به گزارش شهرآرانیوز، مشهد این روزها تنها میزبان زائران ایرانی نیست؛ از گوشهوکنار جهان نیز چهرههایی با پیشینهها و ملیتهای مختلف خود را به پایتخت معنوی ایران رساندهاند تا از نزدیک حالوهوای تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی بهعنوان یکی از مهمترین اتفاقات تاریخ مشهدالرضا (ع) را تماشا کنند. در میان خیل عظیم این مهمانان، دو فعال رسانهای و اجتماعی از ایرلند نیز پس از حضور در تهران، حالا در مشهد هستند تا حماسه را ببینند، آن را ثبت و ضبط کنند و از این پس، سفیران حقیقت در دنیا باشند. این روایت، ثمره فرصتی محدود، اما ناب در گفتوگو با این دو فعال رسانهای ایرلندی است.
سؤالاتمان یکسان بود. از هر دو پرسیدیم «چه زمانی به ایران آمدند و در کدام مراسمها شرکت کردهاند». از آنها درباره مشاهداتشان پرسیدیم؛ از اینکه ایرانیان را، اشکهایشان را، عشقشان را و انگیزههایشان را چگونه دیدهاند. آخرین پرسش نیز درباره زیباترین تصویری است که از سفرشان به ایران در خاطر دارند.
اولین نفر «تاگ هیکی» است؛ همان کمدین مشهوری که همیشه با طنز تلخ و گزندهاش درباره تاریخ جنایات رژیم صهیونیستی، حقوق پایمالشده ملت فلسطین و جنگها در کانون توجه علاقمندان این حوزه قرار داشته است. او در پاسخ به سؤالاتمان گفت: البته من قبلاً به تهران آمده بودم، اما این هفته بهطور خاص فقط برای مراسم آمدم. شایسته است اگر بگویم فضا اینجا خیلی پرشور و پرانرژی است. مردم عزاداری میکنند، اما در خیابان پر از انرژی است. این صحنه واقعاً شگفتانگیز است. همبستگی مردم به من انرژی میدهد.
این هنرمند ایرلندی افزود: این نظریه در غرب مشهور است که اولاً ایران یک کشور عقبافتاده است و کشوری است که نمیتوان به آن اعتماد کرد. همچنین مردمش هیچ علاقهای به حکومت ندارند، اما آنچه من در سه روز اخیر دیدهام، دقیقاً برعکس این بود. من یک تمدن پیشرفته را از جنبههای مختلف میبینم. میبینم که مردم نسبت به حکومت و رهبر خود علاقه و احترام دارند. این موضوع برای من کاملاً قابل درک است، زیرا او رهبری بود که اجازه نداد کشورش در برابر امپریالیسم آمریکا سر خم کند.
تاگ هیکی تصریح داشت که خودش را یک ضدامپریالیست میبیند. او تأکید کرد: برای من افتخار بزرگی است که اینجا باشم. زیباترین صحنهای که طی این چند روز دیدم، حضور در یکی از میدانهای تهران دو شب پیش بود؛ جایی که گروهی از مردان را دیدم که در غم و اندوه با یکدیگر متحد شده بودند و کنار هم اشک میریختند. من در تمام عمرم در ایرلند هرگز چنین صحنهای ندیده بودم.
این هنرمند ایرلندی خاطرنشان کرد: این صحنه عمیقاً مرا تحت تأثیر قرار داد، زیرا فقط عزاداری و سوگواری نبود؛ چیزی فراتر از آن بود. نمیتوان این سطح از وحدت، شور، ایمان و تلاش برای آزادی را نابود کرد. به نظر من، غرب دقیقاً با همین موضوع مشکل دارد؛ با وحدت مردم ایران. شعار و هشتگ «باید برخاست» دقیقاً همان چیزی است که دشمن از آن هراس دارد. همه ملتهای آزاده و ضد امپریالیست جهان باید در کنار ایران بایستند و همراه آن برخیزند. اکنون زمان این کار است.
حال و هوای دومین سوژه مصاحبه ما زمین تا آسمان با تاگ هیکی و حالوهوای کمدی آن فاصله داشت. «فرانک هیوز» همان روزنامهنگار و تحلیلگر سرشناسی که سالهاست برای بسیاری از رسانههای جهان یادداشت و تحلیل مینویسد، اینبار در مقابل دوربین شهرآرانیوز قرار گرفت و از مشاهداتش از سفر به ایران گفت.
وی بیان کرد: نام من فرانک هیوز است. جمعه گذشته وارد ایران شدم. دلیل حضورم هم این است که همیشه در غرب، در کشورم و در بلفاست به مردم میگویم که در کنار محور مقاومت ایستادهام و از ایران حمایت میکنم. چطور میتوانستم بگویم در کنار ایران هستم، اما از این فرصت برای ابراز همبستگی، محبت، همدردی و همراهی با مردم ایران استفاده نکنم؟ من برای ادای احترام به آیتالله سیدعلی خامنهای و همدردی با مردم ایران آمدهام؛ برای شهادت ایشان، دخترشان و نوهشان برای من یادآور واقعه کربلاست.
این تحلیلگر ارشد ایرلندی تصریح کرد: از امام حسین (ع) تا آیتالله خامنهای، قرنها فاصله است، اما امروزه ظلم همان ظلم است. امام حسین با آن مبارزه کرد، آیتالله خامنهای با آن مبارزه کرد. ژنرال سلیمانی با آن مبارزه کرد، سیدحسن نصرالله نیز با آن مبارزه کرد. همین مبارزه با ظلم است که مرا به ایران کشانده است. میخواهم احترام خود را به آیتالله، مردم ایران، محور مقاومت، امت اسلامی و ملت مقاومت ابراز کنم.
به گفته فرانک هیوز، سیاستی که با ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی، یمنی و سعودی، لبنانی و مصری دنبال میشود، همان ابزار امپریالیست جهانی برای نابودی منطقه است، زیرا غرب، خواهان منابعی است که به مردم ایران تعلق دارد. او افزود: آنها میخواهند ایران را به سال ۱۹۵۳ و دوران شاه بازگردانند. آنها میخواهند ثروت ایران را به بانکهای نیویورک و تلآویو منتقل کنند. آنها میخواهند مردم ایران را فقیر، محروم و گرفتار مبارزه برای بقا نگه دارند. تحریمها طی چهار دهه دقیقاً با همین هدف اعمال شدهاند.
این نویسنده ایرلندی خاطرنشان کرد: در غرب به ما میگویند ایران کشوری است که روحانیون بر آن حکومت میکنند. دموکراسی وجود ندارد، دیکتاتوری حاکم است و مردم از ارتش و پلیس میترسند، اما آنچه من میبینم، صدها هزار انسانی است که در این مراسم حضور یافتهاند. اینجا من جامعهای منسجم و متحد میبینم. مردم را میبینم که لبخند میزنند، اشک میریزند، میخندند، در سوگ بر سینه میزنند. شما دقیقاً به همین نیاز دارید؛ به اتحاد!