به گزارش شهرآرانیوز، آیتالله خامنهای رئیسجمهور وقت در ۳۱ مرداد سال ۱۳۶۱ در گفتوگو با روزنامهی جمهوری اسلامی پیرامون حادثهی ۸ شهریور (شهادت شهیدان رجایی و باهنر)، ماجرای کاندید شدن شهید رجایی برای نخستوزیری را روایت کرده بودند.
ایشان چنین روایت کرده بودند:
«یک روز از طرف مجلس شورای اسلامی عدهای از نمایندگان انتخاب شدند برای این که بروند محل ساختمان مجلس شورای ملی سابق را ببینند و ارزیابی کنند که آیا میشود مجلس شورای اسلامی منتقل شود به آن جا یا نه. در آن عده بنده بودم و شهید رجایی بود و بعضی دیگر بودند.
ما رفته بودیم داشتیم آن ساختمان مجلس شورای ملی را بازدید میکردیم و نگاه میکردیم. یک گوشهای خسته شده بودیم نشسته بودیم، من و رجایی پهلو همدیگر بودیم، صحبت کابینه شد و این که چه کسی نخست وزیر بشود و اینها، من یکهو به ذهنم آمد که شهید رجایی چطور است برای این کار. گفتم مثلاً شما، اگر کاندید بشوی، قبول میکنی؟ فکری کرد و گفتش که نمیدانم، ببینم. گفتم که چرا شما نخست وزیر نشوی... ایشان رد نکرد، بعد ما آمدیم با دوستان صحبت کردیم. من با مرحوم شهید بهشتی و برادران دیگر صحبت کردم، گفتم من با رجایی صحبت کردم و به ذهنم این آمده، رجایی هم رد نکرده. این فکر در بین جمع ما قوت گرفت و ما به عنوان یک کاندیدای مورد قبول، مسألهی نخستوزیریایشان را تعقیب کردیم.
خوشبختانه در شورای مرکزی حزب این را مطرح کردیم، رأی خیلی زیادی آورد با این کهایشان میدانید عضو حزب جمهوری اسلامی نبودند... اعضای شورای مرکزی حزب بهایشان بیشترین رأی را دادند. خیال میکنم مثلاً فرض کنید که چهل و چند امتیاز از فرض کنید پنجاه امتیاز مثلاً بهایشان داده شد... و دیگر از همین جا شروع شد تا به نخستوزیریایشان منتهی شد.»
منبع: فارس