تصادف در تعطیلات عید فطر در افغانستان ۳۰ کشته و ۱۵۵ زخمی برجای گذاشت سقوط سه پله‌ای فوتسال افغانستان در جدیدترین رده‌بندی فیفا آمریکا: برنامه‌ای برای بازگشایی سفارت در کابل نداریم گفت‌وگوی بهرامی با مقام طالبان درباره مهاجران افغانستانی در ایران قیمت افغانی به تومان و دلار (شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۴) نتیجه بازی تیم‌های ملی فوتبال افغانستان و یمن (۱۵ فروردین ۱۴۰۴) سفر مدیرکل آسیای جنوبی وزارت خارجه به کابل | آب و مهاجران محور گفت‌و‌گو‌ها فوتسالیست افغانستانی بهترین بازیکن جام رمضان فوتسال مشهد شد تاریخ و ساعت بازی تیم‌های ملی فوتبال زیر ۱۷ سال افغانستان و یمن برنامه بازی‌های تیم ملی فوتسال افغانستان در تورنمنت مراکش قیمت افغانی به تومان و دلار (پنجشنبه، ۱۴ فروردین ۱۴۰۴) ویدئو | نماز عید سعید فطر مهاجران افغانستانی در محله گلشهر مشهد ویدئو | دلیل اختلاف افکنی میان مردم ایران و افغانستان از زبان محمدکاظم کاظمی دادگاه عالی طالبان فردا یکشنبه (۱۰ فروردین ۱۴۰۴) را عید فطر اعلام کرد پژمان‌فر: تشکیل سازمان ملی مهاجرت گامی مؤثر درراستای مدیریت هوشمند مهاجران خارجی است سازمان ملل: محرومیت دختران از تحصیل افغانستان را منزوی‌تر می‌کند عفو بین‌الملل از پاکستان خواست اخراج مهاجران افغانستانی را متوقف کند عراقچی از طرح مشترک ایران و طالبان برای بازگشت مهاجران افغانستانی خبرداد قیمت افغانی به تومان و دلار (سه‌شنبه، ۵ فروردین ۱۴۰۴) قیمت افغانی به تومان و دلار (سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۳) ساعت کاری سفارت و کنسولگری افغانستان در تهران و مشهد در نوروز ۱۴۰۴
سرخط خبرها

شعری از محمدکاظم کاظمی برای کارگران افغانستان + ویدئو

  • کد خبر: ۱۶۱۸۱۱
  • ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۱۳:۰۹
شعری از محمدکاظم کاظمی برای کارگران افغانستان + ویدئو
محمدکاظم کاظمی سال ۱۳۷۷ شعری را برای کارگران افغانستانی سروده است که تاکنون هم به خوبی شرایط آن‌ها را بیان می‌کند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ محمدکاظم کاظمی در غزلی شرایط کارگران هم وطنش را اینگونه شرح می‌دهد:

دیدمت صبحدم در آخر صف‌، کولۀ سرنوشت در دستت‌
کوله‌باری که بود از آن پدر، و پدر رفت و هِشت‌، در دستت‌

گرچه با آسمان در افتادی تا که طرحی دگر دراندازی‌
باز این فالگیر آبله‌رو طالعت را نوشت در دستت‌

بس که با سنگ و گچ عجین گشته‌، تکه‌چوبی در آستین گشته‌
بس که با خاک و گِل به‌سر برده‌، می‌توان سبزه کشت در دستت‌

شب می‌افتد و می‌رسی از راه با غروری نگفتنی در چشم‌
یک سبد نان تازه در بغلت و کلید بهشت در دستت‌

کاش می‌شد ببینمت روزی پشتِ میزی که از پدر نرسید
و کتابی که کس نگفته در آن قصّۀ سنگ و خشت‌، در دستت‌

بازی‌ات را کسی به‌هم نزند، دفترت را کسی قلم نزند
و تو با اختیار خط بکشی‌، خطّ یک سرنوشت‌، در دستت‌

اینجا ببینید:

منبع ویدئو: آرامدیا
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->