فیلم ماینکرفت در افتتاحیه اکران رکورد زد روسفید از سیاه بازی‌های زمانه | یادی از نعمت‌الله گرجی، بازیگر تئاتر و سینما و تلویزیون داریوش خنجی؛ فیلمبردار مطرح ایرانی در راه جشنواره کن ماجرای تمسخر ایلان ماسک و ترامپ توسط «مایک مایرز» کمدین مشهور ماجرای قتل متیو پری، بازیگر سریال فرندز، توسط یک پزشک آموزش داستان نویسی | تداوم حافظه (بخش چهارم) تلخ و شیرین های هنری شهر | نگاهی گذرا به اتفاقات و رویداد های مهم هنری مشهد در سالی که گذشت نمایش چهار اثر از کانون پرورش فکری کودکان در کرواسی شعر، دورچین برنامه‌های تلویزیون نیست | درباره «سرزمین شعر» که فصل چهارم آن به تازگی پایان یافته است مهلت ارسال آثار به جشنواره فیلم ۱۰۰ تمدید شد برگزاری بزرگداشت نظامی در مزارشریف «مجتبی خان‌قیطاقی» معاون هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی شد فیلم زن و بچه سعید روستایی در راه جشنواره کن رقابت انیمیشن ایرانی آتل در هند جولیا رابرتز استاد دانشگاه شد آلفونسو کوارون کارگردان فیلم جیمز باند می‌شود
سرخط خبرها

امان از عشقی که وفا ندارد

  • کد خبر: ۱۷۲۷۶۲
  • ۱۴ تير ۱۴۰۲ - ۱۶:۱۸
امان از عشقی که وفا ندارد
برای خان محمد آدینه پور، استاد فقید موسیقی مقامی که با اشک‌ها و آرزوهایش اسیر خاک شد
ضحی زردکانلو
خبرنگار ضحی زردکانلو

امروز میراث «خانلق» یک قوشمه با قدمت بیش از دویست سال است که بی صاحب شده است. پس از رستم و پسرش، خان محمد که چهار روز پیش در هفتادو هفت سالگی از دنیا رفت، کسی نیست این میراث را به دوش بکشد و نوای «طرقه» و «هرای» و «لو» را یک نفس بدمد در قوش نی.

خان محمد آدینه پور پسرکی کوچک بود که از روستای «قلچه» با خانواده راهی «خانلق» شد. او از همان کودکی با قوشمه مأنوس بود و پدرش محمد را جانشین شایسته خود دیده و سازش را دستش داده بود. محمد هم خیلی زود مهارتش را در نوازندگی ساز‌های دیگری مثل دهل و دوتار و کمانچه و سرنا به رخ کشید.

خان محمد دست کم شصت سال به صورت حرفه‌ای نوازندگی و استادی کرد و صاحب پنج پسر شد که فقط پسر بزرگش، اصغر، پی موسیقی را گرفت و نوازنده سنتور شد. محسن، برادرزاده خان محمد، هم دوتار و کمانچه می‌زند، اما به ادعای او پس از مرگ عمویش قوشمه در شمال خراسان مرد؛ و این چه بسا خواسته خان محمد بوده است از سر استیصال....

هیچ کدام از نزدیکان خان محمد از یاد نمی‌برند که او هروقت که دست به ساز می‌برد، اشک امانش را می‌برید و می‌گفت من عاشق نوازندگی ام، اما این شغل به من وفا نکرد....

او همیشه نصیحتش به کوچک تر‌های خانواده این بود که بروند پی کاسبی که از هنر و موسیقی نمی‌شود امرارمعاش کرد. او هم مثل محمد یگانه، علیرضا سلیمانی و بسیاری دیگر از اهالی موسیقی مقامی، دل شکسته ساز بود و نشان درجه یک هنری برایش آب و نان و درمان نشد. این آخر‌ها پزشکان شیروان جوابش کرده بودند، اما او که از پس هزینه‌های درمان برنمی آمد، هرگز برای مداوا پایش به مشهد نرسید.

او در آخرین مصاحبه تصویری اش گفته بود: «کسی به ما اهمیت نمی‌دهد. کسی دیگر از ما نمی‌پرسد از کجا آمدی و چه کار می‌کنی.»
او که همه جانش را گذاشته بود پای موسیقی اصیل کشورش، حسرت انتشار حرفه‌ای آثارش را با خود به گور برد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->