به گزارش شهرآرانیوز؛ برخلاف تصور رشد نامحدود فناوریهای پیشرفته، بررسیها نشان میدهد اکنون محدودیتهای انرژی، زنجیره تأمین و مواد اولیه به عوامل تعیینکننده سرعت توسعه این فناوریها تبدیل شدهاند. در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، خودروهای برقی و زیرساختهای انرژی نو، فناوری بهطور مستقیم به ظرفیتهای فیزیکی اقتصاد جهانی، از جمله بازار فلزات و مواد اولیه گره خورده است.
وقتی قیمت فولاد افزایش پیدا میکند، اثر آن به سرعت در صنایع ساختمان، زیرساخت و مسکن دیده میشود. افزایش قیمت فولاد یا کمبود عرضه آن میتواند هزینه اجرای پروژههای عمرانی، را افزایش دهد و به همین دلیل تحلیلگران اقتصادی همواره بازار فولاد را یکی از شاخصهای مهم فعالیتهای عمرانی و ساختمانی میدانند.
در اقتصاد فناوریمحور امروزی، گروه دیگری از فلزات نیز نقشی مشابه فولاد پیدا کردهاند. فلزاتی مانند مس، نقره، لیتیوم، نیکل، کبالت و عناصر خاکی کمیاب امروزه ستون اصلی فناوریهای پیشرفته هستند. در واقع اگر افزایش قیمت فولاد میتواند بر بازار مسکن اثر بگذارد، اختلال در عرضه یا افزایش قیمت این فلزات نیز میتواند بر توسعه فناوریهای نوین، انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی و زیرساختهای دیجیتال اثرگذار باشد.
مس را میتوان مهمترین فلز عصر الکتریسیته دانست. امروزه وابستگی مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی یا تجهیزات مخابراتی و ارتباطی به این فلز، بیش از پیش در حال افزایش است. نقره علاوه بر جایگاه سنتی خود در بازارهای مالی، یکی از مهمترین فلزات مورد نیاز سلولهای خورشیدی، حسگرها و تجهیزات دقیق و بسیاری از تجهیزات الکترونیکی است. بخش عمده تولید جهانی نقره در تعداد محدودی از کشورها متمرکز است و هرگونه اختلال در عرضه این فلز میتواند بر زنجیره توسعه انرژیهای تجدیدپذیر اثر بگذارد.
لیتیوم، نیکل و کبالت نیز در قلب صنعت ذخیرهسازهای انرژی قرار گرفتهاند. این فلزات در تولید باتریهای مورد استفاده در خودروهای برقی و تجهیزات الکترونیکی قابل حمل نقش پر رنگی دارند. عناصر خاکی کمیاب نیز مجموعهای از ۱۷ عنصر هستند که در حجم کم مصرف میشوند، اما نبود آنها میتواند کل یک فناوری مانند توسعه خودروهای برقی، توربینهای بادی یا برخی از تجهیزات نظامی را متوقف کند.
در آوریل ۲۰۲۵، در واکنش به افزایش تعرفههای آمریکا، چین محدودیتهای صادراتی بر تعدادی از عناصر خاکی کمیاب سنگین و آهنرباهای مرتبط اعمال کرد و صادرات این مواد را ملزم به دریافت مجوزهای خاص کرد. این اقدام چین یک اهرم متقابل بسیار قدرتمند در برابر جنگ تعرفهای ایجاد کرد.
در سمت عرضه مس، شیلی بهعنوان بزرگترین تولیدکننده جهان با افت تولید روبهروست و سرمایهگذاری در پروژههای جدید معدنی نیز به شدت کاهش یافته است. بودجه توسعه معادن در سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸ تقریباً ۵۰ درصد کمتر از دوره قبل برآورد میشود. ️
در مقابل، تقاضا همچنان قدرتمند باقی مانده است. رشد مراکز داده هوش مصنوعی، توسعه شبکههای برق، خودروهای برقی و افزایش هزینههای دفاعی، مصرف مس را در سطوح بالایی نگه داشتهاند. تنها مراکز داده میتوانند تا حدود ۴ درصد عرضه جهانی مس را جذب کنند.
تحولات ماهها و هفتههای اخیر بازار مس نشان میدهد نگرانی از رکود اقتصادی و نرخ بهره بالا قیمتها را تحت فشار قرار میدهد. از سوی دیگر، موجودی انبارهای بازار مس کاهش یافته و بسیاری از پیشبینیها از کمبود عرضه در سالهای آینده خبر میدهند.
برخی تحلیلگران معتقدند توسعه روزافزون بخش زیرساخت در شبکههای برق یا فناوریهای مراکز داده و هوش مصنوعی در بلندمدت، کمبود عرضه را جدی میکند و ممکن است نیروهای رکودی قیمت مس را خنثی کند. این افزایش قیمت، در نهایت به کند شدن یا گران شدن توسعه فناوریهایی مانند مراکز داده، خودروهای برقی و زیرساختهای انرژی نو منتقل میشود.
در چنین روندی، فناوری در حال حرکت به سمت یک مدل محدودیتمحور است؛ یعنی برخلاف تصور از رشد نامحدود دیجیتال، اکنون محدودیتهای انرژی، زنجیره تأمین و مواد اولیه به عوامل تعیینکننده سرعت توسعه تبدیل شدهاند. برای مثال، گسترش مراکز داده و مدلهای هوش مصنوعی به زیرساختهای عظیم برق و خنکسازی وابسته است و همین مسئله تقاضای فلزات رسانا را بهصورت ساختاری افزایش داده است. در حوزه خودروهای برقی نیز، افزایش شدت مصرف مواد در هر واحد محصول باعث شده رشد فناوری مستقیماً به رشد تقاضای مواد معدنی گره بخورد.
در این چارچوب، فلزاتی مانند مس، نقره و روی نقش متغیرهای پنهان سرعت توسعه فناوری را پیدا کردهاند. مس بهعنوان ستون فقرات انتقال انرژی و داده، عملاً به شاخص ظرفیتپذیری زیرساخت فناوری تبدیل شده است. نقره در لایههای دقیقتر فناوریهای خورشیدی و الکترونیک، هم نقش صنعتی و هم نقش مالی پیدا کرده و نسبت به شوکهای کلان حساستر عمل میکند.
در نتیجه، روند فناوری در حال حاضر از یک مسیر خطی رشد دیجیتال به یک مسیر چندلایه و محدودیتمحور تغییر کرده است؛ مسیری که در آن سرعت نوآوری نهتنها به پیشرفت نرمافزار، بلکه به ظرفیت تأمین مواد، امنیت زنجیره تأمین و پایداری زیرساختهای صنعتی وابسته است. این یعنی فناوری در حال ورود به مرحلهای است که در آن، مواد اولیه به اندازه ایدههای نوآورانه تعیینکننده آینده توسعه خواهد بود.
منبع: فارس