علیرضا وکیلی| شهرآرانیوز؛ بعضی دردها را نمیشود برای همه تعریف کرد؛ نه به این خاطر که کسی وقت شنیدن ندارد، بلکه، چون میترسیم قضاوت شویم، تحقیر شویم یا اصلا درک نشویم. نتیجه این میشود که غصهها در دل میمانند، ذهن مدام آنها را مرور میکند و آرامآرام اضطراب، ناامیدی و احساس تنهایی جای آرامش را میگیرد. بسیاری از تصمیمهای اشتباه، دعواهای خانوادگی و حتی فرسودگیهای روحی، از همینجا آغاز میشود؛ از دلی که هیچ پناهی برای گفتن دردهایش، پیدا نکرده است.
قرآن کریم برای چنین لحظهای، راهی متفاوت پیشپای انسان میگذارد. حضرت یعقوب (ع)، وقتی سالها دوری فرزندش را تحمل کرد، قبل از شکایت به مردم، رو به خدا کرد و گفت: «إِنَّمَا أَشْکُو بَثِّی وَحُزْنِی إِلَى اللَّهِ: من اندوه و غصهام را فقط با خدا درمیان میگذارم.» (یوسف/۸۶) این جمله، فقط یک دعا نیست، بلکه یک شیوه زندگی است. یعنی قبل از آنکه بار دلت را بر دوش آدمهایی بگذاری که شاید نتوانند کمکی بکنند، آن را با کسی درمیان بگذار که هم تو را میشناسد، هم ظرفیت شنیدن همه حرفهایت را دارد و هم میتواند مسیر پیشرویت را روشنتر کند.
جالب است که روانشناسی نیز میگوید وقتی انسان احساساتش را بیان میکند، شدت اضطراب و نشخوار ذهنی او کاهش مییابد. اما مناجات یک قدم از اینهم جلوتر است. تو فقط دردت را تخلیه نمیکنی، بلکه آن را به کسی میسپاری که امید را در دلت زنده میکند؛ به همین دلیل، دعا قرار نیست جای فکر کردن، مشورت گرفتن یا تلاش کردن را بگیرد؛ دعا، دل آشفته را آرام میکند تا انسان بتواند عاقلانه تصمیم بگیرد.
اگر این روزها احساس میکنید از درون خسته شدهاید، لازم نیست دنبال واژههای خاص بگردید. پنج دقیقه در سکوت بنشینید و با زبان خودتان با خدا حرف بزنید. لازم نیست اول خواستههایتان را بگویید؛ از حال دلتان بگویید: «خدایا، خستهام... نگرانم... نمیدانم چه کنم.» این گفتوگو، احساس تنهایی را میشکند. بعد از مناجات، فقط یک سؤال از خودتان بپرسید: «امروز کوچکترین قدمی که میتوانم برای حل این مشکل بردارم، چیست؟» شاید راهحل، یک تماس، یک عذرخواهی، یک مشورت یا حتی مراجعه به یک مشاور متخصص باشد. مناجات، جای حرکت را نمیگیرد، اما جهت حرکت را عوض میکند. گاهی بزرگترین اجابت دعا، این نیست که همه مشکلات از بین بروند، بلکه این است که خدا دل شکسته ما را آنقدر آرام کند که دوباره توان برخاستن و ادامه دادن را پیدا کنیم.