حرف‌های شنیده نشده مهتاج نجومی، بازیگر پرکار دهه ۸۰ سینما و تلویزیون تصویب مصوبه‌ای جدید در بنیاد ملی علم ایران از زنان و مادران پژوهشگر + جزییات چگونه یک «ممنونم» ساده، حال زندگی مشترک را تغییر می‌دهد؟ عزاداری زنان بنی‌اسد، آیینی سنتی در کربلا ارتباط میان افزایش کیفیت خواب نوزاد به تغذیه با شیر مادر مشخص شد خارج کردن یک توده ۴ کیلویی مشکوک از شکم یک بانوی ۴۶ ساله بابلی رمزگشایی پلیس آگاهی از یک پرونده جنایی: زن ۳۰ ساله با وعده ازدواج ربوده شد|۲ ماه آزار و اذیت پشت الوارها! روایتگری حماسی بانوان رسانه‌ای مشهد در ۱۱۰ شب پرچمداری سرنوشت نماینده فوتبال زنان ایران برای حضور در لیگ آسیا چه می‌شود؟ درخشش ملی پوش خراسانی در انتخابی تیم ملی تنیس روی میز بانوان «عاشورا»؛ قطب نمای الگوی سوم زن مسلمان دعوت از ستاره مشهدی برای حضور در مرحله جدید اردوی آماده سازی تیم ملی هندبال بانوان همسر شهیدجمهور: خانواده ایرانی مستحکم‌ترین سد در برابر تهاجم فرهنگی و فمنیستی است روایت شهادت دلخراش خانم معلم مدرسه میناب حین نجات دانش‌آموزان + فیلم و عکس معجزه بازی‌های کثیف و رشد مغزی نوزاد آماده باش بانوان تهرانی برای مراسم تشییع پیکر «رهبر شهید» زندگی فرزندتان را با حمایت افراطی و نجات‌گری دائمی خراب نکنید راهکارهای کنترل رفتارهای حرکتی کودک در هیئت‌های عزاداری چرا از زنده‌یاد وحیدی به عنوان «غزل‌بانوی شعر انقلاب» یاد می‌کنند؟ سلامت قلب مادر با خطر تاخیر رشد کودک در ارتباط است
سرخط خبرها
از مشقِ مادرانگی تا محافظِ مامِ وطن

از مشقِ مادرانگی تا محافظِ مامِ وطن

  • کد خبر: ۴۰۱۷۶۸
  • ۰۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
  • ۲
یکی از همین شب‌ها که پرچم در دستم بود، نگاهم از جمعیت فراتر رفت و به زنانِ اطرافم گره خورد. چقدر پرچم‌داریِ زنانِ ما متفاوت است!

ملیکا محمودی حسین آباد، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات زنان| شهرآرانیوز؛ یکی از همین شب‌ها که پرچم در دستم بود، نگاهم از جمعیت فراتر رفت و به زنانِ اطرافم گره خورد. چقدر پرچم‌داریِ زنانِ ما متفاوت است!

پرده اول: مشقِ مادرانگی

بچه که بودم، مثل خیلی از دختر‌ها سرگرمی محبوبم عروسک‌بازی بود. به محض اینکه چشم باز می‌کردم، اولین کارم این بود که «صورتی»، «زی‌زی‌گولو»، «خرس پاندا» و «مریم‌گلی» را به جای خواهر و برادر‌های نداشته‌ام بیدار کنم. پیش از هر چیز، برایشان در ظروف پلاستیکی صورتی‌ام صبحانه می‌چیدم.

عصر‌ها یکی‌یکی راه می‌بردمشان یا روی پا می‌گذاشتم تا چرتی بزنند. انگار تمامِ مهارت مادرانگی‌ام را در بستنِ زورکیِ چشم‌هایشان خلاصه کرده بودم تا با خیال راحت به نقاشی‌هایم برسم. آن روز‌ها نمی‌دانستم که دارم مشقِ عشق می‌نویسم؛ مشقِ مادرانگی.

پرده دوم: امانتِ عزیز

حالا پرچمی دارم؛ یک‌متری، از جنس ساتنِ براق، با دسته‌ای چوبی. در حاشیه‌اش تصویر دو امامِ حاضر و شهید نقش بسته است؛ آن‌قدر مراقبم که هرگاه تکانش می‌دهم، صورتِ پرصلابتشان تمامِ قد جلوه‌گری کند.

هر شب پیش از آنکه راهیِ تجمع شویم، اول از همه پرچم را چک می‌کنم و با احترام دمِ دست می‌گذارم. در خیابان محکم در آغوش می‌فشارمش؛ آن‌قدر مراقبم که به زمین نیفتد، که مبادا رنگ‌های سبز و قرمزِ پرشکوهش با غبارِ خیابان آلوده شود. هر چند شب در میان هم آب‌کشی‌اش می‌کنم؛ به قول مادربزرگ، مبادا غبارِ دوده و خیابان به جانِ پارچه بنشیند و «چرک‌مُرد» شود. این پرچم، عزیزترینِ من است.

پرده سوم: محافظِ مامِ وطن

یکی از همین شب‌ها که پرچم در دستم بود، نگاهم از جمعیت فراتر رفت و به زنانِ اطرافم گره خورد. چقدر پرچم‌داریِ زنانِ ما متفاوت است!

زنان در هر سنی از مادربزرگ‌ها تا زنان جوان؛ انگار ایرانِ کوچکی را در دستانشان گرفته‌اند و شبانه روی دست تاب می‌دهند؛ درست همان‌طور که کودکانِ عزیزتر از جانشان را در آغوش می‌فشارند و آرام در گوششان لالایی می‌خوانند ومی‌گویند: «مامان‌جان، جات امنه...»

ما زنان، هر شب «ایرانِ» کوچولو مان را توی دستمان را محکم‌تر از قبل بغل می‌کنیم و به او می‌گوییم: «ایران عزیز‌تر از جان، راحت بخواب. ما بیداریم.»

این شب‌ها، زنانِ سرزمینم آمده‌اند تا محافظِ «مامِ وطن» باشند. ما همگی تا صبح بر سرِ بالینت بیداریم؛ مراقبت، راحتی و آرامشت با ما. راحت بخواب ایرانِ عزیز، ما بیداریم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۴
0
1
عالی بود
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۹
0
0
چه قلم زیبایی