خلع سلاح وام در بازار مسکن زمان دقیق خرید با کالابرگ الکترونیک اعلام شد افت شدید قیمت طلا | قیمت طلا ۲۴ عیار امروز (۱۵ فروردین ماه ۱۴۰۴) افزایش ۳۵ درصدی صادرات محصولات کشاورزی ایران قطعی آب شرب یزد برطرف شد | تعرض به خط لوله انتقال آب در مجلس بررسی می‌شود گام‌های وزارت نیرو برای مهار مصرف برق در سال جدید ساعت کاری بانک‌ها در سال ۱۴۰۴ اعلام شد افزایش پلکانی تعرفه برق در سال ۱۴۰۴ زمان ثبت‌نام وام ۵۰ میلیون تومانی بازنشستگان کشوری در سال ۱۴۰۴ اعلام شد + جزئیات قیمت امروز طلا در مشهد (۱۴ فروردین ۱۴۰۴) مصرف بیش از ۱۵۰ میلیون لیتر بنزین در روز ۱۲ فروردین ۱۴۰۴ وضعیت آب در مشهد، بحرانی‌تر از همیشه | جیره‌بندی آب در شهر، غیرقابل پیش‌بینی است قیمت امروز دلار، طلا، سکه و ارز دیجیتال (۱۴ فروردین ۱۴۰۴) | دلار ۱۰۳ هزار تومان منع قانونی برای افزایش ۲ بار در سال حقوق‌ها برای کارگران وجود ندارد پس لرزه‌های وضع تعرفه‌های جدید آمریکا علیه کشورهای جهان | ریزش ارزش دارایی‌های بزرگ قیمت امروز میوه در مشهد چقدر است؟ (۱۴ فروردین ۱۴۰۴) ساعت کاری واحد‌های صنفی طلافروشی در مشهد تغییر کرد سقوط ۱۱۶ میلیارد دلاری ثروت ایلان ماسک + علت سقوط بازار سهام آمریکا در آستانه آغاز جنگ تعرفه‌ای ترامپ سازمان هواپیمایی مجوز شرکت مسافرتی گران‌فروش را تعلیق کرد عضو هیئت‌رئیسه مجلس: ۴۰ درصد افزایش مصرف سوخت ناشی از فرسودگی خودرو‌های داخلی است بانک‌ها روز پنج‌شنبه (۱۴ فروردین ۱۴۰۴) فعال‌اند اعلام ساعت کاری ادارات از ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ قیمت سکه از ۱۰۲ میلیون تومان عبور کرد (۱۲ فروردین ۱۴۰۴) افزایش مصرف بنزین در کشور | آیا بنزین گران می‌شود؟ مشهد، دومین مصرف‌کننده سوخت هوایی در کشور | افزایش جایگاه‌های عرضه سوخت در مشهد افزایش مصرف بنزین کشور به ۱۴۴ میلیون لیتر در نوروز ۱۴۰۴ بورس در آخرین روز کاری در تعطیلات نوروزی گل کاشت | رشد بیش از ۳۲ هزار واحدی شاخص کل (۱۰ فروردین ۱۴۰۴) حداقل حقوق کارمندان در سال ۱۴۰۴ مشخص شد
سرخط خبرها

وقتی اسکناس، برای خرید لباس نیست

  • کد خبر: ۱۵۳۲۳۳
  • ۱۳ اسفند ۱۴۰۱ - ۱۴:۱۸
وقتی اسکناس، برای خرید لباس نیست
امروز که از جلو یک مغازه پوشاک رد شدم چشمم به مانکن پلاستیکی افتاد که لباس‌های قشنگی تنش بود.
مهدی محمدی
خبرنگار مهدی محمدی

امروز که از جلو یک مغازه پوشاک رد شدم چشمم به مانکن پلاستیکی افتاد که لباس‌های قشنگی تنش بود. ایستادم و نگاهش کردم. گفتم: خوش به حالت که لباس‌های به این شیکی تنت هست! برخلاف انتظارم مانکن شروع به سخن گفتن کرد و پرسید «چیه؟ از لباس هام خوشت اومد؟»

گفتم: آره، خیلی. هم این تی شرتی که تنت هست قشنگه، هم این شلوار. مانکن گفت: «خوب بیا، همین‌ها که من پوشیدم را بخر. اینجا پر از لباس‌های نو و قشنگ است تو این‌ها را بخر و ببر. فکر کنم اندازه ات باشد. آقای مغازه دار یک چیز دیگری تنم می‌کند.»

گفتم: اتفاقا لباس هام این قدر کهنه هستند که حتی به درد دستمال هم نمی‌خورند. دوست دارم همین لباس‌هایی که تن تو هست تن من باشد، ولی پولش رو ندارم. می‌دونی چیه؟ دوست داشتم جای تو باشم! مانکن خندید و گفت: «جای من! نه! اصلا فکر خوبی نیست. باید تمام بیست وچهار ساعت یک جا ایستاده باشی.» گفتم: کاش آن تی شرتم را مامانم تبدیل به دستمال نمی‌کرد

«حتما یکی دو سالی پوشیده بودی دیگه»

هفت هشت سال پوشیده بودمش.

«پس زمان دستمال شدنش رسیده بود دیگه.».

ولی هنوز می‌شد پوشیدش.

اون تیشرت الان بخشی از وجودش تبدیل به دستگیره قابلمه شده، بخش دیگری از وجودش تبدیل به دستمال تمیز کردن شیشه‌ها شده و یک قسمتش هم.

«حالا این طور بغض نکن. یک طوری داری درباره تکه تکه شدن تی شرتت حرفی می‌زنی، انگار وجود خودت رو تکه پاره کردن. اصلا فکر کنم با این وضعیت روحی که داری از اینجا بری بهتره تا به بعضی چیز‌ها فکر نکنی.»

نفس عمیقی کشیدم و از همان پشت شیشه به علامت خداحافظی برای مانکن دست تکان دادم و داشتم دور می‌شدم که صدایی از پشت سرم شنیدم. می‌گفت: «این آقای جلوی مونو ببین زن! ما پول نداریم بیایم یه دست لباس بخریم، بعد بعضی‌ها مثل این جلویی با پولشان از این لباس‌های جدید مد شده تنگ و کوتاه و پاره و پوره می‌خرند و آن قدر هم شیشه و کوکائین می‌کشند که به خاطر اثرات مخربش برای مانکن‌های پلاستیکی دست تکون می‌دن!»

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->