نیما کرمی و دو نقطه؛ احیای ادبیات فارسی با زبان امروزی مهلت ارسال آثار به سیزدهمین جشنواره مد و لباس فجر تمدید شد فیلم کوتاه «بی‌گناه» به جشنواره بین‌المللی آمریکا راه یافت قسمت‌های جدید «پت و مت» ساخته می‌شود + فیلم مستند بالی برای پرواز، پژواک عملیات اچ ۳ و پیام روشنی برای پایگاه نظامی دیه‌گو گارسیا آمریکا امشب، خلاصه قسمت‌های سریال پایتخت ۷ را ببینید جدول پخش فیلم‌های سینمایی امروز تلویزیون اعلام شد (۱۵ فروردین ۱۴۰۴) حسین قلی‌زاده، هنرمند مجسمه‌ساز، درگذشت انتقاد به زبان کمدی و با عرض معذرت دانلود قسمت یازدهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم بهترین سریال ۲۰۲۴ از منظر منتقدان از فردا روی آنتن است مروری بر کارنامه بازیگرانی که در سال گذشته رکورد زدند | پرکارترین بازیگر زن سینمای ۱۴۰۳ کیست؟ فیلم «پدرخوانده» کجا فیلم‌برداری شد؟ نظر بهتاش فریبا درباره استفاده از اسمش در پایتخت | تنابنده باید به من زنگ می‌زد کدام فیلم‌ها امروز از تلویزیون پخش می‌شود؟ (۱۴ فروردین ۱۴۰۴) واکنش اداره کل فرهنگ و ارشاد کرمان به لغو کنسرت حامد همایون انیمیشن «سفینه نجات» به مرحله تولید رسید نگاهی به حواشی «پایتخت ۷» دانلود قسمت دهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم جدول پخش فیلم‌های سینمایی امروز تلویزیون اعلام شد (۱۳ فروردین ۱۴۰۴)
سرخط خبرها

یادداشت سعید عقیقی برای درگذشت مسعود مهرابی: اصرار داشت صدای خودش را بشنود

  • کد خبر: ۴۱۰۷۴
  • ۱۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۶:۳۰
یادداشت سعید عقیقی برای درگذشت مسعود مهرابی: اصرار داشت صدای خودش را بشنود
سعید عقیقی، نویسنده و منتقد سینما، در کانال تلگرامی‌اش با انتشار عکسی درباره مسعود مهرابی و خلق‌و خویش نوشته است.

به گزارش شهرآرانیوز-

یادداشت افشین هاشمی برای درگذشت مسعود مهرابی: کتابش را بلعیده بودم

سعید عقیقی |  فیلم‌نامه‌نویس، مدرس، منتقد و کارگردان سینما

اصرار داشت صدای خودش را بشنود؛ با همان وسواس همیشگی. چندبار روی تلگرام پیام گذاشت که فیلم چه شد و به کجا رسید؟ برایش نوشتم در حال تدوین است. گفت با دوربین خوب نیستم. جلویش که می‌نشینم زیاد تپق می‌زنم و معذّبم. این اواخر چندبار تلفنی با هم حرف زدیم. حرف مرگ برادرم شد و گفت تاریخ سینمای ایران را وقتی نوشتم که بدترین حال را داشتم. وقتی حال ناجور داری فقط بنویس. به حرفش گوش کردم و نتیجه‌اش شد دو کتاب در زمانی کوتاه. آخرین باری که به مجلّه فیلم رفتم برای گرفتن تصویر او بود. پنج‌شنبه روزی بود و در مجلّه برخلاف ایام جوانی من پرنده پر نمی زد. در اتاق اش همیشه باز بود. با حرمت و محبت، آمد و نشست توی تحریریه. همان جا که نویسندگان مجلّه فیلم همدیگر را پیدا می کردند. شاید آن چه داشت می‌توانست به بد اخلاقی تعبیر شود، اما به نظرم بداخلاقی نبود. عادت داشت همان‌جور که فکر می‌کرد حرف بزند؛ مستقیم، و واضح و حتی گاه بی‌اعتنا به حسّ مخاطب اش، که هیچ‌یک به خودی خود عیب نبود. اولویّت دادن به کار، نظم‌پذیری و حضور دائمی‌اش نمونه بود. همین که نزدیک ِ چهل سال در یک اتاق، پشت ِ میزی بنشینی و فقط بکوشی مجلّه سینمایی ِباکیفیّت دربیاوری، یعنی نظم را معنا کرده‌ای. هنوز تنها کتاب تاریخ سینمای ایران که خوب یا بد، ممهور به مُهر تحلیل و قضاوت نویسنده اش است، کار اوست. تلفن‌اش می گوید در واتس‌اَپ تا ساعت یازده و هشت دقیقه دیشب حضور داشته، یعنی نفس می‌کشیده و می‌توانسته جواب بدهد. می‌توانسته؟ حتما وسواس خیلی چیزها را داشته؛ از مجلّه بگیر تا ...


بایگان ِ درجه یکی بود. هوش و حواس درستی داشت و سابقه طراحی و تاریخ‌نگاری‌اش همواره به یاری‌اش می آمد. هنوز می‌توانم تعدادی از مطالب اش را از حفظ بخوانم و چند نمونه از کاریکاتورهایش در سرم می‌گردد. حتی وقتی هنوز "مسعود بهرامی "بود. گاهی که فرصت داشت از عشق‌های مشترکمان ، گرترود، فریاد، دروازه جهنّم و پول حرف می‌زدیم. من بداخلاقی‌ای از او ندیدم و نام آن چه از او دیده ام بداخلاقی نمی‌گذارم. شنیدم در خواب مُرده؛ که اگر راست باشد سعادتی ست. لابد دردها را پیش‌تر کشیده و دم ِ آخر آرام خُفته تا با دقّت و وسواسی که خاص خودش بود، به صدای مرگ گوش کند. خبر داشتم مریض است؛ اما مرگ اش تکان ِ دیگری بود. شاید یکی از آخرین نشانه‌های حضورش دربرابر دوربین، در همین تحریریّه مجلّه فیلم بود: جایی که با این جمله شروع کرد : "ما یه تاریخی داریم که ..." چهره و خُلق و کارها و صدای مسعود مهرابی، هر چه بود، همواره دریادم می مانَد.

 

 

مسعود مهرابی، نویسنده، کارتونیست و مدیرمسئول مجله «فیلم»، درگذشت

 

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->