شهادت، پاداش مجاهدتهای بیوقفه کسی بود که در ساحت اندیشه و عمل، شخصیتی جامعالاطراف و چندبعدی داشت. اگرچه نام او همواره با کسوت روحانیت عجین بود و در التزام عملی به احکام الهی و تعمیق معارف دینی اسوهای بیبدیل محسوب میشد، اما آنچه در این میان کمتر مورد واکاوی قرار گرفته، نبوغ راهبردی و اشراف خیرهکننده ایشان در ابعاد نظامی و دفاعی است.
نگاهی که امروز ثمره آن را در اقتدار بازدارنده ایران در برابر ائتلاف شوم استکبار و صهیونیسم در «جنگ رمضان» به وضوح میبینیم. یکی از نقاط عطف نگاه این شهید بزرگوار، ایستادگی سدگونه در برابر نسخههای وارداتی دفاعی بود. نقل است که در سالهای نهچندان دور، زمانی که برخی پیشنهاد خرید موشکهای ارزانقیمت از کشورهای جدا شده از شوروی سابق را مطرح کردند، ایشان با قاطعیتی که نشان از درک عمیق مخاطرات استراتژیک داشت، این پیشنهاد را رد کردند.
حتی در روایت نزدیکان، ایشان با تأکید فراوان و لحنی نهیکننده فرمودند: «فقط مسیر خودکفایی را دنبال کنید و بسازید.» این دستور نهادی، زیربنای «اقتدار بومی» شد. ایشان بهخوبی میدانستند که خرید سلاح، یعنی گرهزدن امنیت ملی به اراده بیگانگان؛ همان مسیری که برخی در پیامهای خود به سادهانگاری ترویج میکردند. نگاه راهبردی ایشان این بود که اگر ما در آن مقطع به خرید تن میدادیم، هرگز به این سطح از کمیت و کیفیت در تولیدات نظامی دست نمییافتیم. این یک سیاستگذاری کلان برای تضمین امنیت نسلهای آینده بود.
ایشان در میدانهای نبرد، از روزهای نخست جنگ تحمیلی و تشکیل ستاد جنگهای نامنظم در کنار شهید چمران تا سالهای بعد، همواره نقشی فراتر از یک ناظر داشتند.
ایشان در مدیریت اختلافات ساختاری بین ارتش و سپاه، با نگاهی وحدتبخش و اعتمادی راهبردی به جوانانی همچون شهید حسن باقری، جریان دفاع را به سمت پیروزی هدایت میکردند. شیوه فرماندهی ایشان، تأسی به مکتب امام راحل بود؛ فرماندهی با «تسخیر قلبها». فرماندهان نظامی که با او دیدار میکردند، در واقع انرژی پایانناپذیر و روحیهای پولادین دریافت میکردند تا در دشوارترین صحنهها، تا آخرین لحظه بایستند.
این استقامت بینظیر که امروز در میدان عمل دیده میشود، ریشه در همان جلساتی دارد که ایشان با بصیرت و روحیه انقلابی خود، به فرماندهان تزریق میکردند. آنچه امروز بهعنوان اقتدار ملی در برابر فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی شاهدیم، میوه درختی است که ایشان با سختگیریهای راهبردی و تشویقهای دلسوزانه در عرصه دانش نظامی آبیاری کردند.
ایشان نه تنها یک روحانی وارسته، بلکه یک استراتژیست زمانشناس بود که گویی وقوع تقابلهای بزرگ آینده را پیشبینی کرده بود. او به ما آموخت که اقتدار، خریدنی نیست؛ بلکه در آزمایشگاههای خودکفایی، در کلاسهای آموزش چریکی و در قلب فرماندهانی که با ایمان راسخ به راه او، از سرزمین و منافع ملت دفاع میکنند، ساخته میشود. اگر بخواهیم امروز از منظر دستاوردهای نظامی، توان موشکی، قدرت دریایی و تجهیزات پیشرفتهای که در «جنگ اخیر» (جنگ رمضان) شاهد آن هستیم سخن بگوییم، باید بپرسیم: این برکات مادی و معنوی، از کجا آمده است؟
پاسخ ساده است: از همان زیربنای فکری و سیاستگذاریهای سختگیرانه رهبر شهید انقلاب. امروز که دشمنانی همچون ترامپ و جریان صهیونیسم، با لفاظیهای توخالی سعی در تخمین توان ما دارند، غافل از این هستند که با یک «نیروی خودکفا» روبهرو هستند که بر اساس دستورات آن شهید بزرگوار، سالها در آزمایشگاهها و کارخانهها، امنیت ملی را با عرق جبین و دانش بومی ساختهاند.
اگر آن روزها، همانطور که پیشتر گفته شد، به دنبال خرید تسلیحات ارزان و وابسته بودیم، امروز در برابر حملات ترکیبی دشمن، نه تنها فاقد قدرت پاسخ مقتدرانه بودیم، بلکه کل کیان ملی و حاکمیت کشور در معرض فروپاشی و تحمیل اراده بیگانه قرار میگرفت. اما نباید از یاد برد که نبوغ ایشان تنها در ابعاد سختافزاری و تسلیحاتی نبود؛ ایشان یک «مدیر جامع» و یک «رهبر جریانات» بودند.
یکی از بزرگترین پیشبینیهای ایشان، موضوعی بود که امروز در میدان جنگ، محاسبات تمام استراتژیستهای جهان را به هم ریخت: «نقش قهرمانانه و ایستادگی مردم.» در تمام تاریخ جنگهای جهان، با آغاز درگیریها، معمولا جریانات مهاجرت و کوچ اجباری آغاز میشود؛ مردم از مراکز درگیری فرار میکنند و زنجیره اقتصادی و اجتماعی کشور از هم میگسست.
اما در ایران، سناریویی کاملا متفاوت رقم خورد. همانطور که ایشان پیشبینی کرده بودند، مردم نهتنها فرار نکردند، بلکه در همان شبهای نخست، با حضور خود در صحنه، به یک «سپر دفاعی انسانی» تبدیل شدند. این ایستادگی، محصول آن تربیت چندبعدی بود که ایشان در تمام عرصهها-از معنویت و اخلاق گرفته تا مدیریت سیاسی و نظامی-در مردم و نیروهای مسلح نهادینه کرده بودند.
ایشان آموخته بودند که مقاومت، تنها یک دستور نظامی نیست، بلکه یک «فرهنگ زیستن» است. این همبستگی، وحدت و همگرایی میان مردم و نیروهای مسلح، همان عاملی است که باعث شد در جنگ اخیر، دشمن با شکستی بیسابقه در محاسبات خود روبهرو شود.
در نهایت، باید گفت که موفقیت امروز ما در حفظ حریم کشور و نشان دادن اقتدار در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، نشاندهنده میزان درستی مسیر انتخابشده توسط آن رهبر بزرگوار است. نیروهای مسلح، از ارتش و سپاه گرفته تا نیروهای انتظامی، با جان و دل، آن دستورات راهبردی را به مرحله عمل درآوردند و مردم نیز با نمرهای بسیار بالا، وظیفه خود را در این همبستگی ملی ایفا کردند.
آن شهید عزیز، که با تسخیر قلبها فرماندهی میکرد، امروز در هر پرتاب موشک دقیق، در هر مانور دریایی مقتدرانه و در هر ایستادگی مردمی در برابر طوفان دشمن، زنده و ماناست. او به ما آموخت که اقتدار، نه با خرید سلاح، بلکه با ساختن سلاح و ساختن «انسان مقاومتکننده» به دست میآید و امروز، ایران با تکیه بر همین میراث، مقتدر ایستاده است.