان را با حمایت افراطی و نجات‌گری دائمی خراب نکنید راهکارهای کنترل رفتارهای حرکتی کودک در هیئت‌های عزاداری چرا از زنده‌یاد وحیدی به عنوان «غزل‌بانوی شعر انقلاب» یاد می‌کنند؟ سلامت قلب مادر با خطر تاخیر رشد کودک در ارتباط است مشارکت اقتصادی زنان در چارچوب اصول کرامت انسانی است نگاهی به سهم زنان خانه‌دار در قوانین بیمه‌ای | نخستین گام در اصلاح سیاست‌های حمایتی چیست؟  ایرانی ها، وارث عادت‌های مادرانه خاطرات دختر شهید مدافع حرم میثم نجفی در کتاب «قصه‌ای برای حلما» کسب ۲ مدال نقره توسط تکواندوکاران دختر ایرانی در رقابت‌های بین‌المللی قزاقستان کاهش مشارکت اقتصادی زنان ایران از ۱۷ به ۱۲ درصد در یک سال تاب‌آوری در بزرگسالی، مهارتی که ریشه‌های آن از نخستین رابطه عاطفی با مادر شکل می‌گیرد درباره خطرات داروهای لاغری برای جنین چه می دانید؟ سیمین‌دخت وحیدی، شاعر انقلاب اسلامی درگذشت + علت فوت رقابت‌های FIP مالزی| تیم دختران پدل ایران حذف شدند این‌طور بچه‌ها را پای روضه بنشانید تا عاشق امام حسین(ع) شوند
سرخط خبرها
بِلاگری یا بَلاگری؟ زندگی در قاب فالوئر‌ها

بِلاگری یا بَلاگری؟ زندگی در قاب فالوئر‌ها

  • کد خبر: ۳۷۹۴۰۴
  • ۲۶ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۹
بلاگری برای بعضی شغل است و برای بعضی دردسر؛ مسیری که از تولیدمحتوا شروع می‌شود و گاهی به ازدست‌رفتن حریم خصوصی، روابط خانوادگی و امنیت شغلی می‌رسد. این گزارش نگاهی دارد به تجربه بلاگر‌هایی که زندگی‌شان میان دیده‌شدن و قضاوت‌شدن معلق مانده است.

به گزارش شهرآرانیوز، با یک گشت‌وگذار ساده در فضای مجازی می‌توان آن‌ها را پیدا کرد؛ بلاگرهایی که نه الزاماً متخصص‌اند و نه چهره‌های شناخته‌شده هنری، اما مخاطبان پرشماری دارند. حضورشان تنها به صفحه‌های مجازی محدود نمی‌شود؛ از افتتاحیه فروشگاه‌ها و مراسم مختلف گرفته تا رویدادهای رسمی، ردپای آن‌ها دیده می‌شود؛ شهرتی که باعث شده هر روز بر تعدادشان افزوده شود و مخاطبان اصلی‌ اغلب آن‌ها را زنان تشکیل دهند.

کار ما هم سخت است

م. نعیمی:

هر کاری سختی‌های خودش را دارد. تصور نکنید بلاگرها فقط در کافه‌ها یا مهمانی‌ها وقت می‌گذرانند. مگر یک شهر چند کافه دارد یا چند بار در ماه آدم دعوت می‌شود؟ برای جبران این کمبود، خود بلاگرها معمولاً دورهمی برنامه‌ریزی می‌کنند، اما این جمع‌ها هم قاعده و حساب‌وکتاب خودش را دارد.

از طرفی هزینه‌ها کم نیست؛ لباس، کیف و کفش، آرایش و ظاهر، همه خرج دارد. تازه ظاهر فقط بخشی از ماجراست. محتوا باید خلاقانه باشد تا دیده شود. خیلی‌ها عکاس حرفه‌ای دارند، اما من با گوشی کار می‌کنم. هرچند بهترین مدل باشد، باز هم کیفیت کار با کسی که تیم دارد، فرق می‌کند.

بیست‌وچهارساعته سر کاریم

ی. جلالی:

بلاگری کار ساده‌ای نیست. دیده شدن، لایک گرفتن و بازدید بالا مهارت می‌خواهد. من برای این کار آموزش دیده‌ام، دوره رفته‌ام و مطالعه کرده‌ام.

مردم از درآمد بلاگرها حرف می‌زنند، اما توجه نمی‌کنند که این شغل ساعت کاری ندارد؛ همیشه درگیر است و امنیت شغلی هم ندارد. نه بیمه‌ای هست، نه بازنشستگی. یک گزارش، یک شکایت یا حتی هک شدن صفحه می‌تواند همه چیز را از بین ببرد. شروع دوباره هم کار آسانی نیست.

کتری آشپزخانه‌ات چند میلیون است؟!

ع. نظری:

محتوایی که منتشر می‌کنم واقعی است. از خانه و زندگی خودم فیلم می‌گیرم. بعضی‌ها ممکن است لباس یا وسایلشان نمایشی باشد، اما من ترجیح می‌دهم همان چیزی را نشان بدهم که دارم.

البته همیشه هم واکنش‌ها مثبت نیست. گاهی می‌پرسند وقتی مردم مشکل دارند، نمایش این سبک زندگی چه فایده‌ای دارد؟ من جواب نمی‌دهم. هرکسی انتخاب خودش را دارد. شاید دیدن چند دقیقه زیبایی، برای بعضی‌ها آرامش‌بخش باشد.

مشاوره مجانی مگر بد است؟!

ر. نیکی:

من زندگی خصوصی‌ام را خیلی محدود نشان می‌دهم. همسرم هم جلوی دوربین نمی‌آید، اما در همه کارها همراهم است.

در کنار محتوا، مشاوره خرید هم می‌دهم؛ بدون هزینه. خیلی‌ها سؤال می‌پرسند و راهنمایی می‌خواهند. شاید برای بعضی‌ها دیدن جاهایی که امکان رفتنش را ندارند، فقط از پشت صفحه، خودش تجربه‌ای متفاوت باشد.

من بلاگر طلاق هستم

ش. عباسی:

صفحه‌ام از روزمرگی شروع شد، اما کم‌کم مسائل شخصی‌ام وارد آن شد. بدون برنامه‌ریزی. یک روز دیدم درباره همه چیز با مخاطبانم حرف می‌زنم؛ از دعواها تا مراجعه به دادگاه.

در دوره‌ای که می‌گذراندم، این ارتباط کمکم کرد دوام بیاورم. بعضی‌ها قضاوت می‌کنند، اما دنبال کردن یک صفحه انتخاب خود آدم‌هاست.

سر پنج ماه کارمان به دادگاه کشید

ن. حجتی:

آشنایی ما از فضای مجازی شروع شد و خیلی زود به ازدواج رسید. مراسم‌ها و جزئیات زندگی مشترک، محتوای صفحه‌ام شد و مخاطبان بیشتر شدند.

اما بعد از شروع زندگی مشترک، اختلاف‌ها جدی شد. همسرم دیگر با انتشار جزئیات زندگی موافق نبود، در حالی که من درآمدم به صفحه‌ام وابسته بود. همین اختلاف، کار را به دادگاه کشاند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.